کد خبر: 767382
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۳
نگاهي به تازه‌هاي انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس
دو استان مركزي يزد و اصفهان در دوران دفاع مقدس هم به لحاظ كمي و هم به لحاظ كيفي نقش بسزايي در پيشبرد جبهه‌هاي جنگ تحميلي ايفا كردند.
احمد محمدتبريزي
هر دو استان فرماندهان بزرگ و نيروهاي دلاوري را روانه جبهه‌ها كردند و در طول عمليات‌هاي مختلف به موفقيت‌هاي زيادي دست يافتند. شهيدان محمد منتظر‌قائم، حسين خرازي و احمد كاظمي از فرماندهان نام‌آشناي اين دو استان هستند. از همين رو انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس با انتشار سه كتاب با مضمون زندگي سه رزمنده يزدي و اصفهاني پرداخته كه در ادامه نگاهي گذرا به اين كتاب‌ها مي‌اندازيم.
 
كتاب «چشم‌هاي آسماني» خاطرات جواد كمالي اردكاني از نيروهاي رزمنده استان يزد است و خاطرات وي را در 18 فصل مرور مي‌كند. اين كتاب بر خلاف بسياري از كتاب‌هاي اين حوزه كه به صورت خاطره‌نگاري منتشر مي‌شود، اساس كارش را بر پايه گفت‌وگو و نقل قول مستقيم راوي قرار داده است. كتاب نمونه‌اي از خاطرات شفاهي جنگ است و محمد معيني به عنوان مصاحبه‌كننده سعي كرده تمام جزئيات و اطلاعات لازم را از مصاحبه شونده بپرسد و نكته‌اي را جا نگذارد. همين موضوع شايد كمي حجم كتاب را زياد كرده –نزديك به 400 صفحه- ولي نكته‌اي را از قلم نمي‌اندازد و تمام جوانب امر را در برمي‌گيرد. مصاحبه‌شونده از همان فصل نخست با معرفي خودش و بازگو كردن فعاليت‌هاي انقلابي‌اش، به روزهاي جنگ مي‌رسد و در فصل‌هاي بعد از حضورش در عمليات‌هاي مختلف مي‌گويد. عمليات‌هايي كه تعدادشان هم كم نيستند و سال‌هاي زيادي از دفاع مقدس را دربر مي‌گيرد.

كمالي ‌اردكاني در سال 60 همراه يك گروهان از پاسداران استان كه از شهرهاي اردكان، ميبد، مهريز، بافق و تفت جمع شده بودند، راهي جبهه مي‌شود. كمالي ‌اردكاني در ادامه از حضورش در عمليات‌هاي فتح‌المبين، محرم، والفجر مقدماتي و بدر مي‌گويد تا به سال 1367 و پذيرش قطعنامه 598 مي‌رسد. حرف‌هاي راوي كتاب پر از خاطرات نابي از آن روزگار و از آن انسان‌هاست كه خواننده با مرورش ناخودآگاه در حال و هوا و فضاي آن روزها قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال كمالي ‌اردكاني در رابطه با عمليات محرم مي‌گويد: «در دوران دفاع مقدس هميشه وقتي مي‌گفتيم كه ما اسلحه‌مان را از كجا تأمين كنيم، مي‌گفتند: «برويد از دشمن بگيريد.» آن شب هم جوري برنامه‌ريزي كرده بودند كه وقتي سنگرهاي دشمن سقوط كرد، همه بچه‌هايي كه اسلحه نداشتند با سلاح‌هاي نو ِ آكبند كه به غنيمت گرفته بودند، مسلح شده بودند. . . موقعي كه رسيديم به سنگرهاي دشمن، ديديم خوشبختانه جيره لباس و تجهيزات بهشان داده بودند. تو هر سنگري كه مي‌رفتي لباس‌هاي عراقي، ‌پوتين، اوركت، لباس‌هاي نوي نو بود. بچه‌هايي كه پوتين نداشتند ديگر نونوار شده بودند و از لباس‌هاي عراقي استفاده مي‌كردند.»

كتاب بعدي با نام «اهالي بهشت» به معرفي حرم‌هاي مطهر شهداي گمنام استان اصفهان مي‌پردازد. كتاب در هر فصل به يكي از شهرستان‌هاي استان سفر مي‌كند و اطلاعاتي از شهيدان گمنام تازه تدفين شده آن منطقه مي‌دهد. به عنوان مثال در منطقه «دهق» پنج شهيد تازه تفحص شده كه همگي جوان بوده‌اند در سال 1384 تشييع و به خاك سپرده مي‌شوند.

كتاب ديگري كه از سوي انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس منتشر شده «ترنم خاطره» نام دارد و از خاطرات شهيدان يكي از روستاهاي شهر يزد مي‌گويد. روستاي «فهرج» در طول دفاع مقدس شهيدان زيادي را تقديم ميهن كرده و در اين كتاب با گردآوري خاطرات اين شهيدان، بخش‌هايي از زندگي‌شان را مي‌خوانيم. پيش از پرداختن به خاطرات، اطلاعات كوتاه و مختصري از شهيد به مخاطب داده مي‌شود و پس از آن دوستان و بستگان شهيد خاطراتشان را بازگو مي‌كنند. كتاب براي معرفي شهيدان يك روستا، اثري آبرومند است و اطلاعات خوبي از شهيدان منطقه مي‌دهد. در پايان كتاب هم عكس‌هايي از شهيدان روستا مي‌بينيم تا در كنار آشنايي با خصوصيات و ويژگي‌هاي رفتاري‌شان با سيما و ظاهرشان هم آشنا شويم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار