کد خبر: 753381
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۲
هر تفكر خاص ايجاد احساسات مختلفي مي‌كند كه اين احساسات در پي نتيجه‌گيري‌هاي مختص همان تفكر به وجود مي‌آيد.

تفكر براي اينكه بتواند به يك نتيجه منجر شود بايد مراحلي را طي كند. وسواس نيز به عنوان يك بيماري عصبي يا بهتر بگوييم «يك درگيري ذهني و فكري» كه به درگيري‌هاي رفتاري منجر خواهد شد، داراي مراحلي است. در وسواس نيز نوع تفكرات و ذهنيات فرد درگير و نتيجه‌گيري‌ها مهم است. از همين رو توجه و بررسي مراحل و فرآيند‌هاي منتهي شده به نتيجه و در نهايت درگيري وسواس فكري بسيار داراي اهميت است.

انسان به وسيله حواس پنجگانه خود با محيط در ارتباط است و اين حواس هر يك به نوبه خود تأثيرات خاصي را بر ذهن مي‌گذارند و در نهايت باعث شكل‌گيري حافظه و تجارب مي‌شوند. اگر كسي با ديدن شيئي خاص وسواسي شود اين امر تنها به خاطر ديدن شئ و نقش بستن آن در ذهن به وجود نيامده است بلكه در لحظه ديدن شيء يكسري جريانات عصبي پيچيده در مغز به راه مي‌افتد و در كل موجب تشكيل يكسري فرآيند‌هاي خاص مي‌شود كه نتيجه اين فرآيندها ممكن است به شكل‌گيري وسواس بينجامد. فرضاً شخص وسواسي يك شيء خاص را مي‌بيند و تصوير شيء در ذهن فرد با تصويري مشابه يا قضيه و تجربه‌اي كه از قبل در ذهن فرد بوده است آميخته شده و منجر به ايجاد يك ذهنيت خاص از شيء مشاهده شده مي‌گردد كه حالا اين ذهنيت در افراد وسواسي به شكل يك درگيري ذهني بروز و رشد مي‌كند و فرد را وادار به عكس‌العمل‌ها و واكنش‌هاي غير‌نرمال مي‌كند. فرآيند بعدي كه در ذهن بلافاصله بعد از اين مرحله مي‌آيد فرآيند نتيجه‌گيري است. مثلاً فلان شيء ظاهر كثيفي دارد، پس آلوده بودنش به ميكروب حتمي است و بايد آن را پاك كرد يا از آن دوري كرد. اين ذهنيت كه اغلب هم همراه با نتيجه‌گيري‌هاي وسواس‌گونه و همچنين داراي شك و بد‌بيني است، در افراد وسواسي ديده مي‌شود. ما در يك فرد نرمال چنين نتيجه‌گيري‌هايي را در خصوص بسياري از اشياي اطراف خود نمي‌بينيم. علاوه بر فرآيند‌هاي ياد شده، وسواس‌گرايي در نتيجه گردهمايي عوامل بسياري به وجود مي‌آيد. اين عوامل شامل عوامل دروني و بيروني است. وجود آمادگي‌هاي مغزي، محرك‌هاي محيطي، اضطراب مستمر و عواملي اينچنيني همگي دست به دست هم مي‌دهند و زمينه بروز وسواس‌هاي ذهني و فكري را مهيا مي‌كنند. از ديگر فاكتورهايي كه در القاي ذهنيات وسواس گونه دخيل است؛ ارتباط حسي فرد با كنش‌هاي فيزيكي و غير‌فيزيكي با جهان پيرامونش است. براي مثال حسي كه در لمس يك وسيله يا ديدن يك منظره براي فرد ايجاد مي‌شود، حاصل ربط دادن آن به يك حالت يا يك تجربه توسط ذهن فرد است. اين پروسه در ذهن يك فرد وسواسي گونه‌اي منفي به خود مي‌گيرد.

شايد بتوان به آن چيزي كه ميان حس و تجربه منفي پل مي‌زند، عادت گفت كه اين عادت، نتيجه كاركرد زيستي، عصبي و رواني مغز فرد است. علاوه بر اين كاركرد طبيعي كه در همه انسان‌ها وجود دارد، تربيت خانوادگي، اجتماعي و زيرساخت‌هاي فرهنگي و در كل عوامل محيطي هم بر ارتباط حسي فرد از عوامل پيرامون خود و در مواردي ايجاد وسواس فكري و رفتاري تأثير‌گذار است.

پر واضح است كه در صورت قرار‌گيري فرد در محيط‌هاي تنش زا و به خصوص زندگي در ميان افراد داراي وسواس‌هاي فكري و ذهني فرد را به سمت تشويش و اضطراب، ترس از درست انجام نگرفتن كارها و به دنبال همه اينها به وسواس فكري سوق مي‌دهد. فرد علاوه بر يادگيري رفتار‌ها و افكار وسواسي از اطرافيان به صورت اكتسابي و همچنين عادت در مواردي هم مجبور به تقليد از ذهنيت و واكنش‌هاي اطرافيان مي‌شود تا كمتر مورد باز‌خواست و نگرش‌هاي منفي واقع شدن و قضاوت‌هاي وسواس‌گونه و نادرست افراد وسواسي اطراف خود قرار گيرد! اينجاست كه افراد وسواسي موجب آسيب‌پذيري اطرافيان خود نيز مي‌شوند و با ادامه اين روند، شاهد شكل‌گيري گروهي بزرگ از افراد درگير با وسواس‌هاي فكري و رفتاري در سطوح مختلف خواهيم بود كه برگشت‌پذيري و درمان آنها با توجه به پيچيدگي‌هاي افراد و ارتباطاتشان در يك گستره بزرگ، تقريباً امري ناممكن خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها