واسطهگري من براي ازدواج دانشجويان از سال 79 به تقاضاي دانشجويان در دانشگاه علوم پزشكي لرستان آغاز شد. يعني من به كلاس درس ميرفتم و در اين تعاملات احساس كردم دانشجويان حرفهايي دارند. به آنها گفتيم بيايند و حرفهايشان را بزنند. آنان دغدغه داشتند و ميگفتند:«ما نيازمند فردي هستيم كه جلو بيفتد و امر خواستگاري را انجام دهد. ما در اينجا دانشجو هستيم و براي اين كار در مراحل اول كسي را نداريم.» من با توجه به اين دغدغه، پذيرفتم كه اين مسئوليت را به عهده بگيرم. كار را شروع كرديم و نتايج بسيار خوبي گرفتيم. مشاورهها هم آغاز شد. يعني اينگونه نبود كه ما تنها با خانم يا آقايي صحبت كنيم. در مراحل و قدمهاي پيشتر متوجه شديم كه اينها حرفهايي دارند و از طرفي هم نيازمند مشاورههايي هستند. اين امر را هم شروع كرديم. در ادامه مسير هم خود تجربه كرديم و در اين راه آزموده شديم و هم بچهها راحتتر راه ميافتادند. شروع كار ما در سال 1379 در دانشگاه علوم پزشكي لرستان بود. من يك سال و هفت ماه در اين دانشگاه به اين فعاليت مشغول بودم. اين كار را ادامه داديم و به دانشگاه علم و صنعت آمديم. در تهران كمي ديپلماتيكتر و منظمتر با كمك تشكلها و بعضي از كارمندان و حتي اساتيد كار را ادامه داديم. اين بخش از باقي كار قويتر بود. اين مرحله حدود شش سال و اندي در دانشگاه علم و صنعت به طول انجاميد. اين امر روز به روز گسترده و با ارقام و اعداد بالاتري ادامه يافت. بسيار براي ما براي مراجعهكنندگان هم خوشايند بود.
امروز حدود هفت سال است كه در دانشگاه خواجه نصير اين كار را انجام ميدهيم. روز معارفه خودم هم در دانشگاه علم و صنعت و هم در دانشگاه خواجه نصير از اين مسئله سخن گفتم و تأكيد كردم كه من اين كار را بلدم. بعضي در همان جلسه گوشهايشان تيز شد و در برخي موارد همكاريها بيشتر شد. در دانشگاه خواجه نصير كار به قدري گسترده شد كه ما از مسئولان دانشگاه درخواست كرديم براي انجام بهتر اين كار نيروهايي را در اختيار ما قرار دهند. در دانشگاه خواجه نصير هم به جاي يك نفر، دو نفر در اختيار ما قرار داده شد. هيئت رئيسه، مديريت و شخص رئيس دانشگاه همكاري خوبي داشتند. دو كارمند و يك اتاق و يك زونكن و سيستم تقريباً پيشرفتهاي به ما دادند. الان هم زونكن داريم و هم سايت مدار بسته. خودمان ورود كرده، جستوجو ميكنيم و اطلاعاتي را كه متقاضي ميخواهد در اختيار او ميگذاريم.
يعني براي اينكه او فرد مورد نظرش را بهتر پيدا كند به او كمك ميكنيد؟ اين جستوجو چه مكانيسمي دارد؟
اطلاعاتي را كه مورد درخواست است به او ارائه ميكنيم. مثلاً فردي مراجعه و خود را معرفي ميكند. سن خود را ميگويد و مثلاً ميزان مذهبي بودنش را. و از ما ميخواهد فردي را با اين مشخصات ميخواهم و بهتر آنكه همشهري ما هم باشد. نتايج جستوجو را به او ارائه ميكنيم. موارد را با او در ميان ميگذاريم. او هر كدام را كه ميپسندد انتخاب ميكند. ما براي او رايزني و دوندگي ميكنيم. الان يك كارمند خانم و يك كارمند آقا هر روز از ساعت هشت صبح تا چهار بعداز ظهر به جز روزهاي پنجشنبه و جمعه كارشان همين است.
