رسيدن به پول يك شبه، رؤياي بسياري از جوانان شده است. پيدا شدن گنج و از دست رفتن جان و مال بسياري از افراد، خبري است كه مدام به صفحه حوادث راه پيدا ميكند. انگيزه همه اين خبرها هم مشخصاً طمع كردن قربانيان پروندههاست.
در جريان اين پروندهها مشخصاً يك نفر متوجه ميشود كه مرد چوپاني در بيابان يا كارگري افغان هنگام كندن چاه، گنجي يافته و ميخواهد آن را به بهاي كمتري به پول نقد تبديل كند. تجربه نشان ميدهد كه دريافتكنندگان اين خبر براي رسيدن به گنج و ثروتي بادآورده، دست به كار ميشوند و هر طور شده پول را تهيه ميكند و در محل قرار حاضر ميشوند. اين افراد اگر خوش اقبال باشند و جانشان را از دست ندهند، تنها با از دست دادن پولهايشان، محل را ترك ميكنند اما تا پايان عمر، تاوان طمعكاريشان را فراموش نميكنند. يكي از قربانيان اين دست پروندهها مردي به نام علي است كه ميگويد يك روز تلفن همراهم زنگ خورد. گوشي را كه برداشتم مردي با لهجه شهرستاني خودش را چوپان معرفي كرد و گفت در صحرا مقدار زيادي مجسمه طلايي پيدا كرده است و ميخواهد آن را به پول نقد تبديل كند. حاضر است كه مجسمهها را به بهاي كمي به من بفروشد. وسوسه شدم و 200 ميليون تومان پول را با سختي تهيه كردم و راهي شهرستان شدم. در بيابان با آن مرد قرار گذاشتم و مجسمهها را هم نشانم داد. همراه او به يك طلافروشي رفتم و مرد طلافروش بعد از بررسي، تأييد كرد كه يكي از مجسمهها طلايي است. بعد براي تبادل به بيابان برگشتيم. پول را تحويل دادم و كيسه طلايي را گرفتم و خوشحال راهي تهران شدم. لحظاتي بعد وقتي در كيسه را باز كردم داخلش چيزي پيدا نكردم جز چند اسباببازي. آن مرد در فرصتي مناسب كيسه را با كيسهاي مشابه عوض كرده بود. وقتي با شماره او تماس گرفتم، مسخرهام كرد و گفت هيچ ديوانهاي گنج يافته را با فرد ديگري شريك نميشود. بعد از قطع تماس، تلفن او براي هميشه از دسترس خارج شد.
هنوز بخت با علي يار است كه توانسته از ميان اين حادثه جان سالم به در ببرد. علي بيم شكايت دارد؛ چراكه ساختارهاي قانوني اجازه خريد و فروش اشياي عتيقه را از افراد سلب كرده است و آنها را تحت پيگرد قرار ميدهد.
حقيقت مطلب همان است كه آن جوينده قلابي گنج، در آخرين تماس، آن را با علي در ميان گذاشته است. اينكه هيچ فردي حاضر نميشود گنج يافته خود را با ديگران سهيم شود. چنانچه كسي به گنجي هم دست پيدا كند، راه تبديل كردن آن به پول را هم پيدا خواهد كرد و آن را با افراد بيگانه در ميان نخواهد گذاشت. افراد جامعه در هر كسوتي كه هستند بايد ياد بگيرند جز به قانون و ساختارهاي اجرايي آن به جاي ديگري تمسك پيدا نكنند؛ چراكه دست يافتن به ثروت حلال و شهرت، تنها از راه تلاش فردي ميگذرد و افرادي كه سرنوشت خود را به چنين خبرهايي گره ميزنند، زندگي و حيثيت اجتماعي خود را با خطر مواجه خواهند كرد.