وي که گويا از معروف نشدن رنج ميبرد و چندي پيش در گفتوگو با يك روزنامه گفته بود: اگر نامم به جاي صادق، آلفرد يا ديويد و نام فاميلي من هم به جاي زيباكلام، جانسون يا اسميت بود، شهره خاص و عام ميشدم! در اين فايل تصويري خطاب به آن دسته از کساني که بهزعم او دليلي براي رأي دادن ندارند و دچار نااميدي شدهاند، پرسيده است: ما چه گزينه ديگري داريم؟ چه آلترناتيو (جايگزين) ديگري به جز صندوق رأي داريم؟ سپس گفته است: بنده به عنوان يک استاد علوم سياسي ميگويم: هيچ گزينه ديگري نداريم. هيچ آلترناتيو ديگري نداريم.
زيباکلام در ادامه افزوده است: بنابراين هيچ چاره ديگري نداريم، الا اينکه با همين صندوق رأي شکستهپکسته وزارت کشور، با همين مقدار، سعي کنيم که ببريم جلو. ببريم به سمت تغيير و اصلاحات، آشتي کردن با دنيا، توسعه سياسي، رفرم اقتصادي. صادق اسميت در پايان تصريح کرده است: گزينههاي ديگر (بخوانيد تحريم انتخابات) اگرچه خيلي شيک به نظر ميرسند ولي سر به ناکجاآباد ميبرند. بنابراين بايد با اين احساس و وسوسه که رأي دادن فايدهاي ندارد، بجنگيم. زيباکلام توضيح نداده است اگر سرنوشت کشور از طريق صندوقهاي رأي رقم ميخورد (که ميخورد) اگر ساختار سياسي کشور با مشارکت ملت در انتخابات تغيير ميکند، چرا دوستان اصلاحطلب وي در سال 88 آن فتنه نابخشودني را مرتکب شدند و ساختارهاي قانوني کشور را به چالش کشيدند و حاضر به پذيرش رأي اکثريت نشدند. اگر تقلب واقعيت داشت، ساختارهاي قانوني برگزارکننده کشور (شوراي نگهبان و وزارت کشور) که تغييري نکردهاند. بنابراين تنها يک گزينه باقي ميماند و آن اينکه بهزعم جريان مورد حمايت زيباکلام، انتخابات تا زماني مشروع است که نامزدهاي آنها از درون صندوقهاي رأي بيرون بيايند، در غير اين صورت بايد دست به شورش و نافرماني زد!