هاشمي که هفته قبل حمايت خود از روحاني را عاملي براي رشد 40 درصدي آراي وي در انتخابات سال 92 مطرح کرد، پس از اعلام نتايج مجلس خبرگان پنجم و مجلس شوراي اسلامي دهم دست به تهييج افکار عمومي زد و نقش گذشته خود مبني بر منتگذاري بر اين و آن را به محمد خاتمي واگذار کرد تا محمد خاتمي در آخرين پست اينستاگرامش اينگونه دست به تحقير هاشمي، روحاني و عارف بزند: «شريف يعني... سيدمحمد خاتمي... روحاني را رئيسجمهور کرد... رفسنجاني را نفر اول خبرگان... عارف را نفر اول مجلس... و ذرهاي نه منت نهاد، نه سر سوزني سهمخواهي کرد و نه خود را به رخ هيچکس حتي آنهايي که نهايت ظلم و جفا را در حقش نمودند، کشيد و در وجنات و حرکات و سکنات انسانياش کوچکترين تفاوتي ديده نشد و فقط بر تواضع و افتادگياش در برابر انسان افزوده شد. او نماد انسان بودن در روزگار قحطي زده ماست. او هنوز نقشهاي بزرگتري در تقدير اين ملت دارد. زنده باد انسانيت، ادب، فرهنگ و شرافت!»
اگرچه اين پست در درجه نخست نمايانگر توهمات محمد خاتمي از تحولات عرصه سياسي است و يادآور توهم مشابه هاشمي يا توهم ميرحسين و کروبي در انتخابات سال 88 است، ولي نبايد ناديده گرفت که رئيس دولت اصلاحات تصميم داشته با اين پست برخي از همفکران امروز خود را تحقير کند آن هم با ادبيات در ظاهر نرم.
آنچه از اين متن کوتاه دريافت ميشود نشانگر اين است که خاتمي ميخواهد حمايت خود را عامل موفقيت هاشمي، روحاني و عارف در انتخاباتهاي اخير بداند و با تکرار آن به بدنه اجتماعي تجديدنظرطلبان، همچنان خود را به عنوان يگانه رهبر اين جريان معرفي کند از ترس آنکه نکند آرامآرام هاشمي، روحاني و عارف او را کناري زده و به انزوا و تنهايي بکشانند؛ يقيناً ترس خاتمي از چنين فضايي او را به منتگذاري بر سر اين و آن کشانده است.