
انتخابات مجلس شوراي اسلامي با فراز و فرودهاي فراوان آن به پايان رسيد و به رغم اينكه برخي از رسانهها به خصوص از سوي دشمن تلاش كردند تا روند انتخابات را مهندسي و برخي از جناحهاي سياسي را در مقابل خط انقلابي در داخل كشور تقويت كنند، با اين حال عملاً حضور گسترده مردم در عرصه انتخابات به خصوص در انتخابات مجلس خبرگان رهبري توانست اين توطئهها را به طور كامل خنثي كند. در اين ميان آنچه جديتر از همه به نظر ميرسد، نقش و جهتگيري مجلس شوراي اسلامي در آينده و به خصوص چهار سال آينده است. نكتهاي كه با اين تفاصيل به شدت مورد توجه است. تأثير مجلس شوراي اسلامي به عنوان ركن اساسي و جهتدهنده در مجموعه اركان نظام جمهوري اسلامي به خصوص در مقابل توطئههاي دشمنان است. بديهي است كه تلاشهاي دشمنان نظام انقلاب اسلامي براي مقابله با اين نظام از طريق راههاي گوناگون ادامه خواهد داشت و آنچه بيش از همه جدي به نظر ميرسد نفوذ و خطر حضور موريانهوار دشمنان از طريق برخي عناصر در ساختار تصميمگيري كشور است.
در اين نكته كه اصليترين جهتگيري امريكا پس از اجراي برجام در راستاي تغيير ماهيت و استحاله داخلي ايران است، شكي وجود ندارد. راهبرد اصلي امريكاييها بر اين نكته قرار گرفته است تا ايجاد برخي شرايط اقتصادي در داخل ايران سبب شود تا نظام جمهوري اسلامي به زعم آنها رفتار انعطافپذيرانهتري در امريكا و نظام استكبار جهاني داشته باشد. از همين رو بود كه مقام معظم رهبري بلافاصله و پس از امضاي توافق برجام بر اين نكته تأكيد كردند كه مذاكره با امريكا در ساير موارد ممنوع است و ايران و امريكا به علت تفاوت 180 درجهاي در ديدگاه خود نسبت به مسائل منطقه هيچ نقطه اشتركي با هم ندارند. اما اين مسئله از سوي مجلس شوراي اسلامي چگونه ميتواند عملي شود.
رهبري درباره مجلس آينده چه ميگويند
رهبر معظم انقلاب درباره ديدگاه خود در خصوص مجلس اسلامي ميفرمايند: ملت ايران مجلسي ميخواهد كه «متدين»، «متعهد»، «شجاع»، «فريبنخور»، «مقاوم در مقابل زيادهخواهيها و طمعورزيهاي استكبار»، «مدافع عزت و استقلال ملي»، «علاقهمند واقعي به پيشرفت كشور»، «معتقد به حركت علمي استعدادهاي جوان»، «معتقد به اقتصاد درونزا»، «آشنا با درد مردم» و «مصمم به حل مشكلات مردم» باشد و مرعوب امريكا نشود و به وظايف قانوني خود عمل كند.
ايشان افزودند: آحاد ملت ايران به دنبال چنين مجلسي هستند و نه مجلس طرفدار فلان شخص يا فلان شخص ديگر.
رهبر انقلاب اسلامي سپس به طراحيهاي امريكا براي بعد از برجام اشاره و خاطرنشان كردند: امريكاييها بعد از برجام، طرحي براي ايران و طرحي هم براي منطقه داشتند كه همچنان پيگير آنها هستند زيرا به خوبي ميدانند كه كدام كشور در مقابل اهداف پليد آنها در منطقه، محكم ايستاده است. همچنين رهبري در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به شرايط مجلس شوراي اسلامي و خصوصيات آنها ميفرمايند: نتيجه هرگونه انتخاب شما در اين انتخابات اعم از انتخاب خوب يا بد به خودِ شما باز خواهد گشت، بنابراين سعي شود كه انتخاب درستي انجام گيرد.
