
نامه صريح و بيپرده رسول خادم به حسن روحاني نشان از روزهاي سخت المپيكيها دارد، ورزشكاراني كه اين روزها با كمترين امكانات و با استفاده از حداقلها آماده حضور المپيك سال آينده در برزيل ميشوند. مشكلات و مصائب المپيكيها به درجهاي رسيده كه رئيس فدراسيون كشتي دست به قلم ميبرد و براي رئيسجمهور نامه مينويسد كه اگر دولت قادر به حمايت از 20 ورزشكار المپيكي نيست، آن را رسما اعلام كند تا هم ورزش توقعي از دولت نداشته باشد و هم ورزشكاران تكليفشان را بدانند. البته قصه بيتوجهي به مليپوشان رشتههاي مختلف كه توانستهاند سهميه المپيك بگيرند، مدتهاست كه گريبانگير ورزش كشورمان است تا جايي كه هفته گذشته گزارشي تكان دهنده از وضعيت مليپوشان تيراندازي كه پنج سهميه المپيك گرفتهاند، منتشر شد كه نشان ميداد حتي اين ورزشكاران براي آب خوردن هم در اردو با مشكل مواجه هستند و اردوي آنها در آلمان هم با توجه به بيپولي لغو شده است. ديگر رشتههاي ورزشي هم دست كمي از مليپوشان تيراندازي ندارند و مليپوشان رشتههايي مانند كشتي، تكواندو و وزنهبرداري كه شانسهاي مدال آوري براي كشورمان در المپيك هستند، نيز با كمترين امكانات و در شرايط سخت و دشواري آماده حضور در بزرگترين رقابت ورزشي دنيا يعني المپيك ميشوند، طوري كه محمد بنا سرمربي تيم ملي كشتي فرنگي با كنايه اين وضعيت گفته بود با عدس پلو نميتوان مدال المپيك گرفت!
روزهاي سخت ورزشكاران ايراني در فاصله شش ماه مانده به المپيك در شرايطي است كه كشورهاي ديگر با توجه به اهميت المپيك، بودجههاي هنگفتي را صرف آمادگي ورزشكارانشان ميكنند تا در اين رقابتها پرچم كشورشان را بالا ببرند و مايه افتخار و غرور كشورشان شوند. هر چند در ايران با توجه به مشكلات اقتصادي، انتظار اين نميرود كه دولت مانند كشورهاي ديگر براي المپيك هزينه كند اما حداقل اين انتظار ميرود كه كف خواستههاي المپيكيها در زمينه اردوها و امكانات را فراهم كنند و اين طور نباشد كه يك ورزشكار حتي آب خوردن هم نداشته باشد. اما به نظر ميرسد همان طور كه رسول خادم در نامهاش به آن اشاره كرده است براي دولت دهم، رقابتهاي المپيك هيچ گونه اهميتي ندارد و براي موفقيت آن هيچ برنامهاي وجود ندارد. برنامه نداشتن دولت براي موفقيت در المپيك آنقدر بديهي است كه با مرور وضعيتي كه مليپوشان آماده المپيك ميشوند، به راحتي ميتوان به حق را به ورزشكاران داد. متوليان ورزش به خصوص وزارت ورزش ثابت كردهاند كه با بيتوجهي به فدراسيونهاي المپيكي، ورزش را به امان خود رها كردهاند و با بيتدبيري گستردهاي كه از زمان حضور محمود گودرزي در ورزش اتفاق افتاده است، هيچگونه چشمانداز روشني پيش روي ورزش ديده نميشود. گودرزي و همكارانش بيشتر از آنكه درگير حل مشكلات المپيكيها باشند، تمام تلاششان را معطوف به كنار گذاشتن علي كفاشيان از فدراسيون فوتبال كردهاند و با پيش كشيدن ماجراهايي مانند اساسنامه سعي در روي كار آمدن يك مدير همسو با وزارت در فوتبال دارند.
اين در حالي است كه مهمترين موضوع در حال حاضر ورزش ايران، نه بحث ماندن يا نماندن علي كفاشيان، كه موضوع المپيك است، شش ماه كمتر مانده به المپيك و شرايط آنقدر براي ورزشكاران المپيكي سخت است كه كمتر كسي ميتواند موفقيت كاروان ايران در برزيل را پيش بيني كند. همين علاقه گودرزي و سجادي به مسائل حاشيهاي و رها كردن مسائل اصلي ورزش، باعث ميشود كه رسول خادم به عنوان رئيس فدراسيون كشتي كه بار مدال آوري كاروان ايران در المپيك روي اين رشته ورزشي است در نامه به رئيسجمهور از وضعيت فعلي انتقاد كند. بديهي است با ادامه اين شرايط و مديريت ناكارآمد گودرزي در وزارت ورزش از همين الان ميتوان ناكامي كاروان ايران در برزيل را پيش بيني كرد. هر چند ورزشكاران ايراني با توجه به همت و غيرتشان براي موفقيت تمام تلاششان را خواهند كرد اما به طور حتم شرايط نابرابر آمادهسازي كه ورزشكارانمان با ساير كشورها دارند، كار را براي تكرار موفقيتهاي المپيك لندن سخت و دشوارتر خواهد كرد. در اين شرايط نامه رسول خادم يك اتمام حجت با دولت و وزارت ورزش است، نامهاي كه به مسئولان گوشزد ميكند با اين وضعيت نبايد انتظار موفقيت در المپيك داشته باشند. اين ناكامي احتمالي در برزيل نه به پاي ورزشكاران، بلكه به پاي دولت و وزارت ورزش نوشته خواهد شد كه قبل از المپيك، حمايتهاي لازم و حتي حداقلي را هم از المپيكيها انجام ندادند تا اميدواريها به كاروان ايران در المپيك برزيل به حداقل برسد.