کد خبر: 774629
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۶
گذري بر فعاليت‌هاي سياسي مسجد لرزاده از تأسيس تا آغاز نهضت اسلامي
احمدرضا صدري

مسجد لرزاده تهران از جمله پايگاه‌هاي سياست‌ورزي از مقطع تأسيس تا پيروزي انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود. درصفحات پيشين «تاريخ»، به پاره‌اي از تلاش‌هاي سياسي اين كانون در دوران نهضت اسلامي اشارت رفت. در مقالي كه پيش روي داريد، جلوه‌هايي از فعاليت‌هاي مبارزاتي اين مسجد از بدو تأسيس تا آغاز نهضت اسلامي به قلم آمده‌اند.

مسجد لرزاده در دهه 1320 به دست عالم رباني آيت‌الله حاج شيخ علي‌اكبر برهان شروع به كار كرد. اين مسجد به بركت وجود اين عالم بزرگوار غرق در معنويت و منبع فيضي براي اهالي محله بود. از جمله ويژگي‌هاي حاج شيخ علي‌اكبر برهان دافعه عجيب وي نسبت به فرهنگ غرب و حكومت پهلوي بود. نقطه برخورد او نيز جشن‌هاي ساليانه حكومت پهلوي بود كه مرحوم برهان با آن مخالفت كرد. به گفته شيخ حسين انصاريان مرحوم برهان از وضع آن روز تهران خيلي نگران بود. وجود سينماها، كاباره‌ها و مراكز فساد، به‌خصوص در محله لاله‌زار و خيابان شاه‌آباد روح او را رنج مي‌داد، طوري كه هميشه روي منبر مي‌گفت: «من از سرانجام اين وضع تهران مي‌ترسم مبادا خداوند غضبناك شده است و عذابي سخت بر آن نازل كند.‌»(1)

ويژگي‌هاي اخلاقي شيخ علي‌اكبر برهان موجب حضور گروه‌هاي مختلف مذهبي در مسجد لرزاده شده بود. از جمله گروه‌هايي كه در دهه 1320 در اين مسجد فعاليت داشتند و بايد آن را نقطه آغاز فعاليت سياسي مسجد در كنار فعاليت‌هاي علمي و مذهبي مرحوم برهان دانست، فداييان اسلام بودند.

فعاليت جمعيت فداييان اسلام در مسجد لرزاده

پس از سقوط حكومت رضاشاه وضعيت داخلي و خارجي كشور نابسامان شده بود. اوضاع سياسي ايران در اين زمان انسداد سياسي با دوره پيش متفاوت بود و حكومت خود را مؤظف به اجراي ارزش‌هاي ديني و ملي مردم نمي‌ديد، لذا در سال 1336 نغمه‌هايي از تغييرات موادي از قانون اساسي مرتبط با رسميت دين اسلام از سوي عده‌اي از نمايندگان مجلس مطرح شده بود. اين مسئله عكس‌العمل‌هايي از سوي جريان‌هاي مذهبي جامعه در پي داشت. به دنبال آن جريان‌هاي سياسي ـ مذهبي به انتشار اعلاميه پرداختند. يكي از گروه‌هايي كه در اين دوره نضج گرفت جمعيت فداييان اسلام به رهبري نواب صفوي بود. در اين زمان فعاليت اين گروه در مسجد لرزاده تنها به برگزاري مجالس سخنراني محدود مي‌شد. حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين انصاريان كه در اين دوره شاهد فعاليت اين گروه در مسجد بوده است، در اين‌باره چنين مي‌گويد: «گاهي نيز جلسات مرحوم نواب صفوي (فداييان اسلام) در مسجد ما برگزار مي‌شد. پدرم در اولين برخوردها به‌شدت مجذوب آنان شد و در جلساتشان شركت مي‌كرد. در آن زمان كودكي خردسال بودم كه مرا به دوش خود مي‌نشاند و به اين مجالس مي‌رفت. تصوير مبهمي هم از چهره مرحوم نواب صفوي با آن عمامه خاص و چهره الهي‌اش در ذهنم هست. همچنين راه رفتن خليل طهماسبي، فريادهاي سيد عبدالحسين واحدي، آستين بالا زدن و رگباري حرف زدنش را به ياد دارم.»(2)

از محتواي جلسات سخنراني فداييان اسلام در مسجد لرزاده در منابع ذكري نيامده، اما آنچه مشخص است با توجه به شرايط موجود جامعه بيان حقايق اسلام، حفظ حرمت‌ها و در واقع بيشتر سخنان در پاسداري از شرع مقدس بوده است.

محسن رفيق‌دوست(3) از شركت‌كنندگان در جلسات فداييان اسلام در مسجد لرزاده خاطره‌اي را بيان مي‌كند: «در اوايل سال 1329 بعضي از جلسات فداييان اسلام در مسجد لرزاده تشكيل مي‌شد و سخنراني‌ها و مجالس وعظ و خطابه را در آن مسجد برگزار مي‌كردند.‌»(4)

چالش‌هاي حضور فدایيان اسلام در مسجد لرزاده

جلسات سخنراني و وعظ فداييان اسلام در مسجد لرزاده هميشه با آرامش همراه نبود، بلكه گاهي اين مجالس شناسايي مي‌شدند و به دستگيري حاضران مي‌انجاميد. در بخش ديگري از خاطرات رفيق‌دوست آمده است:

«در سال 1330 يكي از فداييان اسلام در مسجد لرزاده سخنراني مي‌كرد. ناگهان پليس‌‌ها ريختند و مراسم را به هم زدند و سخنران و بيشتر شنوندگان را دستگير كردند. من هم جزو دستگيرشدگان بودم، در حالي كه 11 سال بيشتر نداشتم.»(5)

از ديگر اعضاي فعال اين جمعيت در مسجد لرزاده شخصي به نام محمود فرازنده است. بر اساس يكي از گزارش‌هاي ساواك اين شخص در سال 1330 در جلسات مسجد لرزاده شركت مي‌كرد. در اين اسناد وي سال‌ها بعد تشكيل‌دهنده جلسات جبهه ملي معرفي شده است. (6)

بر اساس يكي از اسناد ساواك پس از دستگيري اعضاي فداييان اسلام در مسجد لرزاده جلسه‌اي توسط طرفداران اين گروه در تاريخ 10/4/1330 در منزل حاج محمود فرازنده واقع در خيابان لرزاده تشكيل شد. در اين جلسه بعد از قرائت قرآن مهدي عراقي به دستور صرافان بياناتي كه خلاصه آن به شرح زير است، قرائت كرد: «هوالعزيز ـ بعد از مجاهدت شيخ فضل‌الله نوري كه به دار خائنين آويخته شد، حضرت نواب صفوي قيام كرد. اقليت را روي كار آورد و حاليه بايد در زندان باشد. لعنت به اين اقليت، دولت بايد بداند اگر به همين زودي‌ها نواب صفوي و سايرين را آزاد نكند، ما تا آخرين قطره خون خود ايستادگي مي‌كنيم و همه آنها را به جهنم خواهيم فرستاد.»(7)

به دنبال اين گزارش آمده است در تاريخ 29/8/1330 از سوي عده‌اي از فداييان اسلام مجلس عزاداري تشكيل شده است. در اين گزارش اشاره شده است طرفداران فداييان اسلام علاوه بر جلسات مقرر در مسجد لرزاده در منازل يكديگر نيز جلساتي برگزار مي‌كنند و در پايان خواسته مي‌شود مسجد و منازل اعضاي اين گروه تحت نظر و مراقبت قرار گيرد. (8)

