از پير گرفته تا جوان، از زن تا مرد، از كوچك تا بزرگ، از روستايي تا شهري، از كارمند تا كسبه، اصلاً بگذار راحتت كنم حتي از شيعه گرفته تا اهل سنت همه دل به جاده زدهاند. جادههاي خراسان اين روزها شلوغتر از هر وقت ديگري است.
قرار زيارت اين جاماندهها از پيادهروي اربعين حالا شده است جادههاي سمت خراسان. جادههايي سياه كه ميزبان دلهاي سفيد اين زائران شدهاند. حالا چند سالي ميشود كه در روزهاي پاياني ماه صفر درست همان روزهايي كه به سالروز شهادت امام رضا نزديك ميشويم در جادههاي خراسان و در مسيرهاي منتهي به مشهد دلها، شاهد حضور سيل مشتاق جمعيتي هستيم كه پاي پياده دل به عشق زيارت امام آب و آئينه حضرت رضا (ع) داده و دل به جاده زدهاند.
هوا سرد است و البته در اين جادهاي كه من قرار دارم يعني جاده قوچان به سمت مشهد و محوري كه زائران از شهرهاي مختلف مانند بجنورد، شيروان، فاروج، قوچان و چناران به سمت مشهد به راه افتادهاند هوا سردتر از ساير نقاط استان است. سوز سردي ميوزد اما خوب ميدانم كه براي اين زائران حتي براي پيرمردي كه عصا ميزند يا پيرزني كه با قد خميده دل به جاده زده است اين سوز سرد هواي آذرماه نميتواند مانعي براي پيادهروي او و حركت معنوياش به سمت حرم علي بن موسي الرضا (ع) باشد. مردم اينقدر از ابوالحسن كرامت ديدهاند و اينقدر بركات حضور امام هشتم در خاك مقدس ايران را شاهد بودهاند كه اين سوز سرما و باد سرد و هواي باراني و حتي ريزهاي برفها هيچ كدام نميتواند جلوي اشتياق زيارت آنها را بگيرد.
پيوند اين مردم با علي بن موسي يك پيوند قديمي و ناگسستني است. آنها خوب معني ولايت را ميدانند. خوب ميدانند كه ولايت عشق چه نعمت بالايي است. براي همين وقتي صحبت از زيارت امام هشتم با پاي پياده ميشود يك يا علي ميگويند و دل به جاده ميزنند. شوق زيارت بر سوز سرما در آنها غلبه كرده است.
اينجا محور قوچان به مشهد است، تا جايي كه چشم كار ميكند سيل جمعيتي است كه در اين جاده به سمت مشهد دلها روانه شدهاند. دقت كه ميكنم ميبينم از استانهاي ديگر هم در بين اين زائران هستند، از استان گلستان، از شهرهاي كلاله، گاليكش، گرگان، بندر تركمن، مينودشت و... دل به جادههاي سمت خراسان زدهاند.
با برخي از آنها كه همكلام ميشوم حس و حال عجيبي دارند، حس و حال قشنگي كه شايد قابل توصيف نباشد. مرتضي از گرگان آمده فاصلهاي به طول 571 كيلومتر. او البته بچه يكي از روستاهاي گرگان است. 30، 40 كيلومتر از روستايشان تا گرگان فاصله است و اين يعني اينكه مرتضي براي رسيدن به مشهد بايد 600 كيلومتر را با پاي پياده طي كند. او حالا در 130 كيلومتري مشهد است بعد از 9 روز پيادهروي.
مرتضي همراه تعداد زيادي از دوستان و آشنايانش به اين سفر معنوي آمده است، با بچههاي هيئت و همگي صبح زود وقتي نماز جماعتشان را در مسجد قديمي و زيباي مسجد خواندند، با بدرقه مردم زحمتكش روستا راه افتادند و الان روز نهم است. دل توي دلش نيست، دو سه روز ديگر مشهد است، پاهاي آبله شدهاش را نشانم ميدهد و ميگويد: اين دو سه روز ديگر را هم تحمل ميكنم. خوب ميدانم كه ارزشش را دارد.
وقتي با او در باره حس و حال زيارت صحبت ميكنم اشك از گوشه چشمش جاري ميشود و ميگويد: زيارت آن هم با پاي پياده در اين هواي سرد يك حس و حال خاصي دارد كه به هيچ وجه قابل توصيف نيست. بايد در اين جادهها باشي تا بداني چه حس قشنگي است.
او ميافزايد: امسال سومين سالي است كه با پاي پياده به زيارت امام رضا ميآيم و اگر خدا بخواهد تا زماني كه زندهام بازهم ميآيم تا جايي كه جان در بدن داشته باشم و پاهايم توان و قوت راه رفتن، هر سال ميآيم مشهد.
حس قشنگ زائران پياده
حس قشنگي است، حسي كه آدم بايد غبطه بخورد و البته غبطه هم ميخورم، چون جاي غبطه خوردن هم دارد. اين حس البته تنها مخصوص مرتضي نيست، اينجا همه اين حس را دارند حتي پيرمرد اهل سنتي كه دل به اين جادههاي سرد زده است، با محاسني كاملاً سفيد، لباسي ساده و چهرهاي مصصم. با كمك عصا راه ميرود اما خيلي محكم و مصمم. با بعضي از جوانهاي توي راه شوخي ميكند، با آنها مسابقه ميگذارد و از آنها جلو ميزند.
با او همكلام ميشوم. تازه مسابقهاش با چند نفر از جوانها كه از او عقبتر ماندهاند تمام شده است. ميخندد و ميگويد:ما جوانهاي قديم هستيم. جوانهاي روغن زرديم نه روغن نباتي.
از او درباره امام رضا ميپرسم و درباره اين سفر كه با پاي پياده آمده است. خيلي زود لبخندش محو ميشود. بغضي به گلويش مينشيند و ميگويد: امام رضا؟ چه بگويم. فقط همين را بگويم برادر من، من هرچه دارم از امام رضا دارم. اهل تسنن هستم اما ما سنيها هم اهل بيت پيامبر (ص) را دوست داريم. در منطقه ما محرم و صفر كه ميشود شيعه و سني عزاداري ميكنند. هيئت، دسته سينه زني و زنجير زني داريم. روز شهادت امام رضا (ع) هم در منطقه ما قيامتي است كه بيا و ببين. ما هرچه داريم از لطف و بركت امام رضا(ع)، است. همين صحبتهاي كوتاه اما محكم او باعث ميشود تا قانع شوم و هدف سفرش را بهتر بدانم.
اينجا حتي يك نفر هست كه ميگويند پزشك است و پاي پياده دل به جاده زده است. به سراغ او ميروم. آقاي دكتر اصلاً حاضر به مصاحبه نيست ميگويد: چكار داريد؟ بگذاريد اين حس قشنگ زيارت با پاي پياده با مصاحبهام ريا نشود. ميگويم: ريا نيست بنده خدا، اين حس قشنگي است كه خيليها دوست دارند آن را تجربه كنند. ميگويد: نه ولش كنيد اجازه بدهيد من مصاحبه نكنم. مصاحبه نميكند. چيزي نميگويد اما چند نفر از دوستانش كه در اين سفر با او هستند ميگويند: همه كارهاي مربوط به ديگران را انجام ميدهد. از چاي ريختن براي زائران تا پهن كردن و جمع كردن سفره غذا. درمان پاهاي زخمي و پرآبله زائران را هم همين آقاي دكتر انجام ميدهد.
300 هزار زائر پياده در جادههاي خراسان
دوباره نگاهي به جاده ميكنم. باد شديدتر شده است و كمكم قطرات باران هم خودي نشان ميدهد. تا چشم كار ميكند در اين جاده زائر پياده ميبينم. به نظر امسال تعداد زائران خيلي بيشتر است. اين را يكي از كساني كه مشغول خدمترساني به زائران پياده است نيز تأكيد ميكند و ميگويد:بله امسال الحمدلله خيلي بيشترند.
ياد صحبتهاي مسئول روابط عمومي و سخنگوي جمعيت خدمتگزاران زائران پياده امام رضا (ع) ميافتم. جايي كه همين دو سه روز پيش براي مصاحبه و ديدن او به دفتر اين جمعيت واقع در خيابان امام رضا 42 در مشهد رفتم.
حسين رضايي مثل هميشه اين روزها سرش شلوغ است. شلوغ براي خدمترساني بهتر به جمعيت عظيمي از زائران مشتاق امام رضا (ع). وقتي با رضايي صحبت ميكنم ميگويد: سال گذشته و همزمان با آخرين روزهاي ماه صفر 206 هزار زائر پياده به مشهد مقدس وارد شدند اما امسال پيشبيني ما بين 250 تا 300 هزار زائر است. براي همين از مدتها پيش برنامهريزيهاي خود براي خدمترساني هرچه بهتر به زائران را آغاز كردهايم.
او ميگويد: امسال البته شيوه پذيرش زائران پياده كمي متفاوتتر از سال گذشته است. زائران بايد در سامانه ثبتنام كنند تا اسكان، پذيرايي و خدماترساني به آنان به شكل بهتري انجام شود.
رضايي با بيان اينكه تقريباً از تمام نقاط استان و تعداد زيادي از استانها و شهرهاي كشور و حتي راههاي دور زائر پياده داريم ميگويد: با اين حال بيشترين زائران پياده در دهه پاياني ماه صفر مربوط به شهرستانهاي نيشابور، سبزوار و تربتحيدريه هستند.
رضايي به خدمترساني به زائران پياده امام رضا(ع) اشاره ميكند و ميگويد: سالگذشته در مسير تردد زائران پياده 201 ايستگاه صلواتي مستقر بود كه امسال اين تعداد به 250 ايستگاه افزايش يافته كه چهار ايستگاه توسط كربلاييهاي مقيم مشهد در مسير جاده سرخس راهاندازي شده است.
سخنگوي جمعيت خدمتگزاران زائران پياده رضوي ميافزايد: بر اساس قرارداد جمعيت خدمتگزاران با بيمه مركزي، همه زائراني كه از 10 تا 15 آذر مصادف با 19 تا 24 صفر به مشهدمقدس وارد شوند تحت پوشش بيمه درماني و حوادث قرار ميگيرند.
ميزباني از 3 ميليون زائر در مشهد
در همين ارتباط وقتي با سيدجواد موسوي، معاون گردشگري خراسان رضوي و رئيس كميته اسكان ستاد اجرايي خدمات سفر اين استان نيز صحبت ميكنم، از آمادگي براي ارائه خدمات به زائران آخر ماه صفر خصوصاً زائران پياده خبر ميدهد و ميگويد: بر اساس پيشبينيها امسال و همزمان با دهه آخر ماه صفر بيش از 3 ميليون زائر به مشهد مقدس مشرف ميشوند كه از اين تعداد بين 250 تا 300 هزار نفر آنان زائران پياده هستند.
موسوي با بيان اينكه تمهيدات ويژهاي براي اسكان زائران پياده در طول مسيرشان انديشيده شده است، ميافزايد: اسكان اضطراري نيز براي زائران پياده رضوي براي ايام پاياني صفر در نظر گرفته شده است.
معاون گردشگري اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسانرضوي به اماكن در نظر گرفته شده براي اسكان اضطراري اشاره ميكند و ميگويد: اماكني همچون سالنهاي ورزشي، مدارس و حسينيهها براي اقامت اضطراري در نظر گرفته شده است.
