
دستگاه ديپلماسي كشور، در حالي خود را سخت با ماجراي هستهاي مشغول كرده كه در سوي ديگر به نظر ميرسد در برابر اقداماتي كه منافع ملي كشورمان را هدف قرار داده، انفعالی بيسابقه را دنبال ميكند.
درست در زماني كه اوضاع و تحولات منطقه غرب آسيا، درگير تحولاتي شگرف و سريع است كه ميتواند تأثير مستقيمي در آينده كشور داشته باشد، دولتهاي متخاصم غربي- عربي ميكوشند با درگير كردن كشورمان به مسائل پرونده هستهاي، عملاً حوزه عملكردي كشورمان را در موضوع تحولات منطقه غرب آسيا دچار چالش كنند. اين موضوع را ميتوان در تازهترين قطعنامه، كميته حقوق بشر مجمع عمومي سازمان ملل مشاهده كرد كه رأي مثبت به محكوميت دخالت ايران و روسيه در سوريه داده است. كميته حقوق بشر همچنين قطعنامهاي در نقض حقوق بشر در ايران تصويب كرد و خواهان برگزاري يك انتخابات شفاف پارلماني شد. اين در حالي بود كه دستگاه ديپلماسي كشور، سخت خود را درگير موضوع هستهاي كرده، به گونهاي كه عمدهترين تحولات در اين دستگاه كشور، معطوف به انتقاد از گزارش تازه آژانس بينالمللي انرژي اتمي در خصوص كاهش شمار سانتريفيوژها در تأسيسات هستهاي كشورمان و همچنين تلاش براي بسته شدن پرونده كشورمان در شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي بود. از اين رو همين تمركز بر موضوعات هستهاي بوده كه باعث شد، قطعنامه ضد ايراني كميته حقوق بشر سازمان ملل، با كمترين تلاش مقامات كشورمان براي جلوگيري از آن به تصويب برسد. اما سكوت مقامات وزارت خارجه كه منجر به تصويب اين قطعنامه حقوق بشري عليه كشورمان شد، در حالي است كه پيش از امضاي برجام، تحليلهاي زيادي در خصوص شيفت فشارهاي غربي از موضوع هستهاي به حقوق بشر در محافل سياسي مطرح بود. اين در حالي است كه روند تحولات عليه كشورمان و سكوت مقامات وزارت خارجه در اين خصوص، باعث شده كه جبههگيري غرب در خصوص حقوق بشر در كشورمان، تنها به حوزههاي داخل خلاصه نشود و سوريه نيز به موضوع تازهاي براي فشارهاي اين چنين عليه كشورمان تبديل شود. قطعنامهاي كه باعث محكوميت دخالت ايران و روسيه در سوريه شده در حالي با پيشنهاد عربستان و حمايت برخی كشورهاي عربي منطقه به تصويب رسيد كه نه تنها به نقش سازنده ايران و روسيه در مبارزه با گسترش تروريسم در منطقه به ويژه سوريه اشاره نشده بلكه ضمن حمايتاز تروريستهاي تکفیری كه اين روزها جهان را ناامن كردهاند، به محكوميت تلاشهاي كشورمان براي حمايت از دولت قانوني سوريه و بازگرداندن آرامش به اين كشور پرداخته است.
تقسيمبندي حقوق بشر داخلي و خارجي
در همين حال، حقوق بشر و موضوع حمايت ايران از تروريسم يكي از همان جبهههاي تقابلي است كه پس از حصول توافق ميان ايران و غرب در موضوع هستهاي، برجستهتر از هر زمان ديگري شد و حالا چند ماهي است كه در صدر اخبار بنگاههاي خبرپراكني بينالمللي عليه جمهوري اسلامي است. اين در حالي است كه طرح موضوعات حقوق بشري حربهاي به نسبت قديمي است كه از سوي كشورهاي غربي به طور معمول عليه كشورهاي مستقل استفاده ميشود تا از اين طريق به خواستهاي خود دست پيدا كنند؛ خواستهايي كه از طريق تخريب چهره يك كشور، عاملي براي ايجاد اجماع جهاني عليه آن ميشود.
خصومت غيرقابل پايان
روزهاي پرديپلماسي دولتمردان جمهوري اسلامي در حالي با ملاقاتهاي مختلف براي حل مسائل باقيمانده در پرونده هستهاي كشورمان و رفع تحريمهاي اقتصادي سپري ميشود كه تحركات در بلوك غرب حكايتكننده تغيير استراتژي فشار از موضوع هستهاي به سمت موضوع تروريسم و حقوق بشر است و اين واقعيت را ميتوان در عملكرد اخير سازمان ملل در خصوص كشورمان مشاهده كرد. اين واقعيت در حالي است كه پس از حصول توافق اوليه قابل پيشبيني بود و در حالي كه عدهاي امضاي اين توافق را پايان خصومت ميان ايران و غرب ميپنداشتند، در طرف مقابل بسياري اين خصومت را غير قابل اتمام ميدانستند و از ادامه تنشها ميان ايران و غرب با بهانههاي ديگر خبر ميدادند. حال گويي استدلالهاي طيف دوم به ثمر نشسته و با حل بخشي از تنشها ميان ايران و غرب در موضوع هستهاي كه به نظر ميرسد طي روزهاي آتي اعلام شود، پروندههاي ديگر ايران براي ادامه فشارها روي ميز سياستمداران غربي قرار گرفته تا اجماع جهاني درباره ايران از موضوع پرونده هستهاي به پروندهاي ديگر برود.
انتخابات؛ بهانه تازه غرب
نكته مهمتري كه در همين حوزه ميتوان به آن اشاره كرد، سكوت وزارت خارجه در موضوع دخالتهاي غرب در موضوعات داخلي كشورمان است، به نحوي كه غربيها در قطعنامه تازه خود به صراحت در امور داخلي كشورمان دخالت كردهاند. آنها از دولت ايران خواستهاند براي «برگزاري يك انتخابات معتبر، شفاف و همهشمول پارلماني» تلاش كند. قطعنامه در عين حال خواسته است كه به همه نامزدهاي انتخاباتي اجازه رقابت و به سازمانهاي مستقل ملي و بينالمللي اجازه نظارت بر انتخابات داده شود. اين اشاره قطعنامه به انتخابات پيشروي مجلس در اسفندماه سال جاري است و بيشك بيان چنين كلماتي در خصوص انتخابات پيش رو را ميتوان آغاز يك سلسله تلاش سازمان يافته براي تأثيرگذاري بر روند سياسي كشورمان دانست.
لزوم برخورد وزارت خارجه
حال تمام اين اتفاقات در حالي به وقوع پيوسته است كه همان طور كه اشاره شد، وزارت امورخارجه كشورمان محور تمامي تلاشهاي خود را در حوزه هستهاي متمركز كرده و به نظر ميرسد، جز بيانيهها و گفتههاي رسمي هيچ عملكردي در اين حوزه از خود نشان نداده است. اين در حالي است كه اگرچه قطعنامههاي حقوق بشري سازمان ملل عمدتاً جنبه سياسي و تبليغاتي دارند اما بيشك تأثيري مستقيم در ديدگاه و ذهنيت جامعه جهاني پيرامون كشورمان دارد و ميتواند زمينه ساز تحولات و اقدامات مؤثرتري را عليه كشورمان فراهم كند. از اين رو لازم به نظر ميرسد كه وزارت امورخارجه كشورمان در كنار تمامي رايزنيهاي خود، نيم نگاهي نيز به چنين پروژههايي داشته باشد و از طريق مسير گفتوگو و رايزنيهاي رسمي و غير رسمي كه اين روزها به گونه معتنابهي شاهد آن هستيم، به تقابل با اين سنگ اندازيهاي غربي- عربي بپردازد. علاوه بر اين بايد اين نكته نيز مورد تأكيد قرار بگيرد كه تمركز بيش از حد نسبت به موضوع هستهاي، نبايد زمينه ساز غفلت نسبت به موضوعات مهم ديگري همچون تحولات منطقهاي و طراحي فشارهاي تازه عليه كشورمان باشد.
همچنين نگاه به تحولات سريع در منطقه كه اين روزها با اثبات حقانيت كشورمان، به نفع انقلاب اسلامي و جبهه مقاومت در حال رقم خوردن است، اين موضوع را ضروري ميسازد كه وزارت امورخارجه در عرصه بينالمللي تحركاتي بيشتر به نفع جبهه مقاومت از خود نشان دهد و به دنبال ايجاد همبستگي بينالمللي به نفع اين جبهه باشد؛ موضوعي كه با توجه به عملكرد عربستان در تصويب قطعنامه عليه كشورمان در موضوع سوريه، به نظر ميرسد چندان مورد توجه ديپلماتهاي كشورمان نيست و عرصه در اختيار كساني قرار گرفته كه حاميان اصلي پديده تروريسم در منطقه هستند.