فعاليت فداييان اسلام در اين سال تنها محدود به برگزاري مجلس روضه‌خواني در مسجد لرزاده مي‌شد. به‌طوري كه جلسه‌اي با حضور فداييان اسلام در مسجد لرزاده برگزار شد و در آن سيد محمد واحدي از رهبران اين گروه به منبر رفت و به ذكر مصيبت پرداخت. در خاتمه نيز وي چنين اظهار كرده است: «در شهرهاي مسلمان نبايد مشروب‌فروشي باشد. در راديو قرآن تلاوت مي‌كنند و پس از خاتمه تلاوت قرآن صداي ساز و آواز شنيده مي‌شود. صداي آن براي مسلمين دلخراش است.»(9)

تشكيل جلسات فداييان اسلام در مسجد لرزاده در سال‌هاي بعد همچنان ادامه يافت. فداييان اسلام براي رسيدن به اهداف خود در تلاش بودند تا از همكاري احزاب و جريان‌هاي سياسي نيز استفاده ببرند. از جمله اين گروه‌ها و اشخاص جبهه ملي و دكتر مصدق بود. سند منتشر شده ساواك در تاريخ 21/9/1330 اشاره مي‌كند نواب صفوي و خليل طهماسبي از دكتر مصدق و دكتر بقايي بريده‌اند و از نواب صفوي به واحدي دستور داده شده است تا شب‌ها فداييان اسلام را در مسجد لرزاده جمع كنند و به برگزاري مراسم مذهبي بپردازند. (10)

احمد قديريان يكي از طرفداران فداييان اسلام در طول فعاليت اين گروه در سال‌هاي 1327 تا 1334 است. او پس از آشنايي با فعاليت فداييان اسلام در مجالس آنها در مسجد لرزاده حضور فعالي داشت. در بخشي از خاطرات وي چنين آمده است: «با شهيد نواب صفوي ديدار و در جريان كارهايشان قرار داشتم و در برنامه‌هايشان كه در مسجد امام (شاه سابق) برگزار مي‌شد و در جلساتي كه در مسجد لرزاده داشتند نيز شركت مي‌كردم و جزو گروه انتظامات ايشان بودم.»(11)

«لرزاده» كانون هيئات مذهبي

فعاليت سياسي در قالب هيئت‌هاي مذهبي نيز از جمله اقداماتي بود كه گروه‌هاي مذهبي ـ سياسي تحت لواي آن به مبارزه با حكومت مي‌پرداختند. از جمله هيئت‌هايي كه در اين دوره همسو با فعاليت فداييان اسلام به برگزاري مراسم مذهبي در مسجد لرزاده مي‌پرداخت، هيئت جعفري بود. اين هيئت توسط يكي از اعضاي منسوب به فداييان اسلام به نام سيد جعفر امامي رهبري و هدايت مي‌شد.

بر طبق سند مورخ 24/10/1330 سيد جعفر امامي از خراسان به تهران آمد و بيشتر اوقاتش را در مسجد لرزاده مي‌گذراند. بر اساس اين سند هيئت جعفري روز به روز جمعيت خود را تقويت و ازدياد مي‌كرد تا بدين‌وسيله در آينده بتواند با جمعيت فداييان اسلام ائتلاف كند. (12)

پس از ملي شدن صنعت نفت نواب صفوي و برخي ديگر از اعضاي فداييان اسلام دستگير شدند. به دنبال آن طرفداران اين جمعيت اجتماعاتي برگزار كردند. اين اجتماعات معمولاً شبانه و در مساجد، حسينيه‌ها و منازل شخصي برگزار مي‌شد و با انجام مراسم مذهبي و سخنراني اعضاي فعال جمعيت همراه بود. در بيشتر موارد محور اصلي سخنراني‌ها حملات تند و شديد به برخي مسئولان و شخصيت‌ها، خصوصاً مصدق و اعضاي فعال جبهه ملي بود. آنها مدعي بودند اگرچه فداييان اسلام نقش حساسي در پيروزي جنبش ملي شدن صنعت نفت و به قدرت رسيدن جبهه ملي ايفا كرده‌اند، ولي مصدق و همكارانش با زير پا گذاشتن اصول اخلاقي به فداييان اسلام سخت گرفتند و حتي رهبر آنان را به بند كشيدند. بنابراين مبارزه با حكومت را با هر شيوه ممكن حتي ارعاب و ترور ترويج و تشويق مي‌كردند.(13)

يكي از اعضاي فداييان اسلام به نام محمدرضا حسب‌الامر كه در تاريخ 9/5/1332 براي شركت در جلسات شب‌هاي شنبه فداييان اسلام به مسجد لرزاده مراجعه كرد در گزارشي مي‌گويد: «از ساعت 20 روز 9/5/1332 الي ساعت 22 در اطراف آن مسجد گردش كردم. هيچ‌يك از فداييان اسلام به مسجد مراجعه نكردند. به‌طوري كه تحقيق شد جلسات علني خود را به‌كلي ترك كرده‌اند.»(14)

اين گزارش نشان‌دهنده فشاري است كه در اين زمان از سوي حكومت براي كاهش و متوقف ساختن فعاليت اين گروه به عمل آمده است. پس از آزادي رهبر و ديگر اعضاي فداييان اسلام از زندان اعضاي اين گروه با تغيير روش به مبارزه با بي‌بند و باري‌هاي اجتماعي و مظاهر فرهنگ و تمدن غرب، انتقاد شديد از دولت به خاطر عدول از احكام شرع و دستورهاي قرآن و اهمال در تحديد و سركوبي حزب توده پرداختند. اين جمعيت هر روز به مناسبت‌هاي مختلف مردم را به اجتماع در مساجد، حسينيه‌ها و حتي منازل شخصي دعوت مي‌كردند و رهبران جمعيت براي حفظ دين اسلام به سخنراني مي‌پرداختند. (15) يكي از مراكز تجمع و سخنراني اين جمعيت مسجد لرزاده بود. تأكيد بر نقش فداييان اسلام، به‌ويژه رهبر اين جمعيت در پيروزي جنبش نفت و قدرت‌يابي جبهه ملي و نيز خلف وعده‌هاي دولت در خصوص اجراي دستورهاي قرآن و احكام شرع از ديگر محورهاي فعاليت جمعيت در مسجد لرزاده بود. سخنراني‌هاي عبدالحسين واحدي هم كه در مساجد معيني ايراد مي‌شد، محتوايي مشابه با سخنراني‌هاي نواب داشت.

فعاليت گروه شيعيان در «لرزاده»

در سال 1330 پس از ملي شدن صنعت نفت و همزمان با فعاليت جمعيت فداييان اسلام گروهي با ريشه‌هاي ديني و مبارزاتي شكل گرفت. ريشه‌هاي شكل‌گيري اين گروه به آموزش‌هاي مدارس جامعه ديني تعليمات اسلامي بازمي‌گشت. شركت در كلاس‌هاي درس جامعه تعليمات و آشنايي شهيدان اماني، لاجوردي و آقايان رحماني، مقصودي و حاج‌آقا هادي اماني منجر به تشكيل جمعيتي به نام گروه شيعيان شد. اين افراد كه براي فراگيري زبان عربي و علوم اسلامي گرد هم جمع شده بودند، با توجه به فضاي فرهنگي جامعه تصميم به ايجاد تشكلي منسجم گرفتند. به گفته حاج صادق اماني از بنيانگذاران اين جمعيت: «در اين زمان چون دستگاه‌هاي مختلفي بودند كه از نظر ايدئولوژي و فكري در مقابل اسلام بودند و تبليغات غيراسلامي مي‌كردند، ما احساس كرديم بايستي قدرتي شويم كه جوابگوي اين دستگاه‌هاي مختلف باشيم.»(16)

