اولاد آدم احساس كرد كه ديده است كه تكان ميخورد. بله! تكان خورد! دولت تكان خورده و ميخواهد يك كاري بكند كه بيكارها، كار داشته باشند! يعني آن تكان مهم كه در تبصره 33 برنامه ششم وجود دارد يكي از آن تكانهايي است كه كاش اولاد آدم نميديد و نميشنيد و لال ميشد و نميگفت! نگوييد كه دارم از كاه، كوه ميسازم و با ذرهبين راه افتادهام به بزرگنمايي چيزهاي كوچك! آخر اگر تكان هم نخورند كه نميشود. همين الان مگر وزارت كار عين مجسمهاي شده كه فقط لبهايش حركت ميكند و انگار نوار سخنراني پخش ميكند، زمين به آسمان رفته يا آسمان آن طرفتر؟ (توضيح اولاد آدم اينكه به جمعيت بازار كار كشور در هشت سال يعني از سال ۸۴ تا ۹۲ به ميزان ۷۳۰ هزار نفر افزوده شده است اما تعداد شاغلان بايد به ۳۱ ميليون نفر در سال ۱۴۰۰ برسد كه نسبت به تعداد فعلي شاغلان كه ۲۲ ميليون نفر است، نيازمند ايجاد اشتغال براي ۹ ميليون نفر تا شش سال آينده هستيم كه نصف بيشترشان جوان و تحصيلكرده و متخصصاند.)
ميدانم كه راغب شدهايد ببينيد اين تكان تبصره 33 چيست و اصلاً مگر اولاد آدم كارشناس اين زمينه هم شده است كه حرفهاي گندهتر از دهانش ميزند؟ براي رو كم كني نقل كنم كه مشاور كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور با اشاره به تبصره 33 برنامه ششم كه مورد اشاره اولاد آدم است، گفته: فردي كه قرار است با 75 درصد حداقل مزد وارد بازار كار رسمي شود، ديگر خود را براي كسب مهارتهاي شغلي به دردسر نمياندازد. (نگوييد پس براي چه خودش را به دردسر مياندازد؟ صبر داشته باشيد...) اولاد آدم برايتان بگويد كه قرار شده است كه گروهي از كارگران را از لحاظ سني استثنا كنيم و بين كارگران مجرد و متأهل تفاوت قائل شويم به اين بهانه كه اشتغالزايي كنيم. يعني بالاخره فهميدهاند كه كار را بايد بدهند به كسي كه او هم مانند كسي كه كار از او سلب ميشود، احتياج به كار دارد! به اين ميگويند سياست تبعيض در كار براي ايجاد كار. يعني كار را به يكي ندهيم كه احتياج به كار دارد و بدهيم به كسي كه او هم احتياج به كار دارد. اصلاً جناب وزير را هم ميگذاريم مسئول نظارت استصوابي اعتدالي تكان در بازار كار! شايد ربيعي آپشنهاي جديدي هم وارد اين عرصه كرد. نظير چاقي و لاغري، كچلي و موفرفري، دندان خرگوشي و گوش الاغي، كوتولهاي و بابالنگ درازي و. . . .
بگذاريد يك مثال برايتان بزنم كه خيليها اين مثال را زدهاند و تا چند وقت ديگر تبديل به ضربالمثل ميشود. يكهو در خيابان راه ميرويد و به شما ميگويند: «ظرفي را كه نميشود بزرگ كرد، بايد خالي كرد و باز پر كرد!» اين ضربالمثل همين الان ساخته شد. يعني ما يك ظرف اشتغال ثابت داريم كه روزانه از مقدار آن كم و زياد ميشود و دولت مقدار آن را تحت عنوان آمار اشتغال اعلام ميكند، اصلاً هم دنبال بزرگ كردن آن نيست. يكبار سربازها مشمول عنوان شاغل ميشوند، يكبار خانهدارها، يكبار آنهايي كه. . . بگذريم! غرض توضيح ظرف اشتغال بود كه بنا نيست بزرگ شود، بلكه بناست با مشتغلها بازي شود. به اين ميگويند آزمون دموكراسي مديريتي در عنفوان شكوفايي تدبير! يعني يك مدير ميفهمد كه فلان كارگر چون سنش كم است بايد كمتر يا بيشتر از كمتر بگيرد و فلاني چون زن و بچه دارد بايد بيايد سركار يا از سر كار برود تا باز بيايد سر كار! تخصص را هم بروند بگذارند لب كوزه. جوانترها هر موقع كه سن و وضعيت تأهلشان خوب شد بيايند ! يا متأهلها هر وقت صيغه طلاق را جاري ساختند بروند يا هرچي!
نگوييد شوخي ميكنم. مشاور كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور هم عين همين حرفها را زده و آب از آب تكان نخورده!يعني عكس آن را به دولت پيشنهاد داده. يعني گفته وقتي كارگران زير 29 سال را از شمول قانون كار معاف ميكنيم معني آن اين ميشود كه در بهترين حالت براي اين رده سني بايد مزيت استخدامي به وجود آوريم كه نميآوريم! لذا دولت بايد كاري كند كه كارفرما در انتخاب كارگر بين كارگر مجرد 29 ساله و كارگر متأهل 34 ساله اولي را انتخاب كند تا بازار كار رونق بگيرد. اما...
همانطور كه ميبينيد الان يك سؤال عمده متوجه ربيعي و طيبنيا و نهاونديان و نوبخت و گروه همپيمانان شده است. يعني متوجه دولت است. يعني البته آنها اينجا نيستند كه به سؤالات ما پاسخ دهند. آنها بيشتر سؤالآفرينند. يعني سؤالهاي جديد ميآفرينند تا سؤالهاي قديم فراموشمان شوند و كم كم صورت مسئلهها را پاك كنند تا اينها هم بشوند دولت پاكدستان. (حالا دست نشد، داستان. دولت پاك داستان! يعني اصلاً داستان نداريم. يعني...) بسيار خب سؤال را ميگويم و رودهدرازي نميكنم. ميدانم نزديك شب يلداست و ميخواهيد برويد تا 3سقف ميليون تومان آجيل براي هر خانواده بخريد و بخوريد! (اين قيمتها و آمار را كه من نميگويم، خودتان برويد و سرچ كنيد و داستان اين دستان را بخوانيد و بخنديد.)
سؤال:
آيا با مزيتي كه براي استخدام و ورود فرد 29 ساله به بازار كار با شرط معافيت از قانون كار در نظر ميگيريم، گرهي از مشكل اشتغال كشور گشوده ميشود؟
جواب:
1- در حال حاضر شغلهاي زيادي وجود دارد كه افراد براي ورود به آنها به كسب مهارت و تخصصهاي كوچك نياز دارند اما به دليل پايين بودن دستمزد رغبتي به انجام آنها در خود نميبينند بنابر اين وقتي دستمزد پايين باشد فردي كه قرار است با 75 درصد حداقل مزد وارد بازار كار رسمي شود، ديگر خود را براي كسب مهارت يا مزاياي شغلي آن به دردسر نمياندازد.
2- به جاي آنكه افراد زير 29 سال وارد بازار كار شوند، دست كارفرمايان به ويژه بخشهاي خدماتي براي به كارگيري نيروهاي جديد باز ميشود و كارگران بالاي 29 سال و كم تخصص به حقوق كمتر از 75 درصد حداقل مزد رضايت ميدهند.
3- بزك نمير ! ظرف اشتغال مياد. بسته اقتصادي. سبد خانواده. رونق. رشد. كليد. . . . .