هر سال در روزهاي پاياني اسفند شاهد يک ماراتن اقتصادي در کشور هستيم، اگر به برخي بازارهاي شهر سري بزنيم و ساعت به ساعت آنها را رصد کنيم درمييابيم اين جنب و جوش عجيب و سريع حکايت از يک تغيير بزرگ دارد؛ تغييري به نام هيچ اقتصادي!
وقتي سلطان مراد، آخرين پادشاه سلسله آققويونلوها نفسهاي آخر عمر خود را در سال 893 هجري شمسي ميکشيد و شاه اسماعيل صفوي مقدمات تشکيل يک سلسله جديد در ايران را شروع ميکرد، همگي بر اين باور بودند تا کشور از جنگ و خونريزي که سالها با آن درگير بود، رهايي يابد و روي خوش امنيت و آسايش به مردم سختکوش اين آب و خاک لبخندي مجدد بزند، اما اين خيالي خام بود در ذهن مردم سرزمين من. جنگهاي گوناگون و مداوم نتيجهاي جز کوچک شدن ايران نداشت و مردم براي حفظ امنيت خود به تغيير در روش زندگي روي آوردند، معماري ايران زمين مؤيد اين نکته است که دفاع از حريم شهر و مردمان آن امري لازم و واجب بوده و تأمين غذا و مايحتاج براي ايشان از اهم موضوعات حاکمان و ملت.
محاصرههاي طولاني شهرها حتي وقتي که حاکمان ما از ورود به جنگ خويشتنداري ميکردند لاجرم به وقوع ميپيوست. در شهرهاي مختلف ايران زمين تونلها و شهرهاي زيرزميني فراواني وجود دارد که همه مؤيد اين مهم است. شايد اگر به نوشآباد کاشان سري بزنيم هنوز بتوان حس و حال محاصره و کمبود مواد غذايي را حس كرد.
اين رفتار که ريشه در فرهنگ ما نهاده است موجب شده تا ايرانيان از يک مشکل در حوزه اقتصاد خانوار و به تبع آن در حوزه اقتصاد کلان نيز رنج ببرند و آن چيزي نيست جز ميل به انبار کردن مايحتاج عمومي بيش از نياز عادي. اين موضوع باعث شده تا الگوي خريد و رفتار مصرف در کشور دستخوش تغييرات اساسي شود و البته مسئله تورم سالانه نيز به دامنه اثر اين رفتار افزوده شده تا جاييکه شاهد آميزهاي چندوجهي از رفتار اقتصادي مردم در روزهاي آخر سال هستيم.
اين نوع رفتار اقتصادي و شوکهاي وارده به آن اگرچه به بخشي از فرهنگ اقتصادي کشور تبديل شده اما رزونانسهايي را به دنبال دارد و هر اندازه اين لرزشها کمتر مديريت شود يا موضوعاتي از قبيل تورم، تنشهاي سياسي و شايعات در آن وارد شود، دامنه آسيب آنها بر پيکره اقتصاد در حال درمان کشور شديدتر، رکود بعد از آن عميقتر و تنشهاي اقتصادي وارده به آن جديتر خواهد بود. از سويي ديگر بسياري از تعاملات اجتماعي از اثرات مخرب اين نوع رفتار نشئت ميگيرد، حتي جالب است بدانيم نرخ طلاق در فصل بهار از ديگر فصول بيشتر است و يکي از دلايل آن رکود اقتصادي ميباشد.
صبر کردن مردم و صنوف براي روزهاي آخر سال جهت خريد و فروش به بهانه سال نو و استفاده بهينه از فرصتها، متأسفانه تبديل به يک معضل اقتصادي شده است. خيل عظيمي از مشتريان و فروشندگان در يک بازار مکاره گردهم ميآيند تا حجم انبوهي از کالا، صرفنظر از کيفيت و قيمت را به فروش برسانند. بانکها در روزهاي آخر سال به حالت آمادهباش در ميآيند تا بتوانند تکافوي اسکناس مورد نياز را بدهند، ديگر سازمانهاي اقتصادي نيز از اين قاعده مستثني نيستند، اما به راستي چه راهحلي براي حل اين معضل وجود دارد؟
فارغ از مسئله فرهنگسازي در اين حوزه که يک نياز جدي ميباشد و در تمام ابعاد بايد به آن پرداخت، به نظر ميرسد برخي تصميمات اقتصادي دولت ميتواند کمک شاياني به سر و سامان يافتن اين مسئله كند، شايد بتوان گفت ساز و کاري که امروز در کشور تحت عنوان سامانه ثبت خريد و فروش فصلي در سازمان امور مالياتي کشور شکل گرفته و براي فعالان اقتصادي لازمالاجراست نيازي باشد به حل اين مشکل زيرا در اين حالت فعالان اقتصادي در دورههاي سه ماهه مکلف به رسيدگي به حسابهاي خويش شده و لاجرم اين حسابرسي ميتواند در زندگي شخصي ايشان نيز اثرات مثبت خود را بگذارد، لذا به نظر ميرسد با انضباط مالي و استفاده از اين چنين ابزارهايي بخشي از تبعات تنشهاي اقتصادي آخر سال را مديريت كرد.