
از اين روي و براي آشنايي بيشتر با اين شخصيت و دغدغههاي بازآفريني آن، با ايفاگر آن گفت و شنودي كوتاه انجام دادهايم كه نتيجه آن درپي ميآيد.
قبل از ايفاي اين نقش از آن چقدر شناخت داشتيد و وقتي اين نقش به شما پيشنهاد شد، چقدر شناخت پيدا كرديد؟
به نام خدا. در تئاتر بازي ميكنم و بچههاي تئاتر بسيار به دنبال تحليل شخصيت هستند، بنابراين وقتي نقشي به من پيشنهاد ميشود، درآغاز همين كار را ميكنم. مضافاً بر اينكه بهواسطه صدايم اينگونه نقشها زياد به من پيشنهاد ميشود. در شهر خودمان(گيلان) زياد تئاتر بازي كردهام، ولي در تهران كمتر ديده شدهام. در «پايتخت»، «بچههاي نسبتاً بد» و «معماي شاه» كار كردهام و نقشم هميشه، نقش زنهاي محكم و قوي است. به خاطر پيشينهاي كه داشتم، وقتي فهميدم نقشم در معماي شاه سنديت تاريخي دارد، از طريق اينترنت و كتابها تحقيقاتي كردم و از اين طريق اولاً ويژگيهاي جسماني نقش و ثانياً ژست رواني او را پيدا كردم، چون وقتي نقش واقعي باشد، بازي كردن او خيلي دشوار است. از روي عكسهايي كه ديدم، ژستهايش را پيدا كردم و كلاً در آن جمعي كه بايد بازي ميكردم، بايد خيلي واضح، محكم و خوب ديالوگ ميگفتم كه اين نقش درميان آن جمعيت عظيمي كه در اطرافم بود، ديده ميشد. بيشتر از تجربيات خودم و عكسهاي تاريخي و مطالبي كه در اين زمينه وجود داشت استفاده كردم.
اگر بخواهيد اين شخصيت تاريخي را توصيف كنيد چگونه انساني است؟
همانطور كه درفيلم مشهود است، زني است كه در اغتشاشاتي كه ميبينيد قوي، داراي قدرت تحكم و فرمانده است و راحت ميتواند يك جمعيت را رهبري كند. اين آدم دو اسم دارد كه يكي را خوب يادم ميماند «مهري ديوسالار»، آن يكي پري آژدان قزي. به مهري ديوسالار معروف ميشود و ميگويند دست راست شعبان بيمخ بود. به خود آقاي ورزي هم گفتم به اين نقش خيلي كم پرداخته شده است، يعني تا ميآيد، تمام ميشود! اين فرد براي سامان دادن اغتشاشات، با مسئولان وقت هم ارتباطات زيادي داشت و حتي گفته ميشود براي اين بلوا، 20 هزار تومان خرج كرده بود! اما آنطوري كه فيلمنامه را نوشتهاند و ديدي كه در ذهن آقاي ورزي بود، انگار به اندازه كافي بوده است. به نظر من جا داشت خيلي بيشتر از اين شخصيتپردازي شود. اين شخصيت را يك زن فرمانده ميبينم كه ميتوانست يكسري جلسات بگذارد براي اينكه رهبري كند، ولي در معماي شاه ميبينيد يكمرتبه ميآيد و اغتشاشي را صورت ميدهد و ميرود!
در مدتي كه از پخش نقشتان در معماي شاه ميگذرد، چه واكنشهايي را دريافت كردهايد؟
عمدتاً از باورپذير بودن اين نقش، راضي بودهاند و ميگويند، آن موقعيت اجتماعي خيلي خوب به نمايش گذاشته شده و آن شورش و بلوا باسمهاي نبوده و خيلي واقعي درآمده است و ما باور كردهايم كه واقعاً چنين زني بوده و اين اغتشاش را رهبري كرده است! رهبري كردن چنين اغتشاشي توسط يك زن، بسيار برايشان عجيب است و از من ميپرسند: آيا واقعاً چنين زني وجود داشته است؟ و ميگويم كه بله در آن دوران چنين فردي بوده و عكسهايش در اينترنت هست كه كنار ماشين ايستاده و چماق دستش است. در يكي از پلانها سوار يك ماشين هستم و چماقي در دستم است. البته دو تا زن ديگر هم هستند. كلاً نقش برايشان باورپذير بوده است، ولي فكر ميكردند اين سكانس بايد خيلي طولانيتر ميبود. آنها جلسات متعددي با عوامل شاه داشتند كه اين اغتشاش را ايجاد و ساماندهي كنند، ولي در سريال به اين زمينهها پرداخته نشده است. در مجموع ميگويند خيلي باورپذير بود، ولي خيلي زود تمام شد و توقع داشتند سكانسهاي ديگري را هم از اين زن ميديدند.
چقدر به ايفاي نقشهاي تاريخي علاقه داريد؟ آيا بيشتر به كار تئاتر كه بدان مشغوليد علاقهمند هستيد يا دوست داريد وارد سريالهاي مفصل تلويزيوني شويد؟
از جواني كار تئاتر را شروع كردهام و علاقه خاصي به تئاتر دارم. بارها هم گفتهام اگر تئاتر به لحاظ مالي مرا تأمين كند، هيچوقت به سمت سريالهاي تلويزيوني نميروم، ولي در اين وانفسا كسي كه كار هنري ميكند بايد به راديو برود ـ كه من ميروم ـ تدريس كند، سريال پيش بيايد همينطور، تئاتر همينطور تا تأمين شود. به تئاتر عشق ميورزم، در حالي كه اين عشق را به فيلم ندارم! در محيط تلويزيون چون صدا و سيما بالاي سر كار است قابل تحملتر است، ولي محيط سينما اصلاً برايم قابل تحمل نيست و آن را نميپسندم.
چرا نميپسنديد؟
به خاطر اينكه سالهاست ديگر در سينما به اين موضوع اهميت نميدهند كه بازيگري خوب و حرفهاي است و كار خود را بلد است يا نه؟ الان ديگر معيار فقط اين شده است كه آيا اين آدم پول دارد يا قيافه خيلي زيبايي دارد يا نه؟ آيا پشت صحنه ميتواند دوستداشتني باشد و ارتباط برقرار كند؟ هنرم براي من حكم ناموسم را دارد و در نتيجه نميتوانم خودم را راضي كنم سر هر كاري بروم، اما افتخار ميكنم كه بتوانم با آدمهايي مثل آقاي ورزي يا آقاي مقدم كار كنم. خيلي لذت ميبرم. در وهله اول سالم بودن گروه برايم خيلي مهم است و بعد از آن خاص بودن نقش و هميشه عاشق نقشهاي سخت هستم، حتي اگر كوتاه باشد.
كليت معماي شاه را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ يعني با توجه به قسمتهايي كه تا به حال پخش شده، چه داورياي در ذهن شما شكل گرفته است؟
اين كار واقعاً سنگين و پردغدغه است. بستن اين جور كارها در شرايط اقتصادي فعلي، بسيار دشوار است. اگر اين گروه از لحاظ مالي خوب شارژ ميشد، خيلي بهتر از اين در ميآمد، چون خيلي از حرفهايهاي اين كار رفتند و ديگراني كه دستمزد پايينتري داشتند، اما شايد آن تواناييها و تبحرها را نداشتند، آمدند و كار كردند. مسلماً وقتي آدمها از لحاظ تحصيلي و حرفهاي در سطح پاييني باشند و كار را دست بگيرند، همانقدر هم ميتوانند كار را پايين بكشند. از زمان پيروزي انقلاب دائماً داريم يكسري قصهها را تكرار ميكنيم و اتفاق خاصي در كارهاي جديد نميافتد. معماي شاه را تكرار كارهاي قبلي نميبينم. علت آن هم سكانسهايي است كه آقاي ورزي اضافه كردهاند، مثل همين سكانس اغتشاش. در اين كار خوشبختانه به جزئيات تاريخي خوب پرداخته شده است و مثلاً همين مهري ديوسالار در بين اين همه كاري كه در باره تاريخ معاصر ديدهام، اولين بار است كه مطرح ميشود يا گداهايي كه در تهران بودند يا دوستان رضاشاه يا محمدرضاشاه. خوبي سريال معماي شاه در اين است كه خيلي به جزئيات تاريخ پرداخته است و كلي از وقايع عبور نميكند و به جزئيات و آدمهايي ميپردازد كه در تاريخ دست داشتند و در كارهايي كه كلينگر بوده، ديده نشدهاند. به نظر من امتياز معماي شاه كه باعث ميشود تماشاگر كار را ببيند جزئينگري اين كارگردان و مو را از ماست كشيدن است، چون بسياري از اين لحظات تاريخي ديده نشدهاند.