
چندي پيش آماري در مورد سالمندان و نحوه امرار معاش آنها منتشر شد كه حكايت از زندگي سخت آنها در شرايط فعلي و با اين وضع گراني بازار و ركود اقتصادي داشت. براساس گزارشها از جمعيت 6 ميليوني سالمندان كشور حدود 2 ميليون نفر در فقر به سر ميبرند و هيچگونه درآمدي ندارند. موضوعي كه شايد تصور آن خيلي دور از ذهن نبود، به خصوص وقتي در دهه 70 پيوسته از ايران به عنوان جوانترين كشور دنيا نام برده ميشد و از مسئولان و دولتمردان خواسته ميشد تا برنامهاي براي بهرهمندي از اين پتانسيل عظيم و هدايت آن در مسير درست ارائه كنند. حالا بعد از گذشت دو دهه و در شرايطي كه دولت حاكم نتوانسته به وعدههايش عمل كند و ركود اقتصادي و گراني بازار را در بر گرفته است، اولين فشارها استخوانهاي سالمندان را در هم ميشكند و زندگي را براي اين قشر سخت و سختتر ميكند.
«يك ميليون و ۵۰۰ هزار تا ۲ميليون سالمند نيازمند تحت پوشش هيچ نهاد حمايتي و رفاهي مثل خدمات بازنشستگي، كميته امداد امام (ره) و بهزيستي قرار ندارند.»
اينها آماري است كه چندي پيش رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان بهزيستي كشور اعلام كرد و گفت: «براساس برآوردها تقريباً 4ميليون و 400هزار سالمند در كشور متأهل بوده و تعداد زيادي نيز بهرغم اينكه بالاي 65 سال دارند، هنوز شاغل هستند.»
البته فريد براتيسده در شرايطي اين مطالب را عنوان ميكرد كه رئيس سازمان بهزيستي قبل از او گفته بود تعداد افرادي كه در سال 91در جامعه شهري زيرخط فقر بودند 30درصد و در جامعه روستايي 40درصد است كه اگر همين آمار را مبنا قرار دهيم از تعداد 2ميليون سالمند نيازمند حداقل 30درصد زير خط فقر مطلق قرار دارند.
بر همين اساس، رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان بهزيستي كشور با اشاره به آخرين آمار سالمندان در كشور گفت: «براساس آخرين سرشماري صورت گرفته در كشور بيش از 6ميليون و 159هزار و 767نفر سالمند تا سال 90در كشور سرشماري شدهاند كه با گذشت چهار سال از اين سرشماري به اين تعداد افزوده شده و پيشبيني ميشود در سال1403جمعيت سالمندان كشور به بيش از 26ميليون نفر برسد.»
نيمي از افراد تحت پوشش امداد سالمندندشيب سالمندي در حالي در ايران شدت و سرعت بيشتري به خود گرفته است كه از جمله معضلات فعلي گروه سالمند فقر معيشتي عنوان ميشود.
روز گذشته معاون حمايت و سلامت خانواده كميته امداد با اشاره به اينكه يك ميليون و ۴۴۲ هزار سالمند از حمايتهاي اين نهاد بهرهمند ميشوند، گفت: «بيش از ۴۲ درصد از مددجويان تحت حمايت اين نهاد را سالمندان تشكيل ميدهند.»
عليمحمد ذوالفقاري با بيان اينكه سالمندي دورهاي حساس از زندگي است كه بايد توجه جدي به اين مرحله از زندگي صورت گيرد، افزود: «با توجه به رشد جمعيت سالمندي كه به دليل كاهش مواليد و افزايش اميد به زندگي در كشور با آن مواجه هستيم، مديريت قوي همراه با برنامهريزي در اين زمينه لازم و ضروري به نظر ميرسد.» جمعيت سالمندان تنها معضل ديگري است كه دنياي سالمندان را تهديد و مشكلات را براي اين گروه دوچندان ميكند.
بر پايه گزارشهاي كميته امداد، متأسفانه در حال حاضر 58 درصد از سالمندان تحت پوشش اين كميته به تنهايي زندگي ميكنند و تنهايي آنها آسيبها و تهديدهاي جدي برايشان ايجاد ميكند. بر همين اساس كارشناسان معتقدند اگر ارتباط سالمند با خانواده و جامعه دچار اختلال بشود، سلامت جسمي و رواني او به خطر ميافتد و آغاز بروز مشكلات جسمي و بيماريهاي گوناگون در سالمند خواهد بود.
