لابد شده است از خود بپرسيد كه چرا اولاد آدم از خود نميپرسد كه چرا تاكنون نرفته است و از بانكها تسهيلات نگرفته است تا به جاي صناعت نوشتن، بزند به يك صنعت ديگر و اين چرخ اقتصادي را كه براي همه ميچرخد جز او و دروهمسايه، او هم بچرخاند و شب عيدي مانند مديران و وزرا و وكلا با همان عيدي ششصد و خردهاي راهي خانه شود و لبي را بخنداند و...
البته برايتان بگويم كه اولاد آدم، آدم زرنگي است، چراكه ميداند بالاخره يك روزي بهره تسهيلات بانكي پايين ميآيد و آن وقت است كه اولاد آدم بتركاند! نگوييد كه شتر در خواب بيند پنبه دانه! اينجوري با دل و احساسات و عواطف اولاد آدم بازي نكنيد! حالا كه پسابرجام شده و پولهاي خارجي هم دارد ميآيد، يك وقت ديديد تقي به توقي خورد و سيف يك كاري كرد. (بالاخره همهاش نميشود كه فقط از فروش گران دلار، كاسبي كرد!) اصلاً حالا كه او كاري نميكند، بگوييم خسروتاج را بكارند جاي او. اينطوري اولاد آدم ميتواند يك نفس راحت كشيده و بالاخره سري توي سرها دربياورد و از فردا صبح عليالطلوع، پسابرجام هم براي او طلوع كند....
ميدانم كه از خود ميپرسيد حالا چرا خسروتاج؟ مثلاً چرا زنگنه نه كه به راحتي آب خوردن پول نفت را پايين بالا ميكند؟ يا چرا ربيعي نه كه به راحتي نان خوردن، نميگذارد هر سال كارگران تا آخر سال به خاطر ترس از سال ديگر، نان خوش بخورند و همه چيز را موكول ميكند به توافق شب عيد! اصلاً نكند اولاد آدم با خسروتاج پدركشتگي دارد؟ نكند....
بسيار خب! ميدانم كه ميدانيد ولي باز هم براي اينكه آدم از نگفتن، خوبي نديده كه از گفتن خوبي ديده باشد، برايتان نقل ميكنم كه اگر خسروتاج، بانكهايمان هم دستش بود، الان اينجا موناكو بود. سوئيس بود. لاس وگاس بود....
براي اينكه بدانيد خسروتاج چه ديدگاههاي كلان و خردي را دارد، گفتههاي او در مراسم افتتاح طرح توليد يك شركت توليدي مينويسم تا ببينيد كه ما چه آدمهاي منورالفكري داريم و اصلاً ميتوانيم مشروطه اقتصادي راه بيندازيم. (اين مشروطه را با آن مشروطه اشتباه نگيريد، در اين مشروطه همه چيز مشروط به اين است كه خارجيها بيايند، ولي در آن مشروطه همه چيز مشروط به رفتن آنها بود.) ميدانم كه باز ميپرسيد افتتاح طرح توليدي يك شركت توليدي ديگر چه صيغهاي است؟ به شما بگويم كه در ايام انتخابات، صيغه مبالغه است و به اين موضوع كار نگيريد و زيرسبيلي رد كنيد تا برسيم به اصل مطلب. خداي نكرده بحث پول كم بهره در ميان است. دير بجنبيد، ديگران جنبيدهاند!
اصل مطلب:
1- با ورود سرمايههاي خارجي به كشور در پسابرجام، نرخ سود تسهيلات بانكي كاهش مييابد. البته خسروتاج گفته اميدوار است! اميد هم كه شعار اين دولت است. پس شما هم اميدوار باشيد.
2- بسياري از واحدهاي توليدي از سود بالاي بانكي ناراضياند. البته خسروتاج گفته اگر مشاركت بانكها نباشد، ايجاد هيچ طرح توليدي و صنعتي امكانپذير نيست. يعني مانند قصه مرغها و تخم مرغها، اول بانك بوده است و بعد تخم مرغ! يعني اول بانك بوده و سپس بهره بانكي!
3- در دو دهه اخير مشكلاتي براي بانكها پيش آمده كه بايد اجازه دهيم آنها خودشان را بازسازي كنند. البته خسروتاج منظورش اين نبوده كه شما پول بدهيد به بانكها تا آنها خودشان را بازسازي كنند. شايد منظورش اين بوده كه شما برويد سفر خارجه و شريك پيدا كنيد و پولش را بگيريد و بياوريد بدهيد بانك تا بانك خودش را بازسازي كند و بعد بتواند به شما تسهيلات با سود كمتر بدهد. (البته نميدانم اما شايد اول بايد خودتان را خوب بسازيد. متأسفانه اولاد آدم البته در اين زمينه براي اينكه خودتان را خوب بسازيد، تجربهاي ندارد.)
4- پس از برجام خارجيها به ايران ميآيند و با پولشان سرمايهگذاري ميكنند، آن وقت بانكها ديگر سرمايهگذاري نميكنند. يعني ميكنند اما خسروتاج گفته وقتي ما از منابع خارجي استفاده كنيم، آن وقت منابع بانكها بيشتر باقي مانده و ميتوان از آن براي طرحهاي كوچك استفاده كرد! نگوييد كه چرا الان در طرحهاي كوچك استفاده نميشود؟ خسروتاج در اين مورد حرف نزده. آخر طرح هر چه بزرگتر باشد، سودش بزرگتر است! افتتاحيهاش هم...
5- اين طبيعي است كه وقتي تقاضا براي منابع بانكها زياد است، سود تسهيلات هم بالا برود! يعني به باور خسروتاج اگر تقاضا بيشتر شود، بانكها ميتوانند همينطوري نرخ سود را بالا ببرند. دست مريزاد! اصلاً من به جاي بانكيها بودم، پوست موز ميانداختم زير پاي سيف و سيف را برميداشتم و خسروتاج را ميگذاشتم و عجب سور و ساتي به پا ميشد. اصلاً بانكها را تعطيل كنيم و برويم هرجا كه او رئيس است، ما هم...
6- با ورود سرمايه خارجي، تقاضا براي تسهيلات بانكي كاهش و نرخ سود، خود به خود كاهش مييابد. يعني اين «خود به خود» را خسروتاج خوب آمده! درود. عالي. اصلاً شايد خود به خود اين چرخ بچرخد. اصلاً شايد خود به خود كسي سر بيشام زمين نگذارد. اصلاً شايد...