خدا بيامرزد آن پيرمرد مبتلا به مرض قندي را كه در مجلسي شركت كرد و مدام پرسش ميكرد كه چه زماني حلوا آماده ميشود، از آنجا كه حلواي صاحبخانه آماده نبود در پاسخ فقط ميگفت: «در حال پخته شدن است و زمان ميبرد، گر صبر كني ز غوره حلوا سازم!» دست آخر هم مهمانها و پيرمرد بينوا تا آخر مجلس لقمهاي نان و حلوا نصيبشان نشد، موقع وداع پيرمرد خوشذوق به صاحبخانه گفت: «ما كه آبروداري كرديم پسرجان... ولي با حلوا حلوا كردن دهن شيرين نميشود!»
اصول «خردورزي» سياسي- اجتماعي هر شهروندي را ملزم به «پيگيري» جهت رسيدن به حقوق و اهداف خود ميكند كه از ابزار آن ميتوان به «واقعنگري» و «واكاوي» مداوم اشاره كرد. «برجام» به عنوان مهمترين رويداد سياسي در دولت يازدهم محتواي كلام رئيسجمهوري در نشست خبري 16 اسفند بود. در اين نشست رئيسجمهور با تأكيد فراوان به «درونيسازي برجام 2» از اجرايي شدن آن به ضرس قاطع در كشور سخن راندند. اين در حالي است كه اگر شهروندي چندان اهل سياست يا مطالعه و امثالهم نباشد و با او از برجام 2 سخن كنيم بياغراق، عجب در چهره او نمايان خواهد شد و اين از آن رو است كه برجام يك و دستاوردهايش، آنگونه كه مورد ادعاي دولت در شعارهاي تبليغاتي رياست جمهوري 92 بود نه تنها در روابط ديپلماتيك و انجام تعهدات طرف غربي و حذف تحريمها آنچنان كه بايد ديده نشد كه در جريانات داخل كشور نيز از بزرگترين تا كوچكترين مسائل آن غيرمحسوس است مگر آنكه مدعي شويم يك شهروند معمولي كه از عينيت نيافتن برجاميك سخن ميراند از مردم نيست يا قدرت تحليل سياسي ندارد يا دچار تخريبگري و غرضورزي است!
در شرايطي كه هنوز برجام يك در كشور تحقق كامل نيافته و عملياتي نشده و هنوز با مسائلي چون عدمشفافيت دولت در اعلام نرخ رشد اقتصادي، سوءاستفاده و بهرهبرداري عدهاي معدود در رأس هرم ثروت از برخي برنامههاي پيشنويس شده برجام مانند قراردادهاي هواپيمايي، نفتي يا جريان خصوصيسازي در كشور كه تنها زمينههاي «رانت» را تسهيل كرده است و نه خصوصيسازي را، عدموجود برنامههاي مدون براي اجراي همين قراردادهاي هواپيمايي- كه از اولويت اقتصادي و حتي توسعهاي كشور هم نبود– به اميد ارزآوري در آينده كه با وجود روند كند و پرچالش حذف تحريمها بيشتر به يك رؤيا شبيه است تا اميد، رو به رو هستيم؛ رئيسجمهور محترم از «درونيسازي» و «شتاب» در برجام 2 براي پيشرفت و حل معضلات داخلي صحبت ميكنند. مگر نه اينكه جناب ايشان حل بخش اعظمي از مشكلات داخلي را تنها به حذف همين تحريمها گره زده بودند ولي هم اينك بدون حذف واقعي آنها طبق وعدهها و توافق 5+1 بايد در پي حل معضلات كشور بر پايه «پتانسيل دروني» باشيم، خب مگر اين همان كاري نبود كه قبل از تعويق برنامههاي كشور به بهانه حذف تحريمها، در قالب اقتصاد مقاومتي در حال انجام آن بوديم؟!
تمام موارد فوق مضاف است بر افزايش 9 برابري مدتزمان ادعايي دولت در گشايش اقتصادي از 100 روز به قريب هزار روز و موكول كردن آن به پايان سال 95 و مشروط كردن آن به همسويي ملت با انديشهها و برنامههاي دولت با عنوان برجام 2 كه اگر در اين زمينه بخواهيم به اصطلاح «زير سبيلي» رد كرده و طبق خواست رئيسجمهور جانب انصاف را نگه داريم، گلايهاي نيست مردمي كه هزار روز صبر كردند سيصد و اندي ديگر هم روي آن! اين به شرط آن است كه دولت شكيبايي ملت را ارج نهد و با تناقصگويي اين اعتماد و اميد ملي را خدشهدار نسازد.
حقيقت اين است كه «برجام 2» را كه - اگر به معناي وفاق ملي براي برونرفت از مشكلات تعريف كنيم -مردم (و به قول برخي) تخريبگران زير سؤال نميبرند بلكه اين عملكرد دولت است كه زير سؤال ميبرد و اين اجازه را نميدهد كه برجام، اميدواركننده كه هيچ قابل باور باشد. عدم يكدستي در ارائه آمارها و دستاوردهاي دو ساله دولت، اعلام خروج از ركود اقتصادي توسط عدهاي و تكذيب آن توسط گروهي ديگر، اعلام پيوستن همه بانكها به سوئيفت و رد گروهي ديگر، حذف يارانه برخي دهكهاي مردم به بهانه عدم نياز ملت به آن با گشايشهاي اقتصادي و در عين حال ركود بازارهاي متعدد من جمله بازار شب عيد يا بازار مسكن به علت كاهش قدرت خريد مردم و مانند آن و نيز رويكرد سياسي دولت كه تا ديروز صحبت از بيطرفي در انتخابات ميكرد و در عمل از به اصطلاح «معتدلين» حمايت ميكرد و در امروز كه «پايتختمحوري» انديشه و تصميم در كشور كه قدرداني - فقط و فقط - از تهرانيها در انتخابات به علت همسويي با انديشههاي دولت، از تازهترين آنهاست، زمينههاي پرسش و پاسخ و ترديدها در باب برجام 2 و عدمقدرت آن در درونيسازي ملي ميشود!
اي كاش رئيسجمهور محترم بداند «انصاف» دو سويه است كه يك سوي آن دولت و اما سوي ديگر ملت است كه عدالت و انصاف حكم ميكند با سياسيكاري، حبابهاي شعاري و بازيهاي لفظي «حقوق اقتصادي» آنان ضايع نشود و با گذشت سه سال از عمر دولت نه شاهد گشايش اقتصادي كه حداقل شاهد يك تكان معيشتي در جيبهاي خود در آستانه شب عيد باشند كه با حلوا حلوا كردن دهن شيرين نميشود! جامعه سالم خواهان «گشايش اقتصادي، پيشرفت و توسعه و رفاه» ميباشد اما اين مهم با لفاظيهاي سياسي در امور اقتصادي حاصل نميشود بلكه «پراگماتيسم و عملگرايي حقيقي» در مسير خدمت به مردم تنها نوشداروي اين معيشت بيمار است.