ما بايد كيفيت دانشگاههاي مادر را افزايش دهيم تا بتوانيم به سطح جهاني برسيم و براي اين كار بايد تعداد دانشجوها كاهش يابد، ديگر اينكه تعداد واحدهاي درسي استاد كم شود زيرا استاد و مدرس با يكديگر تفاوت دارند. مدرس فقط درس ميدهد اما استاد بايد در درسها، تحقيقات خودش را ارائه كند بنابراين براي تربيت دانشجويان خلاق بايد وقت استاد صرف تحقيق شود. پس لازم است كه تعداد واحدهاي استاد از 14 واحد به 9 واحد كاهش يابد تا زيربناي آموزش در كشور را تقويت كرده باشيم.
اين معيار كه تحقيقات بايد حتماً كاربردي باشد تا بتوانيم پيشرفت كنيم هميشه هم درست نيست. شما در نظر بگيريد كه طرحهاي بعضي از رشتهها همچون رياضي و آمار واقعاً نميتواند وارد صنعت شود اما كاري كه يك رياضيدان ميكند مورد استفاده اساتيد رشته آبشناسي قرار ميگيرد و اين هنر يك استاد آبشناسي است كه بتواند از پيشرفتهاي رياضي و آمار در حوزه تخصصي استفاده كند.
يك راه ديگر براي پيشرفت، ارتباط با دانشگاهها و مجامع علمي بينالمللي است اما زيربناي تبادل با مجامع بينالمللي آماده نيست. براي اين كار انجمني هست كه اين انجمن هر سال سمينار دارد. بايد دانشمندان را به اين سمينارها فرستاد تا با دانشمندان ساير كشورها آشنا و زمينه تبادل تجربيات فراهم شود اما اكنون بودجه سفر اساتيد فقط جوابگوي سفر به كشورهاي نزديك و ارزان است. ما براي اينكه بتوانيم تحقيقات كاربردي را ياد بگيريم و ارائه دهيم بايد از تجربيات ديگران به نحو احسنت استفاده كنيم.
* استاد رشته آبياري دانشگاه شيراز