آقاي فضلعلي! گروههاي دانشجويي چه فرقي با ديگر گروهها و جوانان در ديگر گروههاي اجتماعي داشتند كه شما احساس كرديد لازم است براي آنان كه فعاليتي خاص انجام شود؟
فرقي نميكردند اما محل خدمت ما دانشگاه بود و با دانشجويان و جوانان سر و كار داشتيم. اين فعاليت به همين دليل در اين مكان رقم خورد. از سوي ديگر بيشترين حجم جمعيت جوان خواستار ازدواج، در دانشگاهها هستند. در واقع اين امر باعث شد كه در اين مكان احساس نياز براي فعاليتهايي از اين دست آغاز شود. اتوماتيكوار اين كار انجام شد. ما هم چندان به دنبال اين فعاليت نبوديم. از ما خواستند و ما هم ورود پيدا كرديم. با آغاز كار و بررسي نتايج ديديم كه جواب ميدهد و الحمدلله كار، انجام ميشود. به همين دليل فعاليتها روزبهروز بيشتر شد. در سالهاي قبل كه من خودم به تنهايي اين فعاليت را دنبال ميكردم زونكنها را از دانشگاه به منزل و از منزل به دانشگاه ميبردم. يعني گاهي شبها هم دو تا چهار ساعت دنبال ميكردم كه زمينه دو ازدواج را براي فردا فراهم كنم. يعني طيف جمعيتي و آماري خواهان ازدواج در دانشگاهها كه ما كار ميكنيم بيشترند و زمينه براي اين كار در اين نهاد بيشتر فراهم بود.
يعني نهادي كه شما مديريت ميكنيد در واقع برآمده از نوعي برنامهريزي در سطح كلان دولتي و بالادستي نيست، يك ابتكار شخصي است؟
بله يك ابتكار شخصي است. اما دانشگاهها نيز در برابر برنامههاي ما و فعاليتها به ما «نه» نگفتند. در بسياري از موارد با ما همكاري كردهاند. حتي گاهي در زمينه مالي كمك كردهاند. مثلاً ما بودجهاي را درخواست كرديم تا كارگاهي در اين زمينه راه بيندازيم. براي برگزاري جشن ازدواج نيازمند كمكهاي مالي بوديم. در اين زمينهها همكاري ميشد و هدايايي نيز در نظر گرفتند. به هر حال نه فقط به ما «نه» نگفتند و سنگ اندازي نكردند بلكه در زمينههايي كمك كردند و همين امر براي ما غنيمت است.
اينكه يك نهاد متولي براي ازدواج دانشجويان وجود ندارد و اين موضوع در برنامهريزيهاي كلان دولتي مغفول مانده آيا عاملي نبود كه انگيزه شخصي شما برانگيخته شود و دست به اين فعاليت بزنيد؟
يقيناً يكي از عوامل همين مورد بوده است. اينكه جايگاه و نهاد و سيستمي كه بتواند كار دانشجويان را راه بيندازد نبود. اگر چنين نهادي وجود داشت ما نيز وقتي دانشجويان به ما مراجعه ميكردند آنها را به اين نهاد ارجاع ميداديم و ميگفتيم كه چنين نهادي تأسيس شده و وجود دارد و بالطبع ميتواند كمكهاي بهتر و سيستماتيكتري به شما در امر ازدواج داشته باشد. اما اين نهاد وجود نداشت و نياز و تقاضا هم به وفور بود. واقعاً دانشجويان تشنه اين همكاري و فعاليت بودند. بچهها نيازمند فرد يا افرادي بودند كه نقشي كدخدامنشانه ايفا كنند. در مراحل ابتدايي و پيش از اينكه خانوادههاي هر دو طرف وارد شوند نقش پدر و مادر هر دو سو را داشته باشد. جاي اين نهاد خالي بود و هنوز هم جاي اين فعاليت خالي است. ما در مجموعه خودمان اين كارها را سالهاي سال تكرار كردهايم و خدا را شكر امروز دارد يك نگاه جديد به اين قضيه ميشود.
يعني به ما از بالا دستور دادهاند كه نهادهاي مقام معظم رهبري در دانشگاهها به اين قضيه اهميت بدهند و در فعاليتهاي خود براي اين امر جايگاهي را اختصاص دهند و براي تسهيل در امور از دانشگاه، كمك بگيرند. ما قبلاً اين دستور را نداشتيم. اخيراً مقام معظم رهبري هم به اين قضيه اشاره كردند. به دنبال اشاره ايشان برخي از نهادها به ويژه نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه هم بيشتر در اين زمينه فعاليت ميكند.
به نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها اشاره فرموديد. اين نهاد پيش از اين چه برنامههايي و امروز چه برنامههايي دارد؟
قبلاً فعاليتهايي كه گفته شده بود در حد مشاوره بود. يكي از وظايف ما مشاوره دادن به دانشجو، كارمند و استاد بود. اما در سالهاي اخير لفظ مشاوره ازدواج پررنگ شد. يعني گفته شد كه بايد به اين حوزه ورود بيابيم و به اين امر اهميت بدهيم. البته خود ما كه قبلاً به اين حوزه ورود كرده بوديم و حدود 15 سالي در اين زمينه فعاليت ميكرديم. اما الان حدود چهار، پنج سالي است كه نگاه بهتر و رويكرد جدي و جديد، قشنگي را شاهد هستيم و الحمدلله اين امر روز به روز در حال گسترش است.
آيا تيپهاي مختلف دانشجويي به شما مراجعه ميكنند يا اكثريت كساني كه از اين نهاد جهت اين فعاليت، مشاوره و كمك ميخواهند در زمره چهرهها و تيپهاي مذهبيتر دانشگاهها هستند؟
همه طيفها از دانشجويان، جوانان و خانوادهها به ما مراجعه ميكنند. اما شايد بتوان گفت بيشتر كساني كه به ما مراجعه ميكنند در طيف بچههاي مذهبي هستند اما اين انحصار ندارد. يعني اينطور نيست كه فقط اين بچهها به ما مراجعه كنند. همه طيفها و تيپها هستند اما بيشتر بچههاي مذهبي.
به هر حال فعاليتها در اين زمينه همانگونه كه گفتيد نيازمند بودجه و صرف هزينه است. پرسش من اين است كه آيا شما يا مجموعه تحت مديريت شما از مراجعهكنندگان مبلغي هم دريافت ميكند؟ يا مثلاً در مراحل بالاتر بعد از جستوجو و يافتن مورد، مبلغي را براي خدماتي كه به آنها ارائه ميشود ميپردازند يا اينكه به طور كلي فعاليتهاي شما و خدمات براي دانشجويان رايگان است و نهاد دانشگاه و نهادهايي از اين دست در برخي موارد كمكهايي را به شما داشتهاند؟
بسيار سؤال خوبي كرديد. ما تا به امروز كه حدود 15 سال است كه اين فعاليت را دنبال ميكنيم ريالي از كسي براي اين خدمات دريافت نكردهايم. اين فعاليتها كاملاً رايگان انجام ميشود.
يعني خود مراجعهكنندگان هم اظهار تمايل نكردهاند كه مثلاً براي كمك به اين نهاد و تسهيل امر براي ديگران كمكي در اين زمينه داشته باشند.
گاهي مراجعهكنندگاني بودهاند و تعارفاتي هم در اين زمينه كردهاند ولي ما به آنها گفتهايم كه ما در دانشگاه هستيم. حقوقمان را از نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها دريافت ميكنيم. براي اين خدمات هم هيچ وجهي از كسي دريافت نخواهيم كرد. گاهي براي قدرداني و تشكر كساني يك جعبه شيريني آوردهاند و ما هم آن جعبه شيريني را همان جا در ميان مراجعهكنندگان و كارمندان در خود دانشگاه توزيع كردهايم.
فعاليتهاي شما در اين حوزه بيترديد برايتان تجربياتي را به ارمغان آورده است. ميخواهيم بدانيم با توجه به تجارب شما امر ازدواج دانشجويي و زندگي زناشويي چه آسيبهايي را دارد و بايد در اين زمينه نسبت به چه مواردي حساسيت داشت و اهميت قائل شد؟
اين سؤال پاسخ حساسي دارد. با اين همه من به آن اشاره ميكنم و اميدوارم مفيد باشد. ممكن است اين سخنان براي برخي قابل هضم نباشد. شما ميگوييد اين كار هر روزه ماست و ما هر روز زيانهاي آن را ميبينيم. به هر حال من تجربيات خودم را در اين زمينه ميگويم و اميد دارم كه به صورتي بتواند كمك كننده باشد. سربسته عرض ميكنم يكي از مواردي كه از عوارض زندگي امروز است اشتغال خانمهاست. يعني آن موردي كه در بسياري از طلاقها نقش ايفا ميكند و در مشاورهها و مراجعات مكرر در دانشگاهها از جمله همين دانشگاه خواجه نصير يا در تجربه قبلي در دانشگاه علم و صنعت شاهد بودهايم اين است يكي از عوامل اصلي يا شايد اولين عامل براي طلاقها و جداييها موضوع اشتغال بانوان بوده است، چراكه خانمي كه شاغل است بايد به طور منظم سر كار برود. خسته از محل كار خود بر ميگردد. درآمد دارد ولي به وظايف ديگرش به طور كامل نميرسد. به هر حال تجربياتي كه در طول اين دوران داشتهايم اين بوده است كه موضوع اشتغال بانوان موجب بسياري از مشكلات و عامل طلاقهاي زيادي بوده است. البته بايد در اينجا تأكيد كنم كه ما مخالف اشتغال بانوان نيستيم. بحث ما پايداري و عدم تزلزل زندگي زناشويي است و اين به هر حال واقعيتي است كه وجود دارد. دومين عامل تحصيلات خانمهاست. تحصيل چيز خوبي است و امروزه بسياري از بانوان ما در اين زمينه پيشرفتهاي خوبي داشتهاند. اما خانم روز اول ميگويد ميخواهد ادامه تحصيل بدهد. مثلاً تا مقطع ارشد درس بخواند و دكتري بگيرد. خود اين تقاضا براي ادامه تحصيل در مراحل بالاتر گرچه كمرنگتر از عامل قبلي است اما يكي ديگر از عوامل مهم و تأثيرگذار در زندگي زوجهاي جوان بوده و در برخي موارد نقش منفي ايفا ميكند. نكته سوم كه بحث بسيار مهمي است و جايگاه ويژهاي دارد بالا رفتن سن ازدواج است. يكي از عوارض بالارفتن سن ازدواج اين است كه زوجها در اين شرايط تجربياتي دارند و گاهي بهانهجويي ميكنند و به دنبال ايدهال ميگردند. ما اعتقاد داريم كه به جز ائمه معصومين (ع) كسي نميتواند ادعا كند كه ايدهآل است. سن كه بالا رفت و تجربهها كه زياد شد و بهانهجوييها كه آغاز شد با زندگي بازي ميشود. تجربيات تلخ و شيريني براي زوجهاي جوان در اثر بالارفتن سن ازدواج پيش ميآيد. مقايسه ميكنند و موضع نادرست ميگيرند. اينها به نظر ما از مهمترين عوامل جداييها و آسيبهايي است كه بايد نسبت به آنها هوشيار بود.
شما درباره آشنا كردن زوجهاي جوان صحبت كرديد و اينكه امكان آغاز زندگي زناشويي برخي از مراجعهكنندگان را فراهم كردهايد. آيا شما بعد از ازدواج نيز اين موارد را رصد ميكنيد و برآورد يا آماري از ميزان موفقيت اين روش داريد؟
من به كارمنداني كه با ما در اين نهاد كار ميكنند و در برخي موارد نقش راهنما را بازي ميكنند تأكيد كردهام زوجهايي را كه از طريق ما امكان ازدواج آنها فراهم شده دعوت كنيد تا من با آنها صحبت كنم. من به اين زوجها مشاورههايي ميدهم و عمدهترين آن 10 جمله يا 10 كليد خوشبختي است كه براي زندگي بهتر به آنها ارائه ميشود.
مثلاً چه مواردي است. اگر ممكن است به برخي از آنها از باب مثال اشاره بفرماييد.
مثلاً ما در اين مشاوره بعد از ازدواج چند كليد به آنها ميدهيم. مثل صداقت، مردانگي، رگ خواب، شمع و پروانه، حفظ اسرار و... درباره هر كدام از اينها توضيحاتي ميدهيم و با پسر و دختر آماده عقد يا بعد از عقد صحبت ميكنيم. ما به مراجعهكنندگان به صورت شوخي و جدي ميگوييم كه «ما در اين جا خدمات پس از فروش هم داريم.» به آنها گوشزد ميكنيم كه اگر در جريان زندگي زناشويي با هم اختلافي پيدا كرديد به خانوادههايتان مراجعه نكنيد به ما مراجعه كنيد.
چرا توصيه ميكنيد به خانوادهها مراجعه نكنند؟
به اين دليل كه خانوادهها بهرغم آنكه دلسوز هستند اما در اختلافات هر كدام ميخواهند طرف فرزندان خود را بگيرند. اين امر موجب گسترده شدن يا عميقتر شدن مشكلات ميشود. ولي ما در اين زمينهها سوگيري نداريم. طرفداري هيچكدام را نميكنيم. ما جانب حل قضيه را ميگيريم. اين روش را بارها امتحان كردهايم و بارها نتايج مثبتي گرفتهايم. ما با اين روش موفق شدهايم برخي از اختلافات ميان زوجهاي جوان را كه مشكلاتي را هم به وجود آورده بود حل كنيم. اين روش تا به حال جواب داده است. عدهاي آمدهاند. ما دخالت كردهايم و خدا را شكر ماجرا حل شده است.
آيا قصد نداريد اين نهاد و اين تجربه را كمي گسترش دهيد؟ مثلاً نهادي با دعوت از كارشناسان و مشاوران روانشناسي ازدواج، نهادهاي دولتي و حتي برخي نهادهاي اقتصادي داشته باشيد؟
هر كجا از من دعوت كردهاند و زمينهاي فراهم شده و از من خواستهاند رفتهام. حتي در برخي از موارد يكي از كارمندان را براي راهاندازي اين سيستم فرستادهايم. در مواردي از كارمند خود خواستهام از صفر تا صد كار را براي متقاضيان اجرا كند تا با مراحل كار آشنا شوند و روشها را از نزديك ببينند. خود بنده هم هر كجا دعوتي صورت گرفته براي سخنراني حاضر شدهام. از سوي نهادهايي مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، از سوي دانشگاهها و نهادهاي گوناگون دعوتها و درخواستهايي براي استفاده از اين روش شده كه ما نيز استقبال كردهايم و همكاريهاي خوبي هم داشتهايم.
به هر حال در كشور ما در امر ازدواج نهادها و كرسيهاي گوناگوني در دانشگاهها و در حوزه پزشكي فعال هستند. آيا شما در امر مشاوره ازدواج از دستاوردهاي روانشناسي ازدواج و تجربيات جهان جديد در امر ازدواج استفاده كردهايد يا اينكه به طور كلي با استفاده از آموزههاي ديني و با استعانت از آيات و روايات كار را پيش بردهايد؟
خود من فارغالتحصيل مؤسسه آموزشي - پژوهشي امام خميني (ره) متعلق به حضرت آيتالله محمدتقي مصباح يزدي در قم هستم. ما در اين حوزه در كنار درسهاي حوزوي حدود هفت، هشت واحد روانشناسي را گذراندهايم. اگرچه در حد كم اما كارآمد. ولي در جريان كار آموزههاي ديني، بيشتر به كارمان آمد. در ادب و آداب خانواده به هر حال دستمان از علوم و روانشناسي جديد و غربي خالي نبود. روشهاي ما تلفيقي بود از دستاوردهاي علم روانشناسي و آموزههاي دين. اما آيات و روايات و آموزههاي ديني و احاديث غالب بود. بيشتر از دين استفاده كرديم. كمي هم روانشناسي و علم. به هر حال در اين زمينه ما سعي كردهايم با پسر و دخترها به گونهاي برخورد كنيم كه اگر زمينه ازدواج آنها فراهم شد كه عالي است. اگر هم با هم آشنا شدند اما تشخيص دادند كه نميخواهند زندگي زناشويي با هم داشته باشند روي همرفته از ما گلايه مند نباشند.
شما به طور كلي در آموزهها و مشاورهها از چه مواردي سخن ميگوييد؟ ميتوانيد بخشهايي از آنها را براي ما نيز بگوييد؟
بله. ما ساعتي را در نظر گرفتهايم با عنوان مشاوره بعد از ازدواج. چهار مرحله را در اين فرصت تعريف كردهايم. اول بيان فاكتورهاي هم كفوي. دوم راههاي شناخت طرف مقابل. سوم كليدهاي خوشبختي و چهارم راههاي اصلاح طرف مقابل. البته برخي مسائل متفرقه هم هست كه به مهريه، جهيزيه، خريد، تالار، نوع برگزاري مراسم و. . . ميپردازد كه مسائلي است كه ميتواند موجب ايجاد مشكل و گره در روابط زناشويي شود و ما آنها را در اين ساعت مطرح ميكنيم. ما به زوجهاي جوان توصيه ميكنيم كه در صورت بروز اختلاف از «شفافگويي» استفاده كنند. ما درباره برخي موارد مثل همين شفاف گويي، نامهنگاري، كنايه گويي، واسطهگري و... صحبت ميكنيم. سادهترين راه، شفافگويي است كه خود آن چهار مرحله دارد كه البته در اين جا مجال طرح همه آنها نيست. به هر حال ما روشهايي را به كار ميگيريم كه موجب تداوم زندگي و جلوگيري از جدايي و طلاق شود.
و سخن آخر؟
ميخواهم در اينجا بگويم كه واقعاً لذتي كه من از اين ازدواجها ميان زوجهاي جوان ميبرم با هيچ لذتي در دنيا قابل مقايسه نيست. فكر نميكنم عروس و دامادها از هم اين همه لذت ببرند كه من از سرگرفتن ازدواج دو جوان ميبرم. بارها گفتهام كه من حاضرم شغلم را رها كنم و تمام وقت براي اين امر انرژي بگذارم. من از ازدواج و خوشبختي ديگران لذت ميبرم.