
اما هستند مادران و پدراني كه با به دنيا آمدن و بزرگ شدن تدريجي فرزندشان، اين لذت خدادادي را كمتر حس و تجربه ميكنند. چه بسا هستند والديني كه برخي از رفتارهاي ناسازگارانه فرزند خود را با صفاتي همچون لجبازي، پرخاشگري، حاضر جوابي و... بيان ميكنند. مسلم است كه بسياري از والدين براي مواجهه با چنين رفتارهايي آموزش نديدهاند و اين حق هر پدر و مادري است كه در اين رابطه آموزش كامل را ببيند تا بتواند فرزند خود را درست تربيت كند. چه بسيار والديني كه در مقابل اين گستاخيها، به زور متوسل شده و در برخي ديگر پرچم تسليم را بالا ميبرند و اجازه ميدهند فرزندانشان به راحتي به تاخت و تاز خود ادامه بدهند. بدون شك روشهايي براي رويارويي با اين مشكل وجود دارد كه در اين نوشتار به برخي از آنها ميپردازيم.
كدام رفتارها گستاخانه است؟گستاخي يكي از نمونهها و جلوههاي رفتار ناسازگارانه با محيط و اطراف خود است. وقتي كه ما از رفتار يا كاري كه به نوعي ما را آزار داده و پريشان خاطر كرده است يا به نوعي در وجود ما احساس ناتواني به وجود آورده است دست به گستاخي و پرخاشگري زدهايم. اين رفتار در فرهنگ و عرف جامعه ما ناشايست به حساب ميآيد. البته ناگفته نماند كه در بعضي موارد ممكن است ما جملاتي از فرزندانمان بشنويم كه ناراحتمان كند اما به هيچ عنوان گستاخانه نباشد. والدين بايد بين رفتارها و جملات فرزند خود تفاوتي قائل باشند مثلاً اگر كودكي بگويد نميخواهد تكاليفش را الان بنويسد يا اينكه ميخواهد به كوچه برود و بازي كند را نبايد گستاخي او قلمداد كنند، چراكه اين قبيل كلمات و جملات فقط بيان صادقانه برخي از واقعيتها يا نيازهاي كودكان است و پدر و مادر نبايد آن را گستاخي به حساب بياورند.
برخي رفتارهاي گستاخانه عبارتند از: بد دهاني، پرت كردن اشياء، مسخره كردن افراد ديگر چه به صورت كلامي و چه به صورت رفتار بدني، بيتوجهي همراه با فحش و داد و بيداد و در نهايت ستيزهجوييهاي مكرر. ممكن است چنين رفتارهايي به منظور برآورده شدن نيازها و مقابله با ناكاميهايي باشد كه ممكن است توسط والدين بهوجود آيند، يعني اينكه والدين در دوران نوجواني خود به آنچه ميخواستند نرسيدهاند و اينكه خواستههايشان تامين نشده باشد. در هر دو حالت باعث ميشود آنان در پرورش فرزند خود دچار مشكل و اشتباه شوند. شايد شما شنيده باشيد بعضي از خانوادهها عنوان ميكنند «ميخواهيم فرزندانمان آزادانه رشد كنند و مستقل بار بيايند» كه اين خود باعث بروز گستاخي در كودكان ميشود. گستاخي فرزندان اگر استمرار داشته باشد ميتواند منجر به درگيريهاي فراوان بين اعضاي خانواده شود و حرمتها را از بين ببرد. گذشته از آن به مرور در هر دو سوي جبهه يعني هم در والدين و هم در فرزندان احساسات منفي مثل خشم، حقارت و حتي احساس گناه را به ارمغان آورد. در هر دو صورت والدين و فرزندان وقتي كار خطايي را انجام ميدهند و بعد در خلوت و تنهايي خود فكر ميكنند ميبينند كه كاري جز گناه و به هم پريدن و شخصيت همديگر را خرد كردن انجام ندادهاند. چه بسا كه رفتارهاي گستاخانه ميتواند انسان را از داشتن يك زندگي مولد و شادمان محروم سازد، چراكه كودكي كه در خانه ميتواند با گستاخي حرف خود را براي هميشه به كرسي بنشاند، بدون شك بيرون از خانه و كاشانه نيز سعي ميكند همين روش را پيشه خود كند. او به مرور احترام تمام كساني كه در زندگي حال و آينده او وجود دارند را از دست خواهد داد و ديگر كسي براي او ارزشي قائل نخواهد بود. چه بسيارند چنين افرادي در جامعه كه وقتي به خواسته دل خود نميرسند به افراد بزهكار و سر خورده و آسيبديده تبديل ميشوند و روحيه اطاعت از قانون و مقررات و احترام به ديگران در آنها از بين ميرود. چنين افرادي هميشه آسيبپذيرترين افراد در جامعه هستند.