لذا اين گروه به محضر آيت‌الله سيد محمدتقي خوانساري رفتند و از ايشان كسب تكليف كردند. ايشان فرمودند: چون امر به معروف واجب است، مقدمات آن نيز كه ايجاد تشكيلات است، واجب است. اما راجع به تشكيل گروه شيعيان در شرح حال حاج صادق اماني چنين آمده است: «در جلسه‌اي كه در منزل آقاي خمسي برقرار بود، حدود 20 الي 25 نفر در آن شركت داشتيم، قرار شد گروهي را تشكيل دهيم و برنامه‌هاي مذهبي و فرهنگي منسجم‌تري بگيريم. بالاخره همگي با هم تعهدنامه‌اي را امضا كرديم و گروهي به نام گروه شيعيان تأسيس كرديم كه مركب بود از سازمان رهبري، سازمان مالي و سازمان فرهنگي و من در سازمان رهبري بودم. آقاي رحماني در سازمان مالي و آقاي اسلامي هم در سازمان فرهنگي بودند.»(17)

از جمله كساني كه در سال‌هاي اوليه تشكيل اين گروه به عضويت آن در آمد، حاج احمد قديريان است. وي مي‌گويد:«حدوداً 20 ساله بودم كه در جمع برادران گروه شيعيان حضور يافتم. گروه شيعيان محلي داشت در خيابان خيام مقابل ساختمان دادگستري نبش ساختماني كه هنوز موجود است. در طبقه بالاي اين ساختمان اين برادران جمع بودند.»(18)

در اين دوره مركز فعاليت اعضاي شيعيان اسلام مسجد لرزاده بود. گروه شيعيان(19) پس از مدتي به دليل اختلاف فكري بين آقاي خمسي و عده‌اي از اعضا در خصوص استفاده از روايات و احاديث دچار انشعاب شد. درباره اختلاف ميان اعضا در خاطرات حاج احمد قديريان چنين آمده است: «مسئوليت اين گروه به عهده آقاي خمسي بود. بعداً مشخص شد وي در فهم آيات و روايات برداشت خاص دارد و در فرقه اخباريون قرار دارد. آقاي خمسي شيخي بود كه روحيات مخصوص به خودش را داشت. پس از آن مرحوم اماني و ديگر عزيزان افكار خاصي را در ايشان ديدند و خط ما از هم جدا شد. آقاي خمسي به قم رفت. مركز فعاليت‌ بچه‌هاي شيعيان اسلام نيز مسجد لرزاده بود. وقتي از آقاي خمسي جدا شديم، بچه‌ها استقلال بيشتري پيدا كردند و در كارهاي مبارزاتي وارد شدند.»(20)

دهه 1330 جامعه از نظر سياسي فضاي پراختناقي داشت كه گروه‌ها و دسته‌جات سياسي در اوضاع كشور نقشي نداشتند و شرايط براي سركوبي حركت‌هاي مستقل و مذهبي مناسب بود. در اين دوره نه از حزب خبري بود و نه از دسته و تشكيلاتي ديگر، تنها حركت‌هاي كم و بيش سياسي آن هم در سايه فعاليت‌هاي مذهبي و مراسم روضه‌خواني وجود داشت.

«لرزاده» كانون سخنراني واعظان نامدار

علاوه بر فعاليت گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي برگزاري جلسات سخنراني با حضور واعظان معروف از ديگر برنامه‌هاي مرتبط با اين مسجد بوده است. بر اساس اسناد منتشر شده سخنراني حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي در مقابل نزديك به 1500 نفر در تاريخ 26/11/1338 در مسجد لرزاده برگزار شده است. اين جلسه در ساعت 7:20 با اجراي قطعه‌اي از حاج نظام مداح آغاز شد. سپس محمدتقي فلسفي پس از تلاوت چند آيه از قرآن از انقراض سلطنت مصر به دست موسي صحبت به ميان آورد. در اين سخنراني وي پس از انتقاد از علاقه‌ روزافزون مردم به سينما و تئاتر از بي‌توجهي دولت پهلوي اظهار ناراحتي كرد. (21)

مسجد لرزاده تهران پس از آغاز نهضت امام خميني به پايگاهي براي ترويج انديشه انقلاب اسلامي مبدل گشت كه شرح آن مجالي ديگر مي‌طلبد.

پي‌نوشت‌ها درسرويس تاريخ موجودند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار