در نگاه كلان اقتصادي در خصوص الگوهاي پيشرفت و توسعه به ويژه در جهان سوم نگاههاي متعددي موجود است. از ديدگاه مشخصي كه گاه معيار پيشرفت شناخته ميشود، نگاه صرف به ظرفيتهاي خارجي، آن هم در سطح مياني و غيرراهبردي است. توجه به پروازهاي خارجي كه حامل هيئتهاي مختلف تجاري هستند بدون نگاه مشخص راهبردي و فرو گذاردن ظرفيتهاي مشخص از بنيادهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و بازگذاردن دست بوروكراسي غيرمفيد و مولد در اقتصاد كه نگاهي ناقص و وارداتي و بدون بهرهگيري از ساخت انگيزشي و مديريتي مثبت نظام سنتي – اجتماعي كشور اقدام به سنگاندازي در مقابل توسعه و پيشرفت به معناي واقعي آن كرده و رخوت شكست و بيانگيزگي را در مناسبات خرد و كلان جامعه حاكم ميكند.
اين نگاه سطحي را ميتوان به نظام مديريت اقتصادي سر به هوا تشبيه كرد كه دير يا زود آن نظام اقتصادي را به چاه و پل شكست و نابودي راهنمايي ميكند وليكن نگاه دومي در اقتصاد را ميتوان با توجه به تاريخ و تجارب كلي بشر در نظر گرفت و آن نگاه مثبت به ارزشهاي خودبنياد و اصيل برگرفته از سنتها و ارزشهاي ملي و نظام متكي بر ارزشهاي مثبت اخلاقي و انساني است كه در پرتو فراروايتهاي ارزشي و ديني اقدام به بنياد نظامهاي موفق اقتصادي و اجتماعي ميكند.
نكتهاي كه در اينجا فوقالعاده قابل اهميت است، ايمان مديران و تئوريسينهاي اقتصادي و اجتماعي نظامهاي توسعهيافته و موفق به ارزشهاي بومي و داخلي خود است؛ ارزشهايي كه قطع يقين با توجه به نگاهي كه ما به آن نظامهاي ارزشي و اخلاقي داريم داراي نقاط ضعف متعدد در حوزههاي نظري و فرآيندهاي كلي آن كشورها هستند وليكن عزم تصميمگيران در مديريت فرهنگي و اجتماعي نظام خود در جهت تكامل اقتصادي و اجتماعي با توجه به داشتههاي فكري و فرهنگي سنتي خود ظرفيت توسعه و پيشرفت را به صورت خارقالعاده براي آنها فراهم كرده است.
نمونه آن دوران رشد اقتصادي آسياي شرقي مانند ژاپن و مالزي است كه مبتني بر ارزشها و سنتهاي ديني و فرهنگي خود استوار بوده است يا در اوايل قرن بيستم و چين در اواخر قرن گذشته ميلادي، نگاهي كه با تمامي كاستيهاي آن ميتوان نگاه يا تلاش در راه اقتصاد سر به آسمان قلمداد كرد؛ آسماني كه اين جوامع با تلاش خود سعي كردند فرمانهايي كه از سوي آنكه (نگاه ديني و اخلاقي) است را فهم كرده و با بهرهگيري از اجتهادهاي نه چندان صحيح خود ولي با عزم و اراده و ايمان يا داشتههاي فرهنگي خود قدم در راه توسعه نهند.
نگاهي كه با عنايت به ظرفيت بيبديل فرهنگ ديني ايران و قابليتهاي فوقالعاده نظري و عملياتي كه داراست ميتواند محرك اصلي توسعه پايدار درونزاي موفق را براي ايران فراهم كند و شرط آن اين است كه نگاه ايراني در همه سطوح آن به واقع سر به آسمان لطف الهي با بهرهگيري از تدبير ديني نظام اخلاق اسلامي- ايراني و ابتكار و خلاقيت هوش جوان مبتكر وطني باشد كه در اين صورت كمال اجتماعي و اقتصادي در انتظار ايران ميباشد.