طبق آيات قرآن، اين عمل خود انسان است كه منشأ خوبي يا بدي است؛ منفعتي را براي انسان جلب يا مفسدهاي را از او دفع ميكند. و اين خداوند است كه خيرات و بركات را به انسان عطا ميفرمايد يا از او، مقابل حوادث ناخوشايند محافظت ميكند و او را در زندگي ميآزمايد.
خداوند در قرآن بسيار واضح ميگويد كه سرمنشأ رويدادهاي زندگي انسان خود اوست. چه اصراري است كه ما باوجود اين همه نهي شدنها باز خودمان را بازيچه يك گروه خاص از افراد كذاب كنيم؟ من به عنوان يك روانشناس معتقدم تا زماني كه ما اصل موضوع را نپذيريم و دليل گرايش مردم را به مقولههاي فال، دعا و پيشگويي متوجه نشويم نميتوانيم راهكاري براي حذف اين معضل در جامعه ارائه دهيم.
حقيقت اين است كه اين مبحث اين روزها مشكلات و تبعاتي را بهدنبال داشته كه از حوزه فردي خارج شده و در عرصه خانوادگي و اجتماع نمود پيدا كرده است. مثلاً آسيبهايي كه از فالگيري نشئت ميگيرد شامل اعتياد به فال، ايجاد مشكلات روحي و رواني، از هم پاشيدگي خانوادهها و آسيبهاي جاني است. كسي كه به فالگيري معتقد ميشود ميپذيرد كه تابع حرف و نظر فالگير است پس مدام در ذهن خودش حرفهاي او را مرور ميكند و به دنبال مصاديق عيني در زندگي شخصياش براي حرفها ميگردد. اين باعث ميشود هم فرد اعتياد به مقوله فالبيني پيدا كند، هم مشكلات روحي و رواني عديدهاي براي خودش ايجاد نمايد. در نمونه ديگري كسي كه به فالگير معتقد ميشود ممكن است با هر جمله اين كذاب زندگي خودش و همسرش يا خانوادهاش را از هم بپاشد، چرا؟ چون به حرفهاي يك فريبكار اعتقاد پيدا كرده و ممكن است تحت تأثير هر حرف دروغين عكسالعمل نشان دهد. مشكل و آسيب بعدي اين است كه اين سالها ما شاهد مطرح شدن پروندههاي بسياري در زمينه تجاور و بيعفتي بهويژه در زناني هستيم كه به فالگيرها و رمالها و از اين قشر مراجعه مكرر داشتهاند. خلاصه كلام اينكه هشدارهاي مربوط به اين معضل در سطح جامعه ما كم نيست و متأسفانه به رغم رشد سطح تحصيلات و فرهنگ عمومي جامعه، شاهد هستيم كه گرايشها به اين قشر همچنان زياد است پس بايد فكر راه چاره باشيم.
*روانشناس