کد خبر: 757593
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۰
رونمايي از جواب آزمايش مادر باردار در قنادي محله
صاحب قنادي محل‌مان تعريف مي‌كرد: «من وقتي زنم حامله شد جز مادرم نذاشتم تا مدت‌ها كسي با‌خبر بشه، اما حالا زمونه برعكس شده، مردم به‌جاي اينكه اينجور مسائل رو توي خونه خودشون نگه دارن دنبال بلندگويي هستن كه توي شهر باهاش راه برن و داد بزنن.»
برش اول:
كيك تشخيص جنسيت جنين!

صاحب قنادي محل‌مان تعريف مي‌كرد: «من وقتي زنم حامله شد جز مادرم نذاشتم تا مدت‌ها كسي با‌خبر بشه، اما حالا زمونه برعكس شده، مردم به‌جاي اينكه اينجور مسائل رو توي خونه خودشون نگه دارن دنبال بلندگويي هستن كه توي شهر باهاش راه برن و داد بزنن.» لحن صحبت كردن و آواي بلندش نشان مي‌داد كه انگار چيزي مافوق تصور من ديده يا شنيده كه اينطور عصباني است. به قول خودش دردش توي دلش بود و نمي‌توانست با من هم كه يك زن هستم راحت در مورد چيزي كه شنيده صحبت كند، اما بالاخره كه چي؟ من بايد بفهمم قناد هميشه خندان محله چه ديده يا شنيده كه اينطور عصباني شده است؟ چاره‌اي نيست انگار بازهم بايد خودم پيشقدم آغاز صحبت بشوم.
«حالا اكبرآقا چي شده شما اينقدر عصباني هستي؟» غضب مي‌كند و با چشمان از شدت عصباني گرد شده از پشت شيشه در حالي كه جعبه شيريني سفارشي من دستش است نگاهي مي‌كند و مي‌گويد: «چي شده؟ ديگه چي مي‌خواستي بشه؟ ملت راه افتادن توي خيابون دادار و دودور كه اهل محل ببينيد ما بچه‌دار شديم، خانمم حامله است بچه‌اش فلانه، وزنش بهمانه و...»
نه، انگار اوضاع خيلي خراب‌تر از آن چيزي است كه فكرش را مي‌كردم، ترجيح مي‌دهم تا اكبرآقا بيشتر از اين عصباني نشده سكوت كنم اما انگار اين بار خودش دلش مي‌خواهد حرف بزند تا سبك بشود.
«مي‌دوني چي شده؟ آقاي هم‌محله‌مون همون بنده خدايي كه دو سال قبل ازدواج كرد و با خانمش اومدن تو كوچه نونوايي نشستن، ديروز اومده مغازه با كلي ذوق و خنده‌اي كه بسته نمي‌شد برگه‌اي را از داخل كيفش درآورده داده به من ميگه اكبرآقا اين جواب آزمايش خانوممه. من از همه جا بي‌خبر هم با خودم گفتم حتماً خانومش بيمار بوده، دور از جونش سرطان داشته حالا خوب شده، بنده خدا مي‌خواد اين خبر خوب رو به من هم بگه. برگه آزمايش رو از دستش گرفتم و گفتم خدارو شكر كه سالمه خوبه ديگه؟ بر و بر من رو نگاه كرده ميگه مگه خانومم بيمار بود؟ ميگم نمي‌دونم والله آخه خودت گفتي برگه آزمايششه. با صداي بلند خنديده ميگه نه بابا اين برگه آزمايش بارداري‌ خانومم است. رفتم جواب تعيين جنسيتش رو گرفتم اما باز نكردم تا بيارم براي شما. من رو ميگي شوكه شدم؛ اول اينكه اين مرد چرا خبر باردار شدن همسرش را داره داد مي‌زنه، بعد هم حامله شدن زنش چه ربطي به من داره. با تعجب نگاهش كردم. ميگم خب مبارك باشه حالا چرا برگه رو به من ميدي؟ چرا نبردي به خودش نشون بدي؟ راست راست توي چشمام نگاه كرده ميگه اگه به خودش بگم كه ديگه سورپرايز نيست. آوردم براي شما تا لطف كني يك كيك درست كني كه از بيرون چيزي مشخص نباشه اما اگر شما ديدي داخل برگه نوشته جنسيت بچه پسره داخل كيك خامه آبي بزن ولي اگر نوشته بود دختره خامه صورتي بزن».
اكبرآقا كه ديگه غيرقابل كنترل شده بود با عصبانيت جعبه شيريني منو روي ترازو كوبيد و گفت: «يكي نيست بگه مرد حسابي، خوش‌غيرت من برگه تعيين جنسيت زن تو رو بخونم براش كيك درست كنم اما تو خودت قبل از مني نبيني؟ اصلاً اين قرتي‌بازيا چيه؟»
خواستم بعد از چند دقيقه سكوت حرفي بزنم، گفتم: «خب چرا اين رو به خودش نگفتي؟» اكبر‌آقا با همان عصبانيت در جواب گفت: «گفتم دختر‌جان، گفتم؛ ولي برگشته ميگه من آوردم شما ببيني تا من و همسرم با ديدن داخل كيك شگفت‌زده بشيم. پناه بر خدا از دست اين مسخره‌بازي‌هاي جديد. من كيك درست كنم خامه‌اش رو به خاطر جنسيت بچه رنگي بزنم و من شيريني‌پز قبل از پدر و مادرش ببينم كه بچه پسره يا دختر. حالا بماند از اينكه من موندم برگه آزمايش جنسيت بچه چه ربطي به كيك با خامه رنگي داره؟»

