کد خبر: 781680
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۹
براي جوگيرها جو مثبت ايجاد كنيم
من تصور مي‌كنم چون ما هميشه فكر مي‌كنيم مشكلي كه ايجاد شده مربوط به من نوعي نيست، من مسبب آن نبودم پس...
سياوش كشميري
من تصور مي‌كنم چون ما هميشه فكر مي‌كنيم مشكلي كه ايجاد شده مربوط به من نوعي نيست، من مسبب آن نبودم پس لازم نيست در جهت حل كردن آن قدمي بردارم مشكلات قوي‌تر از قبل مي‌شوند. تأسف‌آورتر اين است كه در اكثر مواقع ما هم مشكلات را درك مي‌كنيم، هم مي‌دانيم سريع‌ترين راه براي حل آن چيست اما چون خودمان را مقصر نمي‌دانيم منفعلانه از كنارش رد مي‌شويم و به خودمان مي‌گوييم اين مشكل همان كساني است كه ايجادش كردند پس خودشان هم بايد حلش كنند غافل از اينكه اگر ايجادكننده خودش از رفتارش خبر داشت و توان حل كردن مشكل را داشت كه مسبب شكل گرفتنش نمي‌شد!  درست مثل زباله ريختن در سطح شهر. ما مي‌گوييم خب زباله كه همه جا هست پس ما هم زباله‌مان را بريزيم روي زمين. درحالي كه بايد يك‌بار به خودمان بگوييم اگر ديگري مي‌ريزد مربوط به خودش است من بايد پيشقدم بشوم و زباله نريزيم تا ديگران الگوبرداري كنند. جالب اينجاست كه شما امروز با هر راننده‌اي هم در مورد بي‌نظمي، ترافيك‌هاي سنگين و غيره صحبت كني مي‌داند راه‌حل چيست اما منتظر است يا يك راهي از آسمان نازل يا حتماً يك سازمان دولتي وارد عمل شود. معضلات رانندگي ما به شدت نياز به فرهنگسازي دارد.
            
جريمه لازم است، اما كافي نيست

به نظر من اصلاح رفتارهاي غلط هم بايد با فرهنگسازي باشد هم با جريمه. تنها راه‌حل جريمه نقدي نيست در بسياري از كشورها ضبط و لغو اجازه رانندگي يكي از روش‌هاي حذف تخلفات است يا در بعضي از كشورهاي آسيايي مجازات اجتماعي جزو جريمه‌هاست. همه اينها در حالي است كه مردم هنوز به بزرگي اشتباهشان پي نبرده‌اند و فكر مي‌كنند با چند هزارتومان جريمه خطايشان پاك مي‌شود در حاليكه براي بسيار از اشتباهات رانندگي ما مثل حركت با دنده عقب در بزرگراه‌ها كه بسيار وحشتناك و خطرآفرين است هيچكس نمي‌تواند جريمه نقدي تعيين كند چون شدت خطر بسيار بزرگ است. از اين رو است كه من با اصل جريمه موافقم اما با نقدي بودنش موافق نيستم. ما بايد كاري كنيم كه بسياري از رفتارهاي عجيب كه متأسفانه در كشور ما كاملاً عادي است و در ساير كشورهاي جهان اصلاً وجود ندارد از فرهنگ رانندگي ما كاملاً حذف و محو شود.  شما در كشوري از دنيا نمي‌تواني ببيني كه راننده در بزرگراه دنده عقب گرفته و با سرعت در حال حركت از گوشه است اما در ايران اين يك رفتار عادي است. شما به هر بزرگراهي كه مي‌رسي بايد اين انتظار را داشته باشي كه قبل و بعد از هر خروجي تعدادي ماشين با دنده عقب در حال حركت در خلاف جهت بزرگراه هستند. خلاصه اينكه من مخالف جريمه كردن نيستم اما قطعاً معتقدم جريمه به تنهايي كارگشا نيست و فرهنگسازي بايد با تنبيه و توبيخ همزمان باشد اما از آنجاكه نسل جوان و جديد فرهنگسازي از نوع سنتي و قديمي را قبول نمي‌كند بهتر است با ايده‌ها و استفاده از فضاهاي جديد فرهنگسازي كنيم.  جالب اينجاست كه همه فكر مي‌كنند رانندگي يك رفتار براي بروز فرهنگ راننده است اما من به هيچ وجه به اين جمله اعتقاد ندارم چون رانندگان بسياري را مي‌شناسم كه از سطح فرهنگ بالايي برخوردار هستند اما در رانندگي افتضاح هستند.

البته من معتقدم رفتارهاي رانندگي ما بيشتر از روي عادت است البته براي اين نظرم دليل دارم. شما وقتي وارد اتوبان صدر مي‌شويد نمي‌بينيد كه راننده‌اي از روي خطوط عبور كند، با سرعت رانندگي كند يا سبقت بگيرد يا زماني كه پمپ بنزين مي‌رويد نمي‌بينيد كه كسي صف را رد كند و بيايد خودش را جلوي همه جا بدهد. به همين خاطر است كه مي‌گويم اغلب رفتارهاي ما عادت‌هايي است كه قابل تغيير هستند. شايد اگر راننده‌اي در خيابان مدام تغيير مسير مي‌دهد دليلش زياد بودن تعداد خودروهاست يا او مشكل شخصيتي دارد كه اينطور رفتار مي‌كند و به‌جاي مسير مستقيم مدام به فكر تغيير لاين است.


به عنوان مثال خاطرتان هست تا پيش از اين مردم در مورد استفاده از كمربند با اين وجود كه مي‌دانستند و ايمان داشتند استفاده از آن ضروري و صحيح است اما امتناع مي‌كردند. رفته رفته همزمان با فرهنگسازي و جريمه كردن توأم با هم مردم به اين نگرش رسيدند كه اين قانون صرفاً براي حفظ جان آنهاست پس در نتيجه اين شد كه امروز مي‌بينيم كمربند بستن به يك عادت اوليه زمان سوارشدن ماشين تبديل شده است.


مردم وقتي نتايج مثبت يك رفتار را حس كنند كم كم آن را مي‌پذيرند. الان مردم از رفتارهاي خطرناك برخي رانندگان خسته شده‌اند. مردم از بودن راننده‌هاي خاطي و ترسناك خسته شده‌اند. نه ترسناك به معناي واقعي بلكه راننده‌هايي كه با حركت‌هاي نمايشي و ويراژ دادن بين خودروها و خطوط باعث عصبي شدن ديگران مي‌شوند. مردم وقتي مي‌بينند در مسيرهاي خاص كه اجبار حركت بين خطوط وجود دارد چطور سنگين‌ترين ترافيك‌ها به خاطر حركت خودروها بين خطوط سريع روان مي‌شود، دوست ندارند ساعت‌ها در ترافيك‌هاي سنگين درون‌شهري معطل بشوند پس رفتار درست را پيش مي‌گيرند.

ظرفيت جوان‌ها را فراموش نكنيم

قبول دارم كه بيشترين تخلفات رانندگي سرعت و سبقت مجاز و انجام حركات نمايشي است و بيشترين مجرمين اين تخلفات نسل جوان هستند. اما از طرف ديگر بيشترين حاميان از حركت‌هاي خودجوش براي قانونمندي نيز هستند. من تخصص جامعه‌شناسي و روانشناسي خاصي ندارم كه بتوانم در اين باره توضيح دهم اما مطمئنم همانطور كه كشور ما كشور جواني است طبيعي است كه هم بيشترين مجرمان هم بيشترين قانونمدارانش جوان باشند و اين جاي تعجب ندارد. مهم اين است كه ما بتوانيم از يك گروه كم كنيم و به يك گروه ديگر اضافه كنيم و روند تغيير رفتارهاي مخرب و غيراجتماعي را به رفتارهاي فرهنگي در پيش بگيريم. 

نكته ديگر اينكه ما جوان‌هاي ايراني، شور و انرژي بسياري داريم. اين شور و انرژي همانطور كه زمان رانندگي ما را به با سرعت رفتن و هيجان داشتن تشويق مي‌كند همانطور هم زمان شكل‌گيري حركت‌هاي اجتماعي با شور پيگير كردن هدف آن، تشويق‌مان مي‌كند. اصل اين است كه ما در وجودمان انرژي و شعف داريم اما اينكه چطور از اين انرژي استفاده كنيم بستگي به عوامل اطرافمان دارد. خلاصه اينكه ما نسل تخته‌گاز هستيم فرقي ندارد در چه زمينه‌اي و چه زماني، مهم اين است كه ما ايراني‌ها بسيار جوگير هستيم اما مهم‌تر اين است كه ما بتوانيم جو مثبتي را ايجاد كنيم تا مردم به آن بپيوندند. 

ما همانطور كه مردمي هستيم كه ديوار مهرباني راه مي‌اندازيم يا حتي در حمايت از حيوانات كمپين راه مي‌اندازيم در مقابل با يك مسابقه ورزشي به فضاي مجازي حمله مي‌كنيم و صفحه آدم‌هاي خاص را فحش‌باران مي‌كنيم. حتي در نمونه‌هاي بسيار مي‌بينيم در مقابل يك عملكرد بي‌ادبانه شخصيتي معروف مردم مي‌روند در صفحه فضاي مجازي متعلق به اين فرد مي‌نويسند فلان فلان شده چرا بي‌ادبي كردي؟! خب اين مسخره است چون وقتي با بسياري از همين ايراني‌ها از روبه‌رو آشنا مي‌شوي مي‌بيني انسان‌هاي بسيار معقولي هم هستند اما همان جوي كه گفتم باعث شده برود و چنين مطلبي بگذارد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها