وقتي كه آلسعود در هفتههاي گذشته برنامه خود را براي فرستادن نيروي زميني به سوريه اعلام كرد، جزئيات اين برنامه نامشخص بود به اينكه از كدام محور و با چه تركيب و آرايش نظامي قصد اجراي آن را دارد. حالا تا اندازه زيادي ابعاد اين برنامه روشن شده چرا كه پايگاه هوايي اينجرليك تركيه محل تجمع نيروهاي آلسعود و البته همراهان هميشگي آن از نيروهاي قطري و اماراتي شده است. با وجود اينكه مقامات سعودي بارها گفتهاند برنامه خود را تنها در قالب ائتلاف امريكايي عليه داعش اجرا ميكنند، اما با ورود نيروهايشان به اينجرليك معلوم شده هم نگاه آنها بيشتر به تركيه است و هم اينكه به جاي داعش اهداف ديگري را در سوريه مد نظر دارند. حالا تركيه مناطقي از روستا و فرودگاه نظامي منيغ و روستاي عاليه در شمال استانهاي حلب و لاذقيه را گلولهباران كرده كه اين گلولهباران در حكم مقدمه برنامه مشترك محور تركيه-آلسعود است. ديشب گزارشهايي هم درباره ورود تركيه به خاك سوريه منتشر شد.
نكته جالب اينجاست كه گلولهباران در منيغ تنها توسط آتشباري تركيه نبوده بلكه دو گروه تروريستي جبههالنصره و احرارالشام هم در گلولهباران كردن اين منطقه با تركيه همكاري كردهاند. اين نكته نشان ميدهد محور تركيه-آلسعود بهرغم ادعاي خود قصد مبارزه با داعش را ندارد بلكه هدفش مداخله نظامي مستقيم در جنگ سوريه است، در برابر ارتش سوريه و متحدانش تا آنكه موقعيت رو به تضعيف عوامل خود در سوريه را تقويت كند، البته يكي از اين عوامل جبهه النصره است كه حتي از سوي امريكا و شوراي امنيت هم به عنوان گروهي تروريستي شناخته شده است. اين چيزي نيست كه بر كسي پوشيده نيست چنان كه تارنماي اينديپندنت در تحليل اخير خود به جاي داعش، حمايت از اين گروهها را هدف اصلي تركيه و آلسعود دانسته كه در برابر «تهاجم نيروهاي بشار الاسد به شدت در حال از دست دادن زمين هستند.» پس در شرايط فعلي بايد گفت محور تركيه-عربستان ديگر نميخواهد به نقش قبلي خود و حمايت از گروههاي تروريستي از پس پرده ادامه بدهد و حالا ميخواهد مستقيم وارد ميدان شود اما مسئله مهم در دامنه ورود مستقيم اين محور به ميدان و عواقب و آثار آن است. در وهله نخست، وجه مشترك تركيه و آل سعود در نگاه به حاميان غربي است. تركيه به ناتو نگاه ميكند و انتظار حمايت نظامي در برابر پاسخ روسيه دارد و آلسعود هم مثل هميشه متكي بر حمايت امريكاست. اين وجه مشترك با توجه به موضعگيريهاي ناتو و به خصوص امريكا در حكم پاشنه آشيل هر دو سر اين محور است. شرايط در سوريه آنقدر پيچيده است كه ناتو و امريكا چندان تمايلي به ورود مستقيم به اين شرايط ندارند، به خصوص اينكه ورود مستقيم به معناي يك رويارويي جدي با روسيه است. از طرف ديگر، نميتوان گفت امريكا و متحدانش در ناتو چندان تمايلي به تغيير موازنه قدرت در سوريه به نفع معارضان ندارند اما باز با همان مشكل هميشگي درگير هستند كه اين تغيير سوريه تا چه ميزان به نفع گروههاي تندرو تروريستي تمام خواهد شد. در واقع، اين مشكل و ماهيت تندرو و تروريستي معارضان باعث شده غرب در بحران سوريه دچار يك پارادوكس اساسي شود و نتواند برنامه مشخص و مدوني در مورد آن تدوين كند. اين پارادوكس خود به خود دامن محور تركيه- آلسعود براي ورود مستقيم به ميدان جنگ را هم ميگيرد و باعث ميشود اين محور در عمل نتواند برخوردار از حمايت مؤثر امريكا و ناتو شود. در اين صورت، تركيه و آلسعود با ورود مستقيم به ميدان جنگ خود را درگير بازي با آتشي ميكنند كه نتيجه آن جز خونين شدن صحنه جنگ و ناكامي اين محور نخواهد بود. نيروهاي آل سعود به گفته ديويد ميلر، مشاور سابق وزارت خارجه امريكا در امور خاورميانه، بيكفايتي خود را در جنگ يمن نشان دادهاند، گذشته از اينكه سوريه يمن نيست و حملات هوايي محور تركيه-آلسعود به سوريه با پدافند مؤثر سوريه و حتي سيستم پدافندي روسيه روبهرو ميشود. علاوه بر اين، تركيه با ورود به سوريه نه تنها يك كشور متجاوز قلمداد ميشود بلكه خود را در معرض حملات مستقيم نيروهاي كرد و حتي نيروي هوايي روسيه قرار ميدهد و ديگر آن خط امن پشت مرزهاي خود را نخواهد داشت. در هر صورت، تركيه و آلسعود براي نجات عوامل خود در سوريه قصد انجام اين برنامه را دارند اما از همين ابتدا هم معلوم است كه بايد خود را آماده پذيرش هزينههاي سنگيني كنند كه هم خود و هم عواملشان در سوريه را متحمل اين هزينهها خواهد كرد.