به گزارش خبرنگار ما، ساعت 20 شامگاه سهشنبه سوم آذر ماه مأموران كلانتري 116 مولوي از قتل زن جواني در خانهاي حوالي بازار پردهفروشان خيابان مولوي باخبر و راهي محل شدند. مأموران در محل حادثه كه خانهاي قديمي بود با جسد كبود شده زن 32 سالهاي كه دست و پايش با كش بسته شده بود روبهرو شدند. پس از آن قاضي منافيآذر بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي تهران در محل حاضر شد. تيم جنايي در محل حادثه شيلنگ گازي را كنار جسد كشف كردند كه حكايت از آن داشت که اين زن با ضربات متعدد آن به قتل رسيده است. نخستين بررسيها نشان داد مقتول تبعه افغانستان است و به همراه شوهر افغان و دو كودك خردسالش در اين خانه زندگي ميكرده است. همچنين مشخص شد وي ساعتي قبل دو كودكش را به خانه يكي از بستگان برده و بعد به خانه برگشته و همسرش را با ضربات شيلنگ گاز به قتل رسانده است. زني كه ماجرا را به پليس خبر داده بود، گفت: من جاري مقتول هستم. ساعتي قبل شوهر او بامن تماس گرفت و گفت حال همسرش خوب نيست و از من خواست به خانهشان بروم. پس از اين با شوهرم راهي خانهشان شديم كه با جسد بيجان جاریام روبهروم شدم. شوهرش گفت زنش را با شيلنگ تنبيه كرده تا اينكه او بيهوش شده است. ما بلافاصله با اورژانس تماس گرفتيم و وقتي پزشك اورژانس به محل حادثه آمد و اعلام كرد او فوت شده، شوهرش از خانه گريخت.
پس از آن مأموران به دستور بازپرس تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي و دستگيري متهم فراري آغاز كردند. در حالي كه تجسسهاي پليس براي دستگيري قاتل ادامه داشت، عصر يكشنبه ١٥ آذر ماه مرد افغان پس از 11 روز فرار خودش را تسليم پليس كرد.
متهم روز گذشته در شعبه سوم بازپرسي ويژه قتل دادسراي جنايي تهران از سوي قاضي منافيآذر مورد بازجويي قرار گرفت. وي با اعتراف به قتل گفت: من زندگي خوبي داشتم تا اينكه به همسرم بدگمان شدم. پس از آن هميشه همسرم را زير نظر داشتم و پيامكهاي تلفن همراهش را بررسي ميكردم تا اينكه به پيامكهاي مشكوكي در شبكه تلگرامش برخورد كردم.
بعد از آن بود كه به ارتباط پنهاني او با مردي پي بردم. از آن روز به بعد از همسرم كينه به دل گرفتم و به دنبال فرصت انتقام بودم. خيلي سعي كردم اين موضوع را فراموش كنم اما هميشه ذهنم مشغول اين موضوع بود، به طوري كه آرامش را از من گرفته بود. سرانجام تصميم گرفتم او را ادب كنم، به همين دليل آن شب فرزندانم را به خانه يكي از بستگان بردم و بعد به خانه برگشتم.
ابتدا دستها و پاهاي همسرم را با كش محكم بستم و بعد با شيلنگ گاز به جانش افتادم. من قصد كشتن او را نداشتم اما متوجه نشدم چند ضربه به او زدم تا اينكه فهميدم صداي همسرم قطع شده است. پس از اين شيلنگ را كنار گذاشتم و با زن برادرم تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. وقتي فهميدم او كشته شده از ترس فرار كردم. ابتدا به پاركي رفتم و چند ساعت بعد به شهرستان اشتهارد پيش يكي از دوستانم رفتم تا آنجا كاري پيدا كنم اما بعد از چند روز پشيمان شدم و به تهران برگشتم و خودم را به پليس معرفي كردم.
متهم به دستور قاضي منافيآذر براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.