
به جرئت ميتوان فرهنگ ايراني- اسلامي را فرهنگي پيشرو در حوزه محيطزيست به حساب آورد، چراكه بنمايه و جوهره طبيعت دوستي و قرابت با كوه و رود و جنگل و ساير مواهب خدادادي در فرهنگ پيش از اسلام در بطن هر ايراني به خودي خود وجود داشت.
اما با ظهور اسلام، اين داشتههاي ارزشمند متعاليتر شد و سبك و سياقي ديگر يافت كه دليل اين تعالي بيترديد در نزول آيات منوركلامالله و احاديث و فرامين گهربار پيامبر رحمت(ص) و ائمه اطهار(ع) نهفته است. آيات و رواياتي كه به گونهاي صريح و شفاف نحوه رفتار آدمي با طبيعت و منابع و مواهب طبيعي را معين و مشخص كرده است.
لذا در اين ميان توجه اسلام به كاشت و داشت درخت، به گونهاي پررنگتر متجلي شده است. خداوند در آيات توحيدي قرآن، به مسئله آفرينش گياهان و درختان، اشاره كرده، انسان را به مطالعه اسرار اين موجودات دعوت مينمايد. در آياتي از سوره يس، آمده است كه «زمين مرده را براي انسانها، نشانهاي است. ما آن را زنده كرديم و دانههايي از آن خارج ساختيم و آنان[انسانها] از آن ميخورند. در زمين باغهايي از نخل و انگورها قرار داديم و چشمههايي از آن بيرون فرستاديم، تا از ميوه باغها بخورند، در حالي كه دستهاي آنان هيچ نقشي و دخالتي در ساختن آن[ميوهها] نداشته است.» از سوي ديگر پيامبر گرامي اسلام(ص) در خصوص فرهنگ درختكاري و زراعت فرمودهاند كه «هر كس درختي بكارد، هيچ حيوان يا انساني از ميوه آن استفاده نميكند، مگر آنكه براي وي صدقه محسوب شده و پاداش مينويسند.» همچنين امام صادق(ع) در اين زمينه فرمودهاند كه «كشاورزي كنيد و درخت بكاريد؛ به خدا سوگند، مردم هيچ كاري حلالتر و پاكيزهتر از اين ندارند.»
اما چنين مقدمه مطولي با هدف تذكر در خصوص چند و چون يك مناسبت و گلايههايي بر حاشيه درختكاري در هفته منابع طبيعي آورده شده است. به اين صورت كه كاشت درخت در اين بازه زماني و فارغ از اصالت ياد شده و فلسفه غني و منحصر به فردي كه در پي خود به يدك ميكشد، انگار دارد به يك كارناوال نمايشي تبديل ميشود، چراكه هرساله عدهاي از هنرمندان، ورزشكاران و شخصيتهاي لشكري و كشوري درهفته منابع طبيعي(15تا22اسفند) ميآيند و نهال يا نهالهايي ميكارند و ميروند تا به شرط بقاي عمر در سالهاي آتي اين نمايش را تكرار و اين رويه را مكرر كنند!
فارغ از آنكه اين سؤال به ذهن آنها خطور كند كه سرنوشت نهالهاي كاشته شده در طول و طي زمان چه خواهد شد؟! جالب اينجاست كه مسئولان و متوليان براي محكمكاري و به جهت رفع تكليف در همان ابتدا توپ را به زمين ديگر دستگاهها مياندازند و ميفرمايند كه وظيفه نگاهداشت نهالها بر عهده شهرداري است!
اما در پس زمينه اين نمايش عقيم اينگونه عمل ميشود كه مسئولان شهرداري يا ساير سازمانهاي موظف هر ساله با طرحهايي عظيم، هركدام گاه! چند ده ميليون اصله درخت ميكارند! به عنوان مثال رئيس سازمان جنگلها و مراتع كشور سال گذشته اعلام كرده بود در هفته منابع طبيعي قرار است نزديك به ۳۵ ميليون اصله نهال كاشته شود. مديران شهري در تهران از كاشت ۵ ميليون درخت در تهران خبر داده بودند و ساير مسئولان هم بنا به وسع خود به درختكاري مبادرت ورزيده بودند. حال اين سؤال مطرح است كه چند درصد از درختهاي كاشته شده سال گذشته امسال با سرسبزي و طراوت خود نخستين سال زندگي را تجربه كرده اند؟!
بيترديد پاسخ آنقدر بيقدر و مقدار است كه مسئولان ترجيح دادهاند به هيچ رسانهاي آماري از درختان در قيد حيات ندهند، چراكه نتيجه، نتيجهاي درخور نيست كه ارزش آمارگيري داشته باشد!
با اين حال عجيب است كه متوليان امر هر ساله با پيمانكاراني قرارداد ميبندند كه خشكيدگي درختان سنوات گذشته براي آنان حكايت با سر به میان كوزه عسل افتادن است، چراكه اگر قرار باشد تمام با بخش اعظم درختان كاشته شده سبز بمانند، طي چند سال درختكاري ديگر فضايي براي درختكاري كاروكسب چنين پيمانكاراني باقي نميماند و شايد اين رويه مصداق آجر شدن نان برخي از متولياني باشد كه هرساله بودجهاي هنگفت را صرف درختكاري ميكنند. بنابراين شايسته و بايسته است كه مردم و متوليان امر در مراسم ارزشمند درختكاري گذشته از كاشت به نگاهداشت درختان توجه ويژهاي مبذول دارند و از آن مهمتر بايد به كاشت درختاني اهتمام ورزند كه جزو درختان كمآب محسوب شوند، چراكه با توجه به بحران آب شهر تهران و ساير شهرها ناگزير بايد درختاني كاشته شوند كه با چند بار آبياري در سال به حيات خود ادامه دهند، چراكه اگر اين رويه پي گرفته شود تا حد بسيار زيادي ترفند پيمانكاران منتفي و خشکیدگی درختان مرتفع خواهد شد !