
يكي از مهمترين تأكيدات رهبر معظم انقلاب در برابر اقتصاد مقاومتي عدموابستگي به خارج و جلوگيري از تأثير بر اقتصاد داخلي است تا دشمن نتواند با استفاده از فشار تحريمها كشور را وادار به عقبنشيني در برابر خواستههاي غيرمنطقي خود كند.
شايد يكي از مهمترين تجربياتي كه امروز بايد در برابر سياستمداران كشور قرار گيرد، جلوگيري از واردات بياندازه به كشور و در اختيارگرفتن بازارهاي خارجي است. شايد اين نكته همان مسئلهاي بود كه رهبر معظم انقلاب اسلامي را مجاب كرد به صورت رسمي در اين باره هشدار دهند و خواستار هوشياري مقامات كشور در اين رابطه باشند. به طور حتم پس از برجام بحث فتح بازارهاي ايران يكي از مهمترين نكاتي است كه مدنظر كشورهاي خارجي قرار ميگيرد و در اين ميان بحث اقتصاد مقاومتي و تقويت توليد داخلي در كشور نيز قرباني اين مسئله خواهد شد. شايد در اين ميان بد نباشد نگاهي به تجربه نظام شاهنشاهي داشته باشيم كه با هدايت غربيها سبب وارد شدن خسارتي سنگين و جبرانناپذير به اقتصاد كشور شد؛ زماني كه رژيم شاهنشاهي با انقلاب سفيد ايران را به بازار كالاهاي خارجي تبديل كرد.
امريكا با انقلاب سفيد دنبال چه بود
امريكا طي دهههاي 50 و 60 ميلادي كه در شرايط جنگ سرد با شوروي به سر ميبرد، براي مقابله با كمونيسم، در برنامه سياست خارجي خود، سياست تشويقي اصلاحاتي متناسبي براي كشورهاي كمتر توسعهيافته گنجانده بود تا با حفاظت از رژيمهاي وابسته، آنها در دام كمونيسم قرار نگيرند. از جمله اين كشورها، ايران بود كه بهدليل داشتن موقعيتي راهبردي و برخورداري از منابع غني نفت و گاز، همواره براي امريكاييها حائز اهميت بوده است. ايران از نزديكترين همپيمانان امريكا و غرب محسوب ميشد، به همين جهت، كندي براي دور ماندن ايران از خطر نفوذ كمونيسم، همواره شاه را تحت فشار قرار ميداد تا در راستاي تحقق سياستهاي اصلاحي براي كاهش نارضايتيهاي مردم و ايجاد فضاي باز سياسي در سطح جامعه تلاش كند.
شاه با اصلاحات ارضي چه چيزي را پيگيري كرد
شاه براي جلب حمايتهاي رئيسجمهور امريكا، بهناچار بايد اقداماتي در راستاي برنامه اصلاحات مدنظر امريكاييها انجام ميداد. شخصيت شاه بهگونهاي شكلگرفته بود كه قدرت خود را مديون حمايتهاي امريكا ميدانست و با تكيه بر آنها، هويت و وجهه خاصي پيدا ميكرد. نمونه آن را ميتوان در زمان رياستجمهوري نيكسون مشاهده كرد؛ «زماني كه نيكسون شاه را بهعنوان كارگزار اصلي اجراي دكترين خودش در خليجفارس انتخاب كرد، شاه باور پيدا كرد كه وجودش براي ايالاتمتحده ضروري است و قبول اين واقعيت كه او را ايالاتمتحده بدينجهت انتخاب كرده بود تا عامل قدرت امريكا در خليجفارس، يعني مركز انرژي جهان باشد.» به همين جهت، نيكسون با اعطاي وامهاي كلان و كمكهاي تسليحاتي فراوان به شاه، به او اعتمادبهنفس بيشتري ميداد.
در ۱۹ ديماه ۱۳۴۱، يعني در سالروز اصلاحات ارضي، شاه بهطور رسمي اعلام كرد قصد دارد اصول ششگانهاي را به رفراندوم بگذارد. اين اصول به نام «انقلاب سفيد» عنوان و مقرر شد مردم طي يك رفراندوم به آن رأي دهند. زماني كه شاه پي برد با وجود روحانيت نميتواند برنامه مورد نظر خود را اجرايي كند، با استفاده از رسانهها، خود را فردي اصلاحطلب و روحانيت را ضداصلاحطلب و مرتجع معرفي كرد و طي يك سخنراني اظهار داشت: «براي سعادت ملت ايران و بهمنظور استقرار اصلاحات انجامشده و احتراز از خدشهدار كردن اين اصلاحات از طرف عوامل ارتجاعي و مخرب، تقاضا ميكنم براي تصويب ملي اين اصلاحات حركت كنند و آراي مثبت دهند.» اين اصول ششگانه عبارت بودند از:
1 - الغاي رژيم اربابرعيتي
2 - تصويب لايحه قانون ملي كردن جنگلها در سراسر كشور
3 - تصويب لايحه قانون فروش سهام كارخانههاي دولتي بهعنوان پشتوانه اصلاحات ارضي
4 - تصويب لايحه قانون سهيم كردن كارگران در منافع كارگاهي توليدي و صنعتي
5 - اصلاح قانون انتخابات
6 - لايحه ايجاد سپاه دانش بهمنظور تسهيل اجراي قانون تعليمات عمومي و اجباري.