ايشان تأكيد كردند: براي انتخاب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و خبرگان حتماً از تدين، تعهد، وفاداري به انقلاب، ايستادگي در راه انقلاب، مرعوب نشدن در مقابل دشمن و عزم و شجاعت داوطلبان مطمئن شويد و سپس رأي دهيد. از همين رو و با توجه به اين سخنان ميتوان اين نكته را متوجه شد كه مبارزه با استكبار بايد يكي از مهمترين خطوط مجلس آينده به خصوص در مقابل امريكا با توجه به خط اين كشور در مقابل ايران اسلامي دانست.
اما چرا مقابله با استكبار بايد خط اساسي مجلس آينده صرف نظر از گرايش سياسي آن باشد.
امريكا در طول 10 سال قبل چه كرد
نگاهي به عملكرد امريكاييها در قبال ايران نشان ميدهد كه دشمني امريكاييها با ايران هيچ گاه تغييرپذير نيست و به خصوص آنكه طي سالهاي پس از برجام شاهد چندين برابر شدن تلاش آنان براي تغيير نظام جمهوري اسلامي هستيم و اين رويه اين بار به سمت تغيير نظام جمهوري اسلامي و ايجاد يك جبهه واحد در مقابل نظام جمهوري اسلامي تغيير يافته است.
سابقه اين تغييرات را ميتوان در پس اتفاقات پس از فتنه سال 88 دانست. در بحبوحه نهمين انتخابات رياستجمهوري، «مايكل لدين» نومحافظهكار ارشد امريكايي و مسئول پرونده سياستداخلي ايران در بنياد دفاع از دموكراسيها، در مقالهاي با عنوان «سريعتر لطفاً» بهصراحت به ايجاد «انقلاب رنگي» در ايران اشاره و گفته بود: «غرب متحد ميتواند كاري را با ايران انجام دهد كه قبلاً براي اوكراين انجام داد. همان انقلاب گل سرخ كه در گرجستان راه انداختيم، همان رفراندومي كه در اين تابستان عليه چاوز در ونزوئلا انجام داديم و قبلتر در هائيتي و باز هم قبلتر از آن در نيكاراگوئه و شيلي انجام داده بوديم.» لدين تأكيد كرده بود: «ميخواهم بيان كنم تغيير رژيم [در ايران] بايد خط مشي ما باشد. ميخواهم از گروههاي طرفدار دموكراسي در جامعه ايراني، حمايت كنم. ميخواهم از آنها حمايت سياسي و مالي كنم. ميخواهم اخبار و تبليغات آنها پخش شود. همانطور كه ما در زمان جنگ سرد با شوروي انجام داديم.»
انتخابات ۸۴ كه با مشاركت بالاي مردم برگزار شد، نقشههاي مايكل لدين و ساير مقامات امريكايي براي «تغيير رژيم» در ايران با شكست مواجه شد اما گويا از همان زمان براي انتخابات چهار سال بعد نقشه كشيدند. در كتاب «سايه عقابها» (طرح سري حمله امريكا به ايران) با استناد به منابع اطلاعاتي مختلف، برآوردي جامع از احتمال حمله امريكا به ايران مورد بررسي قرار گرفته است. در فصل بيستوپنجم اين كتاب، سناتور جان مككين بهوضوح حتي به رنگ انقلاب مخملي بعدي ايران، يعني «رنگ سبز» نيز اشاره كرده بود. فتنه ۸۸ محصول چنين طراحي بود كه گرچه خسارتهاي زيادي به بار آورد، اما با درايت و تدبير رهبر انقلاب و هوشياري و بصيرت مردم، راه به جايي نبرد. در عوض، دشمن حالا ديگر فهميده بود كه انقلاب اسلامي را بهدليل برخورداري از پايگاه گسترده مردمي نميتواند از طريق «انقلاب رنگي» از پاي دربياورد. پس تاكتيك خود را بايد تغيير ميداد اگرچه هدف همان هدف بود: تغيير نظام.
امريكاييها به دنبال تغيير نظام از طريق برجام
توافق هستهاي و فضاي بعد از برجام، اين تصور را در مقامات امريكايي بهوجود آورد كه ميتوانند پروژه تغيير نظام را از طريق ديگري پيش ببرند. آنچنانكه توماس فريدمن، تحليلگر مطرح روزنامه نيويورك تايمز، اسفندماه سال گذشته (پيش از توافق ميان ايران و غرب) اذعان كرده بود: «به نظر من با توافقي كه اوباما با ايران بر سر مسئله هستهاي انجام ميدهد امكان اين تغيير در داخل ايران فراهم ميشود.» نشانه اين تغيير تاكتيك امريكاييها نيز همان است كه رهبر انقلاب در ماههاي اخير از آن به «پروژه نفوذ» تعبير كردهاند. هدف از پروژه نفوذ، «استحاله جمهوري اسلامي» و «تغيير باطن و سيرت، با حفظ صورت و ظاهر» آن است. اما آنچنانكه آدام ارلي، سفير امريكا در بحرين در جلسهاي كه با برخي مسئولان كشورهاي عربي در منامه در سال ۲۰۰۹ گفته است، هيچ فشاري به دولت ايران بدون تقويت «جريانهاي طرفدار غرب» كارساز نيست.
هم اكنون نيز جهتگيري اصلي امريكا عليه ايران در حوزه اقتصاد متمركز خواهد بود. بر همين اساس، بعد از توافق هستهاي نيز امريكاييها تلاش كردند چنين القا كنند كه چيزي نسبت به قبل عوض نشده است. از همينرو، تمام تلاش آنها بر حفظ آن چيزي بود كه از آن با عنوان «ريسك سرمايهگذاري» در ايران ياد كردهاند. براي مثال، خبرگزاري رويترز در روز ۲۰ ژانويه، يعني ۳۰ ديماه در گزارشي مفصل تحت عنوان «نوار قرمز، خطرات سياسي ميتواند سرمايهگذاري در ايران را متوقف كند»، ادعا كرد كه «عواملي كه ميتواند سرمايهگذاري را متوقف كند عبارتند از تحريمهاي باقيمانده، كمبود مالي پروژهها و خطرات سياسي.» رويترز با برشمردن بسياري از تحريمهايي كه عليه ايران باقي مانده است، اين چنين در صدد پر كردن ايده ريسك سرمايهگذاري در ايران است: بسياري از تحريمهاي ايالات متحده عليه ايران پابرجا باقي ميمانند.
در اين ميان، كنگره امريكا اقداماتي را انجام داد كه برآيند كلي آن، جلوگيري از رابطه اقتصادي ساير شركتها و كشورها با ايران است، براي مثال نمايندگان امريكا با اختلافي اندك، طرحي را تصويب كردند كه قدرت باراك اوباما، رئيسجمهوري اين كشور را در رفع تحريمها عليه ايران بر اساس توافق هستهاي محدود كرده است. همچنين موضوع ديگري كه توسط كنگره پيگيري شد، طرح محدوديت صدور ويزا براي مسافران به ايران بود كه توسط باراك اوباما به قانون تبديل شد كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان به چالشي جديد براي جذب سرمايهگذاري اقتصادي در ايران تبديل شده است.
مجلس خط اصلي مقابله با فشار امريكا
با اين سابقه دشمني و استكبارستيزي ميتوان اين نكته را به خوبي دريافت كه مهمترين راهكار حفظ كشور و همچنين بنيه اقتصادي كشور صرف نظر از گرايش سياسي حفظ دشمني و مقابله با امريكا به عنوان نماد استکبار است.
در اين ميان اگر مجلس شوراي اسلامي در مقابل خط غرب محكم باشد، ميتواند از هر گونه فشاري جلوگيري كند و همين زمينه زمينهاي مشترك براي ضدامريكايي بودن مجلس در مقابل هرگونه فشاري باشد.