کد خبر: 751919
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۴
دكتر محمدهاشم پوريزدان پرست

مقدمتا بايد بدين نكته اشاره كنم كه با گسترش انقلاب و مردمي شدن آن، تا پيروزي انقلاب و پس از آن نيز به علت نيازي كه به نيروهاي انقلابي براي حضور در صحنه‌هاي گوناگون و حفظ انقلاب به وجود آمد، ارتباط دانشجويان با يكديگر به حداقل رسيد، اما با پيروزي انقلاب و باز شدن مدارس و دانشگاه‌ها، به‌خصوص در مهر 1358 و با شروع توطئه‌هاي عظيمي كه دشمنان داخلي و خارجي براي براندازي انقلاب از طريق دانشگاه‌ها و مدارس طراحي كرده بودند و جذب نيروهاي جوان، به‌ويژه دانشجويان و دانش‌آموزان با طرح شعارهاي فريب‌كارانه، خصوصاً شعار مبارزه با امريكا و امپرياليسم توسط آنان و استفاده از احساسات انقلابي جوانان دانشجو و دانش‌آموز با سياست‌هاي مسامحه‌كارانه دولتمردان ليبرال و در نتيجه گسترش وسيع گروهك‌ها، دانشجويان مسلمان كه با راهنمايي‌هاي امام و ديدن حوادث ماه‌هاي گذشته به‌خوبي به دروغين بودن اين شعارها و وابستگي بسياري از اين دسته‌جات و گروهك‌ها به امريكا پي برده بودند، به دنبال چاره‌اي مي‌گشتند تا وظيفه خود را نسبت به انقلاب انجام بدهند. با دستور امام در دهم آبان، بهترين مكاني كه دانشجويان مي‌توانستند براي تهاجم به امريكا در داخل ايران در نظر بگيرند، سفارت امريكا بود. اين سفارت برخلاف عرف ديپلماتيك مركز تمام توطئه‌ها و برنامه‌هاي براندازي و ايجاد مشكلات مرزي و تهاجم مطبوعاتي، سياسي و نظامي به انقلاب بود. برنامه اوليه طراحي‌شده نيز تنها يك گروگانگيري سه روزه جهت اعلام اعتراض به نظام سلطه‌گري بود كه به‌‌رغم 25 سال تسلط بر سرنوشت مردم ايران و به‌رغم پيروزي آنان در انقلاب باز دست از دخالت در امور كشور برنداشته بود و شاه جنايتكار را براي تداوم توطئه‌ها به كشور خود برده و پناه داده بود.

دانشجويان پس از شناسايي ساختمان‌هاي داخلي سفارت كه از بعضي ساختمان‌هاي روبه‌روي سفارت و اتوبوس‌هاي دو طبقه‌اي كه از مقابل آن مي‌گذشت و نيز ورود به سفارت به بهانه اخذ ويزا امكانپذير شد، نقشه عملياتي تسخير را طراحي كردند. با توجه به اينكه در روز 13 آبان راهپيمايي عظيمي توسط دانش‌آموزان، دانشجويان و ساير مردم به سمت دانشگاه تهران انجام مي‌شد و امام نيز با دادن پيامي در اين باره موجب گرمي بيشتر اين راهپيمايي شده بودند و حتي از آقايان روحاني خواسته بودند در سراسر كشور همراه با دانشجويان و دانش‌آموزان در اين راهپيمايي شركت و توطئه جدايي حوزه و دانشگاه را بدين وسيله نقش بر آب كنند. در اين مقطع زماني راهپيمايي‌هاي زيادي هر روزه انجام مي‌شد و حتي هر روزه راهپيمايان در مقابل سفارت امريكا تجمع و با دادن شعار به بردن شاه به امريكا اعتراض مي‌كردند تا راهپيمايي دانشجويان امري عادي تلقي شود. انتخاب اين روز و همراهي با راهپيمايي مردم نيز پوشش بسيار خوبي بود تا امريكايي‌ها را هم سردرگم كند و آنان نتوانند از تسخير لانه جاسوسي خود تا آخرين لحظات مطلع شوند. تجمع دانشجويان كه متشكل از دانشجويان چهار دانشگاه بزرگ شهر تهران، يعني تهران، صنعتي شريف، شهيد بهشتي (ملي) و اميركبير (پلي‌تكنيك) بودند، ابتدا در چهارراه بهار ـ طالقاني انجام شد و از آنجا راهپيمايان در خيابان طالقاني به سمت دانشگاه تهران واقع در انتهاي خيابان آغاز شد. با توجه به اينكه خيابان طالقاني با دوربين‌هاي مدار بسته بزرگ و قابل رؤيتي كه روي ديوارهاي سفارت نصب شده، كاملاً تحت كنترل بود، راهپيمايي كاملاً بايد عادي انجام مي‌شد. وسايل مورد نياز بريدن قفل و زنجير در ورودي مخفيانه حمل مي‌شد و خواهران دانشجوي چادري بهترين محمل براي اين موضوع بودند. با رسيدن به در اصلي سفارت دانشجويان به‌طور طبيعي به راهپيمايي خود ادامه دادند و مأموران شهرباني كه در كنار در ايستاده بودند با توجه به اينكه اين راهپيمايي و تظاهرات كوچك 450 نفره برايشان امري بسيار طبيعي و عادي بود، با بي‌تفاوتي ناظر آن بودند. با گذشتن تعدادي از دانشجويان از مقابل در اصلي سفارت و در حالي كه دانشجويي مشغول فيلمبرداري و ديگري مشغول عكسبرداري از صحنه بود، دستور تهاجم توسط يكي از دانشجويان كه مسئول اين كار بود، داده شد. تهاجم به سمت در آغاز شد و تعدادي از دانشجويان با سرعت از ميله‌هاي در بالا رفتند و از سوي ديگر آن به پايين پريدند و دو طرف در را در اختيار خود گرفتند. مأموران شهرباني كه با اين عمل ناگهاني مواجه شده بودند، هاج و واج ماندند و نمي‌دانستند چه عكس‌العملي بايد نشان بدهند. آهن‌برهاي بزرگ از زير چادر خواهران دانشجو بيرون آورده شد و با سرعت زنجيرهاي در ورودي بريده شدند و در لانه جاسوسي روي دانشجويان باز شد و آنان تهاجم خود را به سمت ساختمان‌هاي سفارت آغاز كردند. با توجه به اينكه امكان ورود افراد ديگري كه معمولاً با راهپيمايي‌ها همراه مي‌شدند به سفارت