
در داستان پينوکيو، پدر ژپتو براي تهيه کتاب پينوکيو مجبور به فروش لباسش ميشود. حالا صداوسيما براي اينکه بتواند پول نان شب نيروهايش را بدهد مجبور است، کتابهايش را بفروشد! محمد سرافراز همچنان بر کوچکسازي سازمان صداوسيما پافشاري دارد و اين بار قرار است انتشارات قديمي سروش دچار کوچکسازي شود. در اين کوچکسازي انتشارات سروش تعطيل و با مؤسسه جامجم ادغام ميشود. کتابفروشيهاي سروش تعطيل شده و سرنوشت هفتهنامه سروش نيز در هالهاي از ابهام فرو رفته است. وضعيت بد مالي سروش نهتنها باعث نشده که حقوق کارمندان آن عقب بيفتد، بلکه آنهايي هم که حقوق گرفتهاند با احتمال نياز نداشتن و اتمام همکاري سروش با آنها در پايان سال روبهرو هستند. صداوسيما دارد کتابفروشيهاي سروش را در خيابان مطهري و انقلاب اسلامي به فروش ميرساند، به خاطر همين در اولين مرحله حکم به تخليه اين دو ساختمان داده شده است. اين در حالي است که هم کتابفروشي خيابان مطهري و هم ترنجستان سروش که مابين خيابان وليعصر(عج) و فلسطين واقع شده جزو پاتوقهاي کتابدوستان به شمار ميرفتند. به خصوص ترنجستان که فضاي بيشتري براي فعاليت فرهنگي در اختيار داشته و محصولات متنوعي را ارائه ميکرد.
چرا تعطيلي کتابفروشيها زنگ خطر است؟!کمي از بيپولي و اوضاع بد مالي سازمان صداوسيما فاصله بگيريم و به سراغ کتاب و کتابخواني برويم. جايي که صداوسيما با داشتن انتشارات سروش و البته کتابفروشيها، سروش در آن مشارکت فعالی داشته است. سروش هزار و 650 عنوان کتاب منتشر کرده و امسال نيز با 150 عنوان کتاب چاپ اول در نمايشگاه کتاب شرکت کرده بود. حالا ميتوانيم از سروش نيز فاصله بگيريم و به صنف کتابفروشها برسيم که تغيير کاربري کتابفروشيها و تبديل شدن آنها به مشاغلي مانند اغذيهفروشي و کافيشاپ باعث شده تا روند انقراض صنف کتابفروش و مغازههاي کتابفروشي سرعت بگيرد. ديگر راسته خيابان انقلاب محلي صرفاً فرهنگي و جاي حضور علاقهمندان به کتاب نيست. ميزان پايين مطالعه، کاهش نشر کتاب و حالا خطر تعطيلي يک انتشارات قوي و کتابفروشيهايش! خبرهاي بد در حوزه کتاب زياد است. در اين شرايط صداوسيما بايد چکار کند که سروش و کتابفروشيهايش حداقل چراغ اميدي براي حوزه فرهنگ و نشر باشند؟ بهتر است بازگرديم به سراغ صداوسيما، سازماني بزرگ با مخارج بالا که اصليترين رسانه کشور به شمار ميرود. سازماني که دولت بودجهاش را نميدهد، در تعيين بودجه با افزايش ناچيزي در مقابل بالارفتن هزينهها در عمل سازمان را در تنگنا قرار داده و حتي وقتي صداوسيما ميخواهد راههاي درآمدي ديگر را امتحان کند، گفته ميشود که دولت بدش نميآيد که چند سنگ بزرگ پيش پاي سرافراز قرار دهد. حالا با اين شرايط اگر مديري بخواهد سازمانش را حفظ کند، آيا نبايد هزينههايش را کاهش دهد؟! مسلماً رياضت اقتصادي و کم کردن مخارج گزينه خوبي است، ولي نگراني جاي بروز ميکند که چرا بايد رياضت را از کتاب و فرهنگ آغاز کرد؟! دولت که داعيهدار کمک به فرهنگ است و معاون فرهنگي وزارت ارشاد خبر از حمايت از کتابفروشيها ميدهد، چرا در اين مورد ورود نميکنند تا «سروش» را نجات دهند؟! قطعاً کمک به سروش در وهله اول کمک به فرهنگ و نشر کتاب است تا کمک به صداوسيما که دولت تمايلي براي همکاري با آن ندارد.
اگر بسته شدن سروش اجرايي شده و کتابفروشيهايش نيز بسته شوند، نبايد سرافراز و مجموعهاش را مقصر اصلي بدانيم، بلکه مقصر اصلي دولت است. در مرحله بعد سيستم اشتباه مالي صداوسيما و ريخت و پاشهاي گذشته که باعث ايجاد چنين وضعي شدهاند و در نهايت شايد پايين بودن ميزان مطالعه در کشورمان که اگر مانند کشورهاي توسعه يافته کتاب کالايي پرفروش به حساب ميآمد، «سروش» و ديگر مؤسسات نشر کتاب داراي گردش مالي مناسبي بوده و به صورت خودگردان نيز قادر به اداره امور بودند. خبر تعطيلي مجموعه سروش و کتابفروشيهايش که شايد به مجلات سروش نيز تسري پيدا کند، خبر ناگواري براي فرهنگ کشور به شمار ميآيد؛ خبري که انتشار آن در روزهاي پاياني سال باعث نگراني اهالي فرهنگ شده و هيج تدبيري نيز براي جلوگيري از آن انديشيده نشده است.