مقابله اصولي و منطقي با گستاخي كودكاندر وهله اول پدر و مادرها بايد رفتار گستاخانه فرزند خود را بشناسند يعني بدانند چه رفتاري گستاخانه است و چه رفتاري گستاخانه نيست. به عنوان مثال اگر رفتاري باعث ايجاد ناتواني در ما ميشود و شخصيت ما را زير سوال ميبرد آن رفتار گستاخانه است. اگر رفتار يا لحن فرزندمان همراه با تمسخر و خصمانه و بيادبانه باشد ما با نوعي رفتار گستاخانه مواجهه شدهايم. در سنين پيش از دبستان امكان اين ميرود كه فرزند بگويد «مامان بد!» يا بعد از آن بگويد «ازت بدم ميآيد!» و يا حتي ممكن است فحشهاي رايج را بين ديگر بچهها شنيده باشد و آنها را به كار برد و در سنين بالاتر امكان دارد بگويد كه «حوصلهات را ندارم!» و يا اينكه «تو از اين مدل مو چه ميفهمي؟» در چنين مواردي والدين بايد نوع رفتار را بشناسند و با آن بازخوردي متفاوت داشته باشند. در بعضي موارد حرف زدن با فرزندان با آرامي و در نهايت دوستي و صميميت ميتواند گرهگشا باشد. اما در بعضي موارد ديده شده است كه والدين به خاطر شرايط كاري و حوصله نداشتن حتي سر به سر فرزند خود گذاشتهاند و كار را از آني كه هست بدتر كردهاند. اين را بدانيد كه وقتي فرزندتان جمله گستاخانهاي را به زبان ميآورد با لحني عصبي نپرسيد كه «چه گفتي؟» چون در اكثر مواقع اين را ميشنويد كه ميگويد «هيچي» و بعد شما پدر و مادر عزيز مجبور ميشويد به خاطر اينكه حرف را از زبان خود فرزند بشنويد دوباره پرسوجو كنيد كه در نهايت به مجادله بينتيجه خواهيد رسيد. پس بهتر است هميشه مستقيم احساس خود را از شنيدن جملات گستاخانه فرزند خود عنوان كنيد. برخي از والدين حتي زماني كه فرزندشان در حال گستاخي است آنها هم شروع به گستاخي ميكنند مثلاً ميگويند «ديگر مامانت نيستم! از دست شما اعجوبهها ميذارم ميرم! فكر كردي، بذار بابات بياد ميگم از خونه پرتت كنه بيرون!» خب معلوم است كه وقتي به حالت عادي برگرديد هيچ كدام از اين حرفها را عملي نميكنيد پس بهتر است رفتاري كه از جانب پدر و مادر شكل ميگيرد سنجيده باشد. در بعضي موارد ديده شده است كه پدر و مادر در بين گستاخي فرزند، كنترل خود را از دست داده و حرفهايي ميزنند كه از عواقب حرف خود كاملاً بيخبر هستند، چراكه فرزندان از اين موقعيت سوءاستفاده كرده و از خانه بيرون ميروند و گاهي اوقات ديده شده است كه حتي در دسترس هم نيستند. پس بهتر است اگر در مقابل رفتار گستاخانه ناخودآگاه ناسزايي از زبانمان خارج شد معذرتخواهي كرده و منظور خود را با زباني آرام به فرزند خود القا كنيم تا فرزندمان هم روحيه گذشت و ايثار را ياد بگيرد. از سويي بهتر است در اين موارد پدر و مادر هماهنگ عمل كنند.
عكسالعمل مناسب در برابر گستاخي فرزندانبهترين روش انتخاب عكسالعمل مناسب براي رفتار فرزند است. پدر و مادر بايد رفتاري كاملاً سنجيده با رفتار و كردار فرزندشان داشته باشند و بهتر است اين كار هر چه سريعتر انجام شود، البته با لحني آرام كه حاكي از تسلط ما بر اوضاع باشد، چراكه بدون تسلط بر خود نميتوانيم فاتح ديگران باشيم. در بعضي مواقع حتي بهتر است جلوي فرزند خود بايستيم و حرف خود را به كرسي بنشانيم، زيرا اگر فرزندي ببيند كه هميشه بعد از گستاخياش پدر و مادر بالاخره تسليم شدهاند و حرف او را قبول كردهاند اين فرزند هميشه با گستاخي حرف خود را ميزند چون در نهايت ميداند پدر و مادرش حرف او و كردارش را قبول ميكنند. بعضي مواقع هم بهتر است كوتاه بياييم البته نه به اين معنا كه هر چه فرزندمان گفت قبول كنيم، بلكه به اين معنا كه گاهي اوقات فرزندان از اعمال و رفتار ما بيشتر ياد ميگيرند تا از حرفهاي ما! سعي كنيد هميشه به جاي ايجاد مقاومت در فرزند، از كلمه من به جاي تو استفاده كنيد به اين معنا كه اگر فرزندتان گستاخي ميكند به جاي اينكه به او بگوييد تو بيتربيت و نفهم هستي يا اينكه تو گستاخي از اين جمله استفاده كنيد كه «اين طرز رفتار و حرف زدن تو را من نميپسندم» يا اينكه «وقتي چنين كارهايي از تو سر ميزند من به كلي نااميد ميشوم.»
پيشگيري با برگزاري جلسات خانوادگيسومين روش مقابله با فرزند گستاخ كنارهگيري از معركه و خودداري از مجادله است. در بعضي موارد بهتر است از درگير شدن و مجادله با شخص گستاخ خودداري كنيد و از خود دفاع نكنيد چون در مواردي ديده شده است كه حتي شخصيتمان هم زير سؤال ميرود. فراموش نكنيد بر خلاف ضربالمثل رايج، در برخورد با گستاخي فرزندان، هميشه جواب «هاي»، «هوي» نيست!
پدر و مادرها با توجه به ويژگيهاي شخصيتي فرزندان خود ميتوانند يكي از روشهاي مناسب را انتخاب كنند.
در خاتمه پيشنهاد ميكنيم خانوادهها حداقل ماهي يكبار جلسات خانوادگي تشكيل دهند و در رابطه با مشكلات منزل، خود و ديگران صحبت و پيش از وقوع رفتارهاي گستاخانه از آن پيشگيري كنند.
*
كارشناس روانشناسي باليني