
به نظر ميرسد توسعه آموزش عالي در سالهاي اخير با راهبرد غلطي انجام شده، چراكه نرخ بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهي 40درصد است و اين نشان ميدهد كه از نظر عدد روي پرورش نيروهاي دانشگاهي اشتباه كردهايم.
در هيچ كشوري كل جوانان آن ليسانس و دكترا نميشوند و خيلي از آنها به كارهاي فني و عملي مشغول ميشوند. يعني هيچ جاي دنيا متصور نيست كه كل فارغالتحصيلان دبيرستان بايد وارد دانشگاه شوند و مدرك كارشناسي بگيرند. تصور كنيد ما يك ليسانسه ادبيات بيكار داشته باشيم خوب است يا اينكه تكنسين ديپلمهاي كه ميتواند ماهي 2 ميليون درآمد داشته باشد؟
مدركگرايي پديدهاي است كه شيوع يافته. اين پديده به تدريج با جبر اقتصادي تعديل ميشود. يعني وقتي ميبينيد كه يك متخصص برق كار يا يك بهيار درآمدش 10برابر يك فوق ليسانس رشته ديگري است كه مشغول به كار دفتري است به تدريج نتيجه ميگيريد تكنسين شدن بهتر از كسب مدرك توأم با بيكاري است.
از آن سو هم بايد بتوانيم مشاغلي را كه فرد بتواند بدون داشتن مدرك دانشگاهي، درآمدي نسبتاً مطلوب داشته باشد توسعه دهيم تا ميل و رغبت بهوجود آيد. انواع و اقسام كسب و كارها چه در كارخانجات، شبكههاي صنعتي، مراكز بهداشتي و... ميتواند شغلهايي باشد كه نيازي به داشتن مدرك دانشگاهي ندارد.
البته دانشگاه چراغ راهنمايي براي جامعه در زمينههاي علمي، فناوري و اجتماعي است و دانشگاه يك رسالت عمومي هم دارد ولي در حال حاضر اشتغال دانشگاهها به قدري سنگين و امكانات آنها قليل است كه شايد مسئوليت اجتماعيشان را به سختي بتوانند انجام دهند.