سود ۱۵۰ ميليارد توماني قاچاق ميوه باعث شده است كه هيچ مسئولي توانايي مقابله با آن را نداشته باشد و جلوگيري از ورود آن را به گردن ديگري اندازند.
به گزارش تسنيم گلستانيزاده، معاون ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز پيشتر اظهار كرده بود، در 9 ماهه نخست امسال 15 هزار تن ميوه قاچاق كشف شده است.
با توجه به سه برابر بودن قيمت ميوههاي وارداتي از مرزها تا ميوهفروشيهاي داخل ايران و مقدار زياد قاچاق، ميتوان به سودهاي هنگفتي كه در اين بخش وجود دارد پي برد. به طور ميانگين اگر قيمت هر كيلو ميوه خارجي در بازار 15 هزار تومان باشد، در اين ميان هر كيلو 10 هزار تومان نصيب قاچاقچيان شده كه در مجموع 15 هزار تن ميوه مبلغ 150 ميليارد تومان نصيب اين باندها ميشود.
از سوي ديگر، حجم واردات اين ميوهها آنقدر زياد است كه نميتوان به راحتي نام قاچاق روي آنها گذاشت. وقتي هم در مورد نظارت بر ميوههاي وارداتي سراغ نهاد و ارگاني ميرويد، مسئوليت جلوگيري از ورود ميوههاي قاچاق را به يكديگر پاس ميدهند. سؤال مهم اينجاست كه چگونه انواع ميوه با اين حجم بالا وارد كشور ميشوند در حالي كه مجوز قانوني ندارند. محمود حجتي، وزير جهاد كشاورزي در خصوص قاچاق ميوه به كشور گفت: از دست بنده چه كاري ساخته است. من مأموري ندارم كه با آنها مقابله كند. دستگاههاي مربوطه بايد اين موضوع را پيگيري كنند. وي ادامه داد: با توجه به تراز غذايي منفي در تلاش هستيم در چارچوب اقتصاد مقاومتي با پشتيباني و حمايت دولت اين تراز را به صفر برسانيم. تناقضي آشكار به چشم ميخورد كه اگرمبارزه با قاچاق ميوه در دست او نيست چگونه ميتواند اقتصاد مقاومتي را اجرا و تراز غذايي را مثبت كند. مگر اينكه اين كار را با واردات انجام دهد كه مخالف اقتصاد مقاومتي است، اگر هم منظورش حمايت از توليد داخلي باشد باز با عدم توانايي او در مبارزه با قاچاق كالا و ورشكستگي كشاورزان داخلي با ورود قاچاق فراوان ميوه اين كار شدني نيست.
حجتي با بيان اينكه ستاد مبارزه با قاچاق كالا متولي اين امر است، گفت: ستاد مبارزه با قاچاق كالا اظهاراتي مبني بر اين داشت كه اين ميوهها از آسمان ميآيد يا از مرزها كه اگر از مرزها وارد ميشود چه كسي اين امر را انجام ميدهد؟!
گويي هر مشكلي كه در كشور رسانهاي شود و حساسيت مردم را برانگيزد، حالا بگذريم كه خيلي از مشكلات سرپوش گذاشته ميشود، مسئولان با پاس كاري و انداختن توپ به زمين يكديگر، از خود سلب مسئوليت میکنند، که این مسئله به يك عادت تبديل شده است. در اين ميان سودهاي كلاني كه به جيب عدهاي معدود از قاچاقچيان ميرود و انحصاري شدن واردات باعث شده آنها هر موقع دلشان خواست ميوه وارد كنند و هر زماني هم خواستند به بازار عرضه كنند و نه تنها قيمت تعديل نميشود، بلكه سود كلان هم به جيب ميزنند. نكته قابل توجه و تأسفبرانگيز اينكه پولهاي حاصل از گردش مالي ميوه، عمدتاً به جاي آنكه متوجه توليدكنندگان شود، به جيب دلالها سرازير ميشود. در واقع، در چرخه بازار ميوه، دو سر طيف، يعني كشاورزان و مصرفكنندگان بيشترين فشار را متحمل ميشوند و واسطهها، برندگان نهايي اين بازار هستند.