در همين راستا معاون حمايت و سلامت خانواده كميته امداد نيز با اشاره به اينكه بيش از 6 ميليون نفر جمعيت سالمند در كشور زندگي ميكند، تأكيد كرد: «اكنون 25 درصد از جمعيت سالمند كشور تحت پوشش خدمات حمايتي كميته امداد قرار دارد به طوري كه اين رقم، جمعيت سالمندان فقير و نيازمند كشور را شامل ميشوند.»
سالمندان از بازار گريزانندگراني صداي همه را درآورده و وعدههاي بياثر دولت به مردم ميرود كه اميدها را به نا اميدي تبديل كند. دولت از مهار تورم و رونق بازار ميگويد و سازمانها از نداشتن بودجه و عدم توانايي حمايت از زيرمجموعههايشان. با گذري در بازار به راحتي ميتوان فهميد كه قدرت خريد مردم به شدت پايين آمده و در اين بين سالمندان كه در بهترين حالت از حقوق بازنشستگي برخوردارند، فشار عظيمي را متحمل شدهاند. حال ميشود وضعيت سالمنداني را كه نه منبع درآمدي دارند و نه از طرف سازمان و نهادي حمايت ميشوند، درك كرد.
آمارها نشان ميدهند 60درصد از سالمندان تحت پوشش كميته امداد را زنان تشكيل ميدهند كه اكثر اين افراد به صورت تنها زندگي ميكنند، ضمن اينكه 41 هزار سالمند تحت پوشش اين كميته نيز زمينگير و نيازمند به توجه و مراقبت جدي هستند.
بر همين اساس استان خراسان رضوي با 166هزار جمعيت سالمندي پيرترين استان كشور است و استانهاي فارس، سيستان و بلوچستان و گيلان در ردههاي بعدي قرار دارند. كمترين تعداد جمعيت سالمندي نيز مربوط به استانهاي سمنان، البرز، يزد و قم است.
پوزخند معاون رئيسجمهور به سالمندانبا اين اوصاف و در اين آشفتهبازار، زنانه شدن سالمندي هم ميرود كه به معضلي جديد تبديل شود. همين چند ماه پيش بود كه معاون امور زنان و خانواده رئيسجمهوري در نشست «بررسي وضع زنانه شدن سالمندي» گفت كه سن سالمندي زنان در سالهاي اخير، دو سال كم شده و از ٦٠ سال به ٥٨ سالگي رسيده است. اما آنچه كه اين خبر را ويژه ميكرد، اين بود كه سالمندي در شرايطي در ايران در حال زنانه شدن است كه فقر هم به آن سنجاق شده و با اين حال شهيندخت مولاوردي به جاي ارائه راهكار و برنامههاي دولت براي حمايت از سالمندان گفت: «سالمندان ما نميدانند كه روزي به نام آنها در تقويم بينالمللي نامگذاري شده است و ميتوانند از اين روز در پيگيري مطالبات خود استفاده كنند. سازمان بينالمللي كار در آماري آورده است كه بيش از نيمي از جمعيت ٦٥سال به بالا كه حدود ٣٠٠ميليون در سراسر جهان هستند از مراقبتهاي بلندمدت محرومند!» درسال ١٣٣٥ به ازاي هر ١٠٠زن سالمند ١١١ مرد سالمند، درسال ٨٥ به ازاي هر ١٠٠ زن سالمند ١٠٤ مرد سالمند و درسال ٩٠ به ازاي هر٩٦ مرد سالمند ١٠٠ زن سالمند وجود داشتند كه حكايت از افزايش تعداد زنان سالمند دارد.
كاش معاون امور زنان و خانواده رئيسجمهوري ميدانست از مجموع يك ميليون سالمند فاقد درآمد ايراني، 13 هزار نفر مجهولالهويه بوده و تنها 21 هزار نفر از اين تعداد شناخته شده و تحت حمايت قرار گرفتهاند. آن وقت به خودش اجازه نميداد تا اين قشر عظيم را كه عمر مفيدشان را در راه اعتلاي كشور هزينه كردهاند، به يك روز در تقويم براي پيگيري مطالباتشان حواله كند.
وضعيت سالمندان آنقدر اسفبار است كه بسياري از شاغلان حتي از تصور اينكه روزي به اين سن خواهند رسيد هم ميترسند.
بررسيهاي نشان ميدهد جمعيت كشور در حال پير شدن است و در اين راستا نه تنها توجهي از سوي برنامهريزان ديده نميشود بلكه معضلات پنهان و پيداي سالمندي گريبانگير نسل بعد نيز خواهد شد. از جمله اينكه در سراشيبي پير شدن جوانان امروز، سالمندان فردا بيش از سالمندان امروز متأثر از خلأهاي برنامهريزي فعلي خواهند شد و برخي پيشبينيها گواه اين موضوع است كه سالمندي سخت و پر از تلاطمي در انتظار آنها است.