روابط بينالملل عرصهاي آكنده از پيچيدگيهاست كه عوامل عديدهاي در شكلگيري آن مؤثرند و ديدگاه تصميمگيرندگان يكي از اين عوامل است كه با فهم آن ميتوان به درك بهتر اين عرصه دست يافت. شناخت انقلاب اسلامي به عنوان يك پديده بينالمللي كه بازتابهاي وسيعي در روابط بينالملل داشت مستلزم درك انديشههاي رهبر كبير آن، امام خميني است. به عبارت ديگر درك صحيح اقدامات و موضعگيريهاي امام خميني و پيامدها آن در سطح بينالمللي در گرو شناخت چهارچوب فكري و ديدگاه ايشان است كه از آن ديدگاه به روابط بينالملل مينگريستند. اين امر مستلزم ارائه بحثي نظري پيرامون ديدگاه امام خميني نسبت به روابط بينالملل است و اين كتاب به همين منظور نگاشته شده است.
از آنجا كه تاكنون از اين بُعد به نظرات و افكار امام خميني كمتر پرداخته شده است و با توجه به فرصت محدود دوره دانشگاهي بيگمان اين كار خالي از نقص نخواهد بود، لذا تكميل آن در گرو تلاش ديگران است.
روابط بينالملل به عنوان يكي از شاخههاي دانش بشري نيز از اين امر مستثني نيست و در مطالعه و بررسي آن با ديدگاههاي گوناگوني روبهرو ميشويم كه در طول تاريخ شاهد آن بوده و كتابهاي تدوين شده در اين زمينه گوياي اين مطلب است. هر ديدگاهي بر اعمال و رفتار صاحبان آن ديدگاه اثر ميگذارد. بهگونهاي كه اقدامات متقابل انسانها و اقدامات متقابل كشورها ترجمان جنگ و جدال ديدگاههاي گوناگون نسبت به واقعيتهاي موجود است. از جمله حوادثي كه در پايان قرن بيستم ميلادي و ابتداي قرن پانزدهم هجري اتفاق افتاد، شكلگيري و پيروزي انقلاب اسلامي و به دنبال آن ايجاد نظام جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام خميني بود كه طيف وسيعي از خيزش اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي را در سطح داخلي، خارجي، منطقهاي و جهاني به دنبال داشت.
اين وقايع، مفاهيم و اصطلاحات جديدي مانند جهان اسلام، جهان مستضعفين و مستكبرين و اسلام ناب محمدي(ص) را به همراه آورد. چنين حوادثي همراه با مفاهيم جديدش بيانگر ايجاد يك جريان فكري و به عبارت صحيحتر احياي يك طرز تفكر اصولي بود كه منادي و احياگر آن، امام خميني به شمار ميرود. بهطور خلاصه بايد گفت كه حوادث و وقايع از يك سو و مفاهيم و نظريات از سوي ديگر منبعث از ديدگاهي است كه امام امت پيامآور و بيانگر آن بودند، زيرا نظريات و واقعيات دو روي يك سكه و متأثر از يكديگرند. در نتيجه، واقعيات كنوني در سطوح مذكور بيارتباط با ديدگاه جديد نيست. از آنجا كه هر گفتار و كرداري ناشي از ديدگاهي است، اين سؤال مطرح ميشود كه روابط بينالملل از ديدگاه امام امت چگونه قابل تحليل است؟
تاريخ تفكر درباره جهان و انسان، از جمله روابط بينالملل، تاريخ تضاد و جدال دو ديدگاه آرمانگرايي و واقعگرايي است. به نظر ميرسد كه ديدگاه حضرت امام در قالب هيچيك از دو ديدگاه مزبور نميگنجد. لذا ميتوان گفت امام خميني داراي ديدگاه خاصي بودند كه از آن ديدگاه به روابط بينالملل مينگريستند. ديدگاه ايشان نسبت به روابط بينالملل در چارچوب نگرش جامعهشناختي به نظام بينالملل روشنگر اين مطلب است.
در زمينه اهميت بحث، پيرامون اين موضوع بايد گفت، امام خميني نه به عنوان يك شخص، بلكه به عنوان يك جريان فكري مطرح بوده و شناخت ديدگاه ايشان نسبت به روابط بينالملل به معناي بيان ديدگاه و موضع اعتقادي يك جريان فكري بزرگ در دوران معاصر است. انقلاب اسلامي ايران يكي از حوادث مهم اين قرن و معرف و شاخص آن امام خميني است، همچنانكه مقام معظم رهبري، حضرت آيتالله خامنهاي «مدظلهالعالي» فرمود:«اين انقلاب، بينام خميني در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست.»