«هاشمي رفسنجاني تا مادامي كه عناصر سياسي جريانات سياسي به نفع وي وارد عمل شوند و در جهت اهداف وي حركت كنند از انها حمايت ميكند و در مقابل زماني كه افراد در پازل وي بازي نكنند هاشمي نه تنها از آنها حمايتي به عمل نميآورد بلكه بر عليه فرد هم اقداماتي را انجام ميدهد.» اين يكي از تعاريف جماعت تجديدنظرطلب از شخصيت هاشمي رفسنجاني است كه بارها توسط تئوريسينهاي وابسته به اين جريان بيان شده است: «هاشمي رفسنجاني رفيق و يار عبدالله نوري بوده، اما در مقابل محاكمه و مجازات او سكوت پيشه كرده است. ولي در قضيه فائزه هاشمي بر سر اتهام روزنامه زن در چانهزنيهاي پشت پرده در مقابل دادگاه ايستاد و مسئله را حل كرد. متأسفانه هاشمي نشان داده است كه پشت سر كسي نميايستد. هاشمي براي اينكه «پدر» باشد و همه گروهها او را به عنوان فصل الخطاب و داور بپذيرند، خود را از منازعات سياسي و مسائل اختلافي دور نگاه ميدارد و در برابر مسائل حساس ابراز نظر نميكند. اما اين رويكرد در دورهاي كه ايده توسعه سياسي گفتمان مسلط زمانه است، به جاي آنكه باعث پذيرش وي به عنوان فرد مقبول تمام گروهها شود، باعث دوري گروهها از او شده است. عبدالله نوري تا وقتي در چارچوب مقبول هاشمي حركت ميكرد، هاشمي حاضر بود از او به طور «پنهاني» دفاع كند، اما اينكه نوري با دفاعيات مدلل خود در كانون توجه افكار عمومي قرار گرفته است و احتمال رياست مجلس او جدي است، هاشمي احتمالاً حاضر به دفاع از او نيست و اين گمان را به ذهن متبادر ميكند كه احتمالاً خارج شدن رقيب از عرصه سياست به هزينه ديگران براي هاشمي مطلوب باشد. »(1)
روزنامههاي زنجيرهاي وابسته به اين طيف هم تكرار ميكردند كه «هاشمي فردي رفيق باز به شرط بازيگري افراد در نقشهاي از پيش تعيين شده كارگردان(هاشمي ) است و روحيه خودكامگي وي اجازه نميدهد كه متخلفان وابسته به وي دستگير يا محاكمه شوند: « در دوران آقاي هاشمي كساني تحت پيگيرد قانوني قرار گرفتند. حال چه از نظر سياسي و چه از نظر اقتصادي كه مخالف ايشان بودند و هيچ كس از منسوبين ايشان مورد پيگرد قرار نگرفتند و اگر هم گرفتند بعد از دوران رياست جمهوري ايشان بود. »(2)
مشابه چنين اظهاراتي بارها از سوي شخصيتها و رسانههاي وابسته به جريان تجديدنظرطلب تا قبل از انتخابات مجلس ششم ابراز ميشد، مبني بر اينكه چرا منسوبين به هاشمي رفسنجاني به علت مشكلات سياسي و اقتصادي مورد پيگيرد قانوني قرار نميگيرند اما جالب است بدانيم پس از آنكه فتنه 88 بدون نتيجه باقي ماند و مهدي هاشمي يكي از فعالان در فتنه آن سال به انگليس گريخت و بحث محاكمه وي به علت مسائل اقتصادي، امنيتي و سياسي بر سر زبانها افتاد، همين جريان تجديدنظرطلب به عنوان يكي از حاميان هاشمي رفسنجاني و پسر مجرمش ايفاي نقش كردند و بارها از بيگناهي مهدي هاشمي در مطبوعات و تريبونهاي خود سخن به ميان آوردند.
سياهنمايي از وضعيت دهه اول انقلاب و بري دانستن خود و دولت متبوع خود از هرگونه عيب و نقضي، خصيصه ديگري است كه تجديدنظرطلبان آن را بارها به هاشمي نسبت داده و از اينگونه شبههافكنيها جهت تخريب وجهه دموكراسي در دوران وي استفاده كردهاند. مدعيان اصلاحطلبي نقدناپذير بودن هاشمي و منزه دانستن خود و دولت متبوع خود را ويژگي برجسته وي عنوان ميكردند: «آقاي هاشمي رفسنجاني طي دهه گذشته چهره كاملاً تاريكي از وضعيت دهه اول انقلاب به تصوير كشيده و دوران سازندگي را، دوران رشد اقتصادي و اميدهاي روشن جلوه داده است. مسئله آن است كه اگر تصويري كه هاشمي ارائه ميكند واقعي باشد، بايد پرسيد مگر آمارهاي كلان اقتصادي منفي دهه اول انقلاب تا حدود زيادي معلول جنگ و هزينههاي سنگين آن نبود؟ مگر جنگ بيش از يك صد ميليارد دلار خسارت به جاي نگذارد و مگر آقاي هاشمي در تداوم آن شرايط، پس از فتح خرمشهر نقش مهمي را بازي نميكرد؟»(3)
هاشمي قبل از محاكمه فرزند مجرمش توسط قوه قضائيه طي سخناني در جمع دانشجويان با اشاره به دانشجويي كه درباره فرزندش سؤال پرسيده بود، بيان ميكند: «مهدي ما رفته خارج و خيالش از پروندههايش راحت است، مهدي بارها به ديوان محاسبات رفته است اما مجلس با وارد شدن به آن قضيه وي را مبرا دانسته است. »(4)
پي نوشت:
1. عاليجناب سرخپوش، عاليجنابان خاكستري، ص41
2. بيان 78/10/15
3. عاليجناب سرخپوش، عاليجنابان خاكستري، ص141
4. خبرگزاری فارس، 1/29/ 89