به گزارش تسنيم، بعد از مشخص شدن نتيجه انتخابات مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه تهران و پيروزي ليست «اميد»، برخي شخصيتهاي جريان موسوم به اصلاحطلب طي اظهارنظرهاي متعدد و به انحاي مختلف، نگراني خود را از آنچه بيتجربگي نمايندگان منتخب تهران ميخواندند، ابراز کرده و خواستار تشکيل فراکسيون در سايه براي مديريت نمايندگان منتخب تهران شدند.
محمدرضا تاجيک، مشاور رئيس دولت اصلاحات که رسانههاي اصلاحطلب از او با عنوان «تئوريسين اصلاحطلب» ياد ميکنند، درباره حضور چهرههاي گمنام و جوان اصلاحطلب در جمع نمايندگان منتخب تهران در مجلس دهم به تسنيم گفت: کساني که از حوزه انتخابيه تهران و از ليست اميد به مجلس دهم راه يافتهاند، عموماً تجربه کار سياسي را ندارند و من از اين بابت نگراني دارم. تاجيک در گفتوگوهاي ديگر نيز تصريح کرده است: اين مسئله که اصلاحطلبان در شرايط سخت، ليستي از نيروهاي نسبتاً جوان و ناشناخته را ارائه کردند، موضوعي است که من خيلي نسبت به آن دغدغه دارم و بايد براي آن فکري کرد و الآن فکر ميکنم در اين شرايط حساس تاريخي اين وظيفه بر دوش کساني گذاشته شده است که هنوز عدهاي از آنها به بلوغ لازم سياسي نرسيدهاند و تجربه بازي سياسي در شرايط پيچيده را ندارند و ممکن است نتوانند انتظارات را بهنحو احسن انجام دهند. فکر نميکنم افرادي که به ائتلاف اصلاحطلبان آمدهاند در آينده منش اصلاحطلبي داشته باشند. نگراني محمدرضا تاجيک در ساير چهرههاي اصلاحطلب نيز به نوعي بروز و ظهور داشت. صادق زيباکلام از فعالان اصلاحطلب به تسنيم گفت که نميتوان به طور کامل نسبت به نمايندگان منتخب تهران اميدوار بود چراکه برخي از اين منتخبان تا حدي گمنام هستند که حتي اهالي رسانه نيز پيش از اين نام آنها را نشنيده بودند.
عباس عبدي، ديگر چهره اصلاحطلب در پاسخ به اين سؤال که چرا ليدرهاي اصلاحطلب حاضر به دفاع تمامقد از نمايندگان منتخب تهران نيستند و نميخواهند به طور کامل به ايشان اعتماد کنند به تسنيم گفت که «به نظر من، رأي ليست اميد در تهران رأي سلبي بوده است و اينطور نيست که اينها براساس تواناييها خود رأي مردم را کسب کرده باشند.»
نگراني شخصيتهاي اصلاحطلب که خود را قيم نمايندگان منتخب تهران ميدانند از آنجا شدت گرفت که برخي از اين منتخبان مصاحبههاي سياسي با رسانههاي داخلي و خارجي را کليد زدند و به طور مثال، وقتي خانم پروانه سلحشوري يک مصاحبه تصويري با يک رسانه خارجي انجام داد که با واکنش گروههاي سياسي مواجه شد، بعد از مصاحبههاي جنجالي چند نماينده منتخب تهران، برخي سايتهاي داخلي از ممنوعالمصاحبه شدن نمايندگان منتخب تهران خبر دادند، اما نگفتند که «چه کسي» اين دستور را خطاب به نمايندگان منتخب مردم صادر کرده است!
بعد از انتشار اين خبر، نمايندگان منتخب تهران جز در موارد محدود و خاص از انجام مصاحبه با رسانههاي داخلي و خارجي استنکاف کردند، به طوري که حتي برخي نمايندگان منتخب درباره چرايي ممنوعالمصاحبه شدن خود حاضر به توضيح به افکار عمومي نشدند.
و اما، از چندي پيش مباحثي چون «فراکسيون در سايه» و اخيراً بحث «اتاق فکر» در فضاي رسانهاي کشور براي آنچه حمايت و مشورت به نمايندگان منتخب تهران ياد شده، قوت گرفته است؛ فائزه هاشميرفسنجاني در گفتوگو با هفتهنامه اصلاحطلب و ارگان مطبوعاتي حزب کارگزاران، برنامهريزي براي تشکيل اتاق فکر را علني کرده و ميگويد: «احزاب اصلاحطلب براي مجلس بايد اتاق فکر تشکيل دهند»؛ دختر هاشميرفسنجاني در توجيه چرايي تشکيل اتاق فکر به کشورهاي توسعهيافته اشاره ميكند و ميافزايد: در کشورهاي توسعهيافته که احزاب کارکرد واقعي دارند، اتاق فکري دارند که درباره موضوعات مختلف برنامهريزي ميکنند و حتي گاهي ممکن است دستورالعمل صادر کنند.
اگر احزاب اصلاحطلب چنين اتاق فکري تشکيل دهند، بسيار عالي است. داود سليماني از نمايندگان مجلس ششم نيز تشکيل اتاق فکر براي نمايندگان منتخب تهران را ضروري توصيف ميکند. به گفته وي، وجود اتاق فکر براي نمايندگان منتخب تهران، همانند آب، هوا و خوراک است که بدون آن نميتوانند زنده بمانند.
مهمترين بحث درباره تشکيل اتاق فکر بيرون از مجلس براي هدايت نمايندگان منتخب تهران، اين است که آيا نمايندگان منتخب تهران حاضرند استقلال رأي خود را از دست بدهند و تصميم افراد بيرون از مجلس را بر رأي و نظر خود مقدم بدانند؟ محمود صادقي، نماينده منتخب تهران با اذعان به بيتجربگي نمايندگان منتخب تهران ميگويد: بايد متوجه اين مسئله باشيم که اگر نيروهاي باتجربه وارد مجلس ميشدند، ما باز هم نياز به اتاق فکر داشتيم. نياز به اتاق فکر ضروري است.
پروانه سلحشوري، ديگر نماينده منتخب تهران نظري مخالف با محمود صادقي دارد. او ميگويد: اگر اتاق فکر به اين معنا باشد که برخي افراد بخواهند از بيرون مسائلي را ديکته کنند و استقلال نماينده گرفته شود، من موافق آن نيستم به ويژه به اين معنا که پارلمان سايه وجود داشته باشد و گفته شود که ما افراد کمتجربهاي را وارد مجلس کردهايم. بيش از يک ماه تا هفتم خرداد که مصادف با آغاز مجلس دهم است، باقيمانده؛ مجلس دهمي که به گفته ليدرهاي اصلاحطلب، نمايندگان منتخبش در تهران بيتجربه هستند و نميتوانند مدافع برنامههاي اصلاحطلبان باشند، حال بايد منتظر ماند و ديد که منتخبان تهران با «قيم»هاي خود وارد بهارستان خواهند شد يا با استقلال رأي خود.