
يكي از الزامات تأثيرگذاري تشكلهاي دانشجويي و جريان دانشجويي عبارت است از كار بر روي مفاهيم اسلامي، يعني عمقي روي مسائل كار كردن، سطحينگري ضرر ميزند. من البته ديدم خوشبختانه جوان دانشجو به مسائل، با نگاه عمقي نگاه ميكند. اين شرط اول است. گاهي يك شعارهايي داده ميشود، شعارهاي بهظاهر اسلامي كه باطناً اسلامي نيست. از جمله چيزهايي كه اخيراً خيلي رايج شده و انسان ميشنود در نوشتهها و در گفتهها، «اسلام رحماني» [است]؛ خب، كلمه قشنگي است، هم اسلامش قشنگ است، هم رحمانياش قشنگ است اما يعني چه؟ تعريف اسلام رحماني چيست؟ خب، خداي متعال، هم رحمان و رحيم است، هم «اشدالمعاقبين» است، هم داراي بهشت است، هم داراي جهنم است. خداي متعال، مؤمنین و غيرمؤمنین را يكجور به حساب نياورده؛ اَفَمَن كانَ مُؤمِنًا كمَن كانَ فاسِقًا لا يستَوون. (سجده/ ۱۸) اسلام رحماني كه گفته ميشود، قضاوتش در مورد مؤمن، در مورد غير مؤمن، در مورد كافر، در مورد دشمن، در مورد كافرِ غير دشمن چيست؟ همينطور پرتاب كردن يك كلمه بدون عمقيابي، كاري است غلط و احياناً گمراهكننده. بعضيها كه در حرفها و نوشتهجات جات و اظهارات اين تعبير «اسلام رحماني» را به كار ميبرند، انسان مشاهده ميكند و خوب احساس ميكند كه اين اسلام رحماني يك كليدواژهاي است براي معارف نشئتگرفته از ليبراليسم، يعني آن چيزي كه در غرب به آن ليبراليسم گفته ميشود، البته تعبير ليبراليسم و عنوان ليبراليسم براي تمدن غربي و فرهنگ غربي و ايدئولوژي غربي هم تعبير غلطي است، چون واقعاً آنها نه ليبرالند، نه اعتقاد به ليبراليسم به معناي واقعي كلمه دارند ولي خب حالا يك اصطلاحي است ليبراليسم. اگر اسلام رحماني اشاره به اين است، اين، نه اسلام است، نه رحماني است، مطلقاً.
20 تيرماه 1394