کد خبر: 760965
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۴
رزمندگان و آزادگان در طولاني‌ترين شب سال چه مي‌كردند؟‌
حضور رزمندگان در جبهه ‌دليلي بر فراموشي مناسبت‌هاي سنتي و آييني نبود.
احمد محمدتبريزي

آنها همانند ديگر قشرهاي جامعه با فرا رسيدن يك مناسبت خاص، خودشان را براي برپايي و برگزاري مراسم آماده مي‌كردند كه همين نكته به خوبي نشان مي‌‌دهد زندگي در جبهه‌ها همانند شهرها در جريان بوده است.

زنده نگه‌داشتن سنت‌هاي ديني و ملي در مناطق عملياتي كه با معنويت رزمندگان پيوند مي‌خورد حال و هواي خاصي به جبهه‌ها مي‌بخشيد.

از روزگاران قديم آخرين شب پاييز كه با نام «يلدا» شناخته مي‌شود، در ميان ايرانيان شبي متفاوت با ديگر شب‌هاي سال به حساب مي‌آمده است. رزمندگان هم در جبهه اين شب را فراموش نمي‌كردند و به هر نوعي سعي مي‌كردند مراسم‌هاي مربوط به شب يلدا را به جا آورند. البته در همه مراسم‌ها يك شباهت وجود داشت. رزمندگان در تمام مناسبت‌ها يادي از دوستان شهيدشان مي‌كردند و برپايي اين مراسم‌ها به نوعي زنده نگه داشتن نام و ياد دوستانشان هم بود.

مثلاً در محرم و در دسته‌هاي عزاداري كه داخل جبهه برپا مي‌شد عكس دوستان‌ شهيدشان را بر دست‌ مي‌گرفتند يا روي علم‌ها مي‌زدند يا در لحظه تحويل سال عكس دوستان شهيدشان را بر سفره هفت‌سين مي‌گذاشتند تا سال را با ياد و خاطره اين عزيزان تحويل كنند.

در شب يلدا هم اين سنت رعايت مي‌شد. رزمندگان در طولاني‌ترين شب سال عكس دوستانشان كه شهيد شده بودند را تهيه مي‌كردند و بر سفره‌اي كه به مناسبت شب يلدا چيده شده بود، مي‌گذاشتند.

دي ماه سال 1365 به دليل انجام عمليات‌‌كربلاي4 ماه مهمي براي رزمندگان بود. فولادزاده هم يكي از رزمندگاني بود كه خودش را براي انجام اين عمليات آماده مي‌كرد ولي پيش از انجام عمليات، او و ديگر رزمندگان مراسم شب يلدا را در سنگرشان برگزار كردند.

آنها در سنگري كه مساحتش به 10 متر هم نمي‌رسيد به سختي دور هم نشستند و سفره‌اي پهن كردند و در آن آينه، قرآن، كاسه آب و اسلحه گذاشتند و در كنار تمام اينها عكس همرزمان شهيدشان را هم جاي دادند تا شب خاطره‌انگيزي را رقم بزنند. شبي كه با ساير شب‌هاي يلدايي كه تا به دهقان‌زاده در آن حضور داشته فرق مي‌كند و تك تك لحظاتش مثل يك فيلم كوتاه در ذهنش مانده است.

او درباره تهيه ميوه‌هاي شب يلدا مي‌گويد: ‌در آن شب توسط يكي از بچه‌هاي اهواز، هندوانه‌اي تهيه شد، من نيز تخمه و پسته‌اي را كه يك ماه قبل در مرخصي تهيه كرده بودم، در سفره گذاشتم و بچه‌هاي شمال هم چند دانه ازگيل و گلابي جنگلي آوردند. سوغات بچه‌هاي طارم زنجان هم زيتون بود.

بيوك آذري‌زبان نيز نُقل‌هاي معروف و خوشمزه از اروميه آورده بود و خلاصه هر كسي به نحوي نقشي در آماده‌ كردن سفره شب يلدا آن هم در شرايط سخت منطقه و در فاصله كمتر از 100 متر با عراقي‌ها ايفا كرد. اينها همه در شرايطي بود كه ما بايد برنامه‌مان در 40 دقيقه تمام مي‌شد و به دليل نزديكي با نيروهاي عراقي نگهباني هم مي‌داديم. آن شب در كنار سفره يلدا ضمن اينكه هر كس در فضاي صميمي لطيفه‌اي شيرين يا خاطره‌اي از دوست شهيد خودش تعريف مي‌كرد.

فولادزاده خاطره‌اش از شب يلدا را اينگونه به پايان مي‌رساند: همگي با خواندن دو ركعت نماز از خداي بزرگ خواستيم تا در اين شب كه جزو فرهنگ ملي و باستاني ما است و خانواده‌هاي ايراني در كنار هم جمع‌شده‌اند ما را دعا كنند تا در اين عمليات مهم پيروز شويم؛ چه حالت روحاني و وصف‌ناشدني بود وقتي بچه‌ها با دادن نامه خود به يكديگر وصيت مي‌كردند. هر كس كه زودتر شهيد شد ديگري نامه‌اش را به خانواده‌اش برساند و اين عمليات هم با پيروزي ما همراه شد.

زنده‌نگه‌داشتن اين آيين‌هاي ملي و مذهبي در دوران اسارت در ميان آزادگان وجود داشت. آزادگان در شرايط سخت اردوگاه به هر طريقي مراسم‌هاي مختلف را برپا مي‌كردند. آزادگان كمپ 9 رماديه تعريف مي‌كنند كه در كنار به جا آوردن نمازهاي قضا، قرآن و ادعيه‌ها، براي هم فال حافظ مي‌گرفتند و ميوه‌هايي را كه از چند روز قبل به دستشان رسيده بود و نگه‌داشته بودند، وسط سفره‌اي مي‌گذاشتند و ميان هم تقسيم مي‌كردند.

تمامي اين مناسبت‌ها براي رزمندگان جايي براي خاطره‌سازي و بازي با خاطرات گذشته بود. در روزهاي سخت و طاقت‌فرساي جبهه، اين مناسبت‌ها بهانه‌‌اي براي دورهم نشستن و گپ‌و‌گفت بوده است. رزمندگان به خوبي ارزش چنين مناسبت‌هايي را درك مي‌كردند و به سادگي از كنارش رد نمي‌شدند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار