کد خبر: 772807
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۳
در ساليان اخير موضوع طلاق به يك آسيب اجتماعي و فراتر از آن به يك بيماري اجتماعي تبديل شده است.
ايوب خرمي

ما با پرونده باز شده‌اي از يك نوع بيماري مواجه شده‌ايم كه مسري شده و در هر سال ارقام آن به صورت تصاعدي افزايش مي‌يابد. برخي معتقدند خانواده‌ها و به خصوص جوانان را نبايد از طلاق ترساند چراكه با دست گذاشتن روي اين پديده منفي در جامعه انگيزه جوانان براي ازدواج كاهش مي‌يابد.

ديدگاه اين دسته از افراد نسبت به طلاق مثل پاشيدن خاكستر به آتش است كه در نهايت روشن مي‌ماند. پس بهتر است به جاي برخورد انفعالي به فكر درمان باشيم. افزايش آگاهي در برابر آسيب‌هاي اجتماعي قبل از ازدواج مي‌تواند يكي از موانع ورود به جدايي زوجين در خانواده‌هاي امروزي باشد. بدون شك با بالا رفتن سطح معلومات افراد در سن ازدواج نسبت به زواياي تحت تأثير طلاق، ديگر زوجين پس از ازدواج بر سر مسائل ناچيز زندگي‌شان را به مخاطره نمي‌اندازند، از آن منظر كه افراد با پي بردن خطرات حاصل از پيامدهاي طلاق ديدگاه خود را نسبت به ادامه زندگي و حل تعارضات و كشمكش‌هاي جزيي تغيير مي‌دهند و به راحتي ‌ساز جدايي را كوك نمي‌كنند.

از سويي بر طبق تحقيقات و آمارهاي موجود زمينه‌سازهاي زيادي باعث مي‌شود كه طلاق در خانواده رخ بدهد اما يكي از بزرگ‌ترين عوامل اصلي كه اين پديده را رقم مي‌زند به دخالت خانواده‌ها در زندگي زناشويي و زوجين برمي‌گردد.

با تغيير در سبك زندگي بسياري از جوانان مي‌بينيم پختگي لازم را براي اداره زندگي مستقل ندارند و چون تا سن ازدواج بار هيچ مسئوليت و تكليف را به دوش نكشيده‌اند و بدتر اينكه پدر ومادر حتي اجازه تصميم‌گيري براي حل مشكلات كوچك را به آنان نداده‌اند، اين معضل تربيتي آنان را در آينده و در زندگي مشترك دچار مشكل مي‌كند.

با اين وجود اگر اين رفتار پدر و مادر براي فرزندان پس از ازدواج نيز ادامه‌دار باشد به طور قطع زندگي زناشويي آنان را دچار مشكل مي‌كند. احترام به پدر و مادر با موضوع دخالت آنان دو چيز متفاوت است و مشورت گرفتن از بزرگ‌ترها به معناي اين نيست كه بايد به آنان اجازه هر نوع دخالتي را داد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار