دستفروشي و سد معبر در نگاه نخست چهره شهر را زشت ميكند. افرادي كه چندان مبادي آداب نيستند، فرياد ميزنند و اجناسشان را تبلیغ ميكنند. مترو، كنار خيابان يا پيادهرو فرقي نميكند. هر جايي كه بتوانند را قرق ميكنند حتي داخل اتوبوسهاي بيآرتي.
اگر شما به عنوان رهگذر از كنار اين دستفروشان عبور كنيد و آنها را در مترو يا اتوبوس ببينيد ممكن است لحظاتي صبر كنيد، حتي بايستيد و از بين اجناسي كه عرضه ميكنند خريد هم داشته باشيد. دستفروشها بخشی از بيرونيترين لايه اجتماعي شهر ما هستند. حالا مدتي است كه مأموران مترو و شهرداري با همكاري نيروي انتظامي عزمشان را جزم كردهاند تا چهره شهر را از لوث دستفروشها پاك كنند اقدامي كه تا هنگامي كه مأموران حضور دارند جواب ميدهد. در زمان حضور مأموران مترو، نيروي انتظامي يا مأموران شهرداري، شهر به يك شهر متمدن و بدون چالشهاي اجتماعي شبيه است. اما نه قرار است مأموران 24 ساعته حضور در مترو، اتوبوس و سطح خيابان داشته باشند و نه اصلاً چنين امري امكانپذير است. بنابراين دستفروشان مترو يا خيابان به محض آنكه مأموران به دنبال كار خودشان ميروند، كار خود را ادامه ميدهند و دوباره بساط اجناسشان را پهن ميكنند و مشتريان خاص خود را دارند. واقعيت اين است كه دستفروشي و دستفروشان مانند هر پديده و معضل اجتماعي ديگري معلول علتهاي زيربنايي است كه تا هنگامي كه اين علل برطرف نشود، نميتوان انتظار داشت با برخوردهاي سلبي به نتيجه برسيم.
دستفروشي معلول يك نظام اجتماعي و اقتصادي و حتي فرهنگي معيوب است. ساختاري كه نه ميتواند اشتغال را ساماندهي كند و نه توليد را و فرهنگي كه در ذهن مردم جا انداخته ارزاني مهمتر از كيفيت است. هرچند گاهي وقتها افراد ناگزيرند به جاي كيفيت به جيبشان نگاه و خريد كنند. اگر پاي درد دل اين دستفروشان بنشينيد متوجه خواهيد شد بسياري از آنها از اقشار پايين جامعه نيستند. تحصيلكرده و دانشجو هم در بينشان كم نيست اما ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه ما نتوانسته اين نيروها را كه اغلب هم جوان هستند ساماندهي و با ايجاد مشاغل پايدار از نيروي جواني آنها در مسير توليد استفاده كند. اجناس خيليهايشان قاچاق است؛ كالاهاي ارزان قيمتي كه در سايه فقدان نظارت و نظام اقتصادي بيمار به راحتي وارد كشور ميشوند. گاهي هم كالاهايشان تقلبي است اما رهگذران يا مسافران مترو يا اتوبوس كه اغلب اقشار متوسط يا ضعيف جامعه هستند و به همين خاطر اين نوع از حملونقل را براي جابهجايي انتخاب كردهاند، وقتي با قيمت مناسب اين كالاها مواجه ميشوند، مشتري ميشوند. حتي اگر اين كالاها اصل و مرغوب نباشند نياز فعلي آنها را برآورده ميكنند. به همين خاطر است كه مردم هم اگرچه از ازدحام دستفروشان مترو و خيابان به تنگ ميآيند اما باز هم وقتي كه باشند از آنها خريد ميكنند تا بقا و بهانه بودنشان جور شود. حالا آنطور كه محسن نايبي، مديرعامل شركت بهرهبرداري متروي پايتخت گفته، قرار است دستفروشان از مترو خداحافظي كنند؛ زنان و مرداني كه همچنان با وجود سختگيريهاي مأموران با شيوههاي جديدي در گوشه و كنار مترو حضور دارند و بخشي از آنها هم به اتوبوسهاي بيآرتي مهاجرت كردهاند. جالب اينجاست كه تعداد دستفروشان كم نميشود و هر روز تعداد بيشتري به آنها اضافه ميشوند، اين يعني چالشهاي زيربنايي اين پديده نه فقط درمان نميشوند كه گسترده شدهاند. دستفروشان هم هستند حتي اگر دستگير و جريمه شوند و اجناسشان مصادره شود. ساماندهي دستفروشان و ايجاد اشتغال پايدار شايد تنها راهحلي است كه ميتواند شهر ما را واقعاً متمدن كند وگرنه با برخوردهاي سلبي و با بستن مسير دستفروشي زير پوست شهر آسيبهاي جديتري ميرويد؛ آسيبهايي كه به سختي ميشود برايش راهحلي يافت.