شاه بهظاهر با انقلاب سفيد، قصد ايجاد اصلاحات داشت و با اين اصلاحات ميخواست تحول بزرگي در ايران ايجاد كند، ولي نهتنها با اجراي اين طرح امريكاييها، اصلاحاتي صورت نگرفت بلكه نتيجهاي معكوس حاصل شد. ايران روزبهروز به كشورهاي غربي و بهويژه امريكا وابستهتر ميشد و به بازار مصرف كالاهاي اين كشورها تبديل شده بود. در حقيقت، انقلاب سفيد يك بازي استعماري بود تا دشمنان اين ملت در پشت آن نقش بازي كنند، استقلال را از ايران بگيرند و كشور را به خود وابسته كنند. اين اتفاق پس از مدتي به وقوع پيوست. همواره سياست امريكا اين بوده است كه اجازه ندهد كشورهاي در حال توسعه، در زمينه كالاهاي ضروري، مصرفي و فناوري، هيچگاه به مرحله خودكفايي و استقلال اقتصادي برسند. يك نمونه آن را ميتوان در بخش صنعت مشاهده كرد. امريكاييها قصد داشتند با به وجود آوردن كارخانههايي كه فقط كار مونتاژ را برعهده دارند، از نيروي كار ارزان، دسترسي آسان به مواد اوليه خام و نزديكي به بازار مصرف، حداكثر استفاده را ببرند.
از طرفي ديگر، با اجراي بند اول، يعني اجراي اصلاحات ارضي، گمان آن ميرفت كه 50 درصد زمينها در اختيار كشاورزان قرار گيرد، اما تنها 9 درصد آنان صاحب زمين شدند. فقط بهجاي اربابان قديمي، اربابان جديد و وابسته به دربار روي كار آمدند. اين توزيع ناعادلانه ارضي منجر به گسترش فقر روستاييان و مهاجرت آنها به شهرها شد. آنها در حاشيه شهرها سكونت گزيدند. بهدليل نبود امكانات، اين اتفاق باعث بروز ناهنجاريهايي در شهرها ميشد.
در نتيجه در اين دوره شاهد كاهش توليدات كشاورزي و افزايش واردات مواد غذايي ضروري بوديم. ايراني كه خود از توليدكنندگان و صادركنندگان محصولات كشاورزي محسوب ميشد و در زمينه توليد گندم نيز خودكفا بود، با انجام طرح شوم انقلاب سفيد، به واردكننده گندم تبديل شد، بهطوريكه حتي نميتوانست نياز چند ماه خودش را تأمين كند. اين نتيجه اعتماد شاه به امريكا بود. امام طي يك سخنراني، به پيامدهاي اصلاحات شاه پرداختند و فرمودند: «اصلاحات! ميبينيم كه آنقدر كه فاسد كردند اين زراعت ما را، آنقدر كشاورزي ما را برگرداندند به هيچ و منهدم كردند كه ما در همهچيز محتاجيم، دستمان را دراز كردهايم به اسرائيل كه به ما حتي ميوه بدهد! هرچه، گندم، جو، چه، هي دائماً دارد ميآيد كه اگر يك روز جلويش را بگيرند، اين ملت بايد گرسنگي بخورد! ميگويند براي 30 روز يا 33 روز... تمام زراعت ايران براي 33 يا 30 روز ايران كافي است. مابقي آن را بايد از خارج بياورند! يك مملكتي كه صادركننده بود، حالا بايد اينطور باشد. اصلاحات! كلمه اصلاحات، محتوا ندارد... انقلاب سفيد! انقلابش انقلاب است، اما سياه است! سرخ است»!
پسابرجام به انقلاب سفيد ديگري تبديل نشود
حالا دولت بايد مراقب باشد تا بار ديگر و اين بار با اجراي برجام انقلاب سفيد ديگري در كشور و به خصوص در حوزه اقتصادي با تبديل شدن كشور به بازار كالاهاي مصرفي كشور وارد نشود. اين امر امكانپذير نخواهد بود، جز با توجه به اقتصاد مقاومتي و نگاه به بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي كه همواره بر اقتصاد مقاومتي تأكيد كردهاند.