صحبتهاي اين مسئول در حالي است كه خبرگزاريها نيز از اسكان زائران پياده در 180 مدرسه در اطراف حرم رضوي خبر ميدهند و به نقل قول از سيدحميد موسوي، مديركل هماهنگي امور فرهنگي زائران استانداري خراسان رضوي نوشتهاند:«سالن هاى ورزشى، حسينيهها و مساجد منتهى به حرم در نظر گرفته شده كه بهصورت رايگان در اختيار زائران قرار خواهد گرفت.»
مديركل هماهنگي امور فرهنگي زائران استانداري خراسان رضوي با بيان اينكه موضوع زيارت در دو زمينه خدمات رفاهى و فرهنگ ميزبانى در دستور كار قرار گرفته، گفته است: تمامى اقداماتى كه در اين خصوص انجام مىشود با هدف ترويج و تثبيت فرهنگ رضوى در بلندمدت و معرفت افزايى زائران و مجاوران حريم رضوى است.
زندگيام نذر امام رضا
دوباره توفيق ميشود و در جادههاي منتهي به مشهد و در سيل خروشان زائران پياده امام رضا(ع)، حضور مييابم. اين بار اما در محوري ديگر در ورودي مشهد از سمت فريمان، در محوري كه زائران پياده از شهرهاي سبزوار، تربت حيدريه، نيشابور، فريمان و... وارد مشهد مقدس ميشوند.
اينجا هم حس و حال بسيار زيبايي است. زائراني كه به نزديكي مشهد رسيدهاند از شوق لبريز شدهاند. آنها از همين جا صداي نقاره خانه امام رضا(ع) را ميشنوند. در بين اين زائران هم از هر طيفي ديده ميشود و از هر سن و سالي. دانشجو، معلم، بازاري، دانشآموز، كارمند، حتي پزشك و استاد دانشگاه و البته مردم عادي همه و همه در اين صفوف به هم پيوسته و سيل جاري شده در جادههاي منتهي به مشهد به چشم ميخورند.
صحبت كردن با آنها هم خالي از لطف نيست خصوصاً وقتي با زن روستايي همكلام ميشوم كه فرزندش را به پشت با چادرش محكم بسته است و با صلابت قدم بر ميدارد. اينجا هم هوا سرد است، البته نه به سردي هواي محور قوچان- مشهد، اما بالاخره هوا سوز خودش را دارد. براي همين است كه چهره بسياري از زائران سرخ شده است. صورت اين زن هم از سرما سرخ شده است. وقتي با او صحبت ميكنم حرفهايي ميزند كه سخت مرا تحت تاثير قرار ميدهد. ميگويد: الان چهار پنج سالي است كه از نيشابور با پاي پياده به مشهد ميآيد. چيز زيادي از مال دنيا ندارد، يك خانه ساده و كاهگلي در روستا و چند رأس بز و گوسفند، باغ كشاورزي هم كه از شوهر خدابيامرزش باقي مانده است را به پسرش داده تا مخارج خانهاش را با كشاورزي و باغداري تأمين كند. همينها را گذاشته و راه افتاده، تمام زندگياش نذر امام رضاست. به پسر و عروسش گفته اگر برنگشتم همين مال اندكي را كه دارد وقف خدمت به زائران امام رضا(ع) كنيد.
حس و حال خوبي است، از آن حس و حالهايي كه باز هم جاي غبطه خوردن و حسودي دارد. خوب ميدانم زيارت اين پيرزن شايد خيلي متفاوتتر از بقيه باشد، البته اين حس و حال خيلي از زائران پياده است. احساس ميكنم زيارت اين زائران پياده كاملاً متفاوت است. خدا ميداند چه لذتي دارد وقتي آدم بعد از دهها روز پيادهروي در جادههاي سرد، با پاهاي پرآبله و زخمي روبهروي گنبد امام رضا (ع) بايستد، در حالي كه دست ادب روي سينه ميگذارد با دلي سرشار از شوق زيارت و اشكهايي كه پهناي صورت او را پر كردهاند زير لب زمزمه كند: السلام عليك يا علي بن موسي الرضا...