برش دوم:
مستند جنيني مال غربي‌هاست

 دكتر سارا منجزي جامعه‌شناس مي‌گويد: اينكه بعضي از رفتارهاي ما به واسطه شهري شدنمان تغيير مي‌كند طبيعي است اما نكته نگران‌كننده اينجاست كه بسياري از رفتارهاي ما نه تنها هيچ ربطي به سبك زندگي اين روزهايمان ندارد بلكه شده كپي‌برداري از نسخه زندگي اروپايي و امريكايي.
چند سالي است كه خانواده‌هاي اروپايي و امريكايي به‌واسطه سخت شدن شرايط زندگي تك فرزندي يا بي‌فرزندي را بر زندگي چندفرزندي ترجيح داده‌اند. اين انتخاب آنها امروز بعد از چند دهه نسل به نسل چرخيدن به خانواده‌هاي جواني رسيده كه دوست دارند فرزنددار بشوند اما طبق سنت پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هايشان بايد تك فرزندي بمانند.
براي مثال با نگاهي كلي به خانواده‌هاي امريكايي 70 سال پيش شما خانواده‌هاي كمي را مي‌توانيد ببينيد كه فرزند داشته‌اند. خانواده‌هاي 70 سال پيش غرب ترجيح مي‌دادند يا فرزند نداشته باشند يا اگر مجبور بودند تك فرزندي بمانند. 70 سال از سنت‌هايي كه بزرگ‌ترهايشان پايه‌ريزي كرده‌اند گذشته و نسل جديد آنها جوان‌هايي هستند كه چون خودشان عمو، دايي، عمه و خاله نداشته‌اند؛ چون جوان‌هايي هستند كه در تنهايي و درك نكردن حرف‌هايشان بزرگ شده‌اند ترجيح مي‌دهند ديگر چنين بلايي را بر سر فرزندان‌شان نياورند پس در نتيجه طوري كار مي‌كنند و تشكيل زندگي مي‌دهند كه بتوانند دو يا چند فرزند داشته باشند.
اين نسل جديد در زندگي غربي آنقدر سختي و تنهايي را تحمل كرده كه امروز وقتي مي‌بيند ازدواج كرده و همسرش فرزندي را باردار است ذوق مي‌كند، جشن مي‌گيرد. چون همه اطرافيانشان هم از نسلي هستند كه تنها بوده‌اند از شنيدن خبر بارداري يك زوج جوان به‌شدت ذوق‌زده مي‌شوند. همه اينها باعث مي‌شود چنين خبر مهمي را جشن بگيرند، دور هم جمع شوند، براي نوزاد تازه شكل گرفته هديه بخرند و... و البته نه به شكل‌هاي افراطي كه اين روزها در شهر ما باب شده است. آمدن فرزند اول و حتي فرزند دوم براي اين خانواده‌ها تا اندازه‌اي مهم است كه تلاش مي‌كنند لحظه لحظه 9 ماه را ثبت و ضبط كنند پس از تك تك رفتارهاي مادر، تغيير سايز كودك، خريدهاي وسايل كودك، لحظه بستري شدن بيمارستان و لحظه تولد نوزاد تصوير و عكس ثبت كنند.
آتليه حاملگي يا عكس‌هاي مربوط به دوران حامله بودن مادر يك نسخه كاملاً اروپايي است؛ اتفاقي كه در كشور ما حيا و اصالت مانع از وجود آن بوده است، اما اين روزها كپي‌برداري غربي باعث شده كه به سرعت از سر چشم و همچشمي در بين مردم زياد شود.
تزئين كردن شكم مادر نوزاد، همراه بردن تكه‌هاي وسايل سيسموني و حضور پدر يا كودك اول خانواده همه ايده‌هايي است كه در سبك زندگي غربي وجود داشته، تناسبي با زندگي ايراني و اسلامي ما ندارد و به زور وارد فرهنگمان شده است. حواس‌مان باشد آنقدر در اين اثناي ذوق كردن فرزند‌دار شدن عنان از كف ندهيم كه همه رفتارهايمان به‌جاي اينكه عاقلانه، پدرانه يا مادرانه باشد به رفتارهايي از سر رفاه، كپي‌برداري و بي‌حيايي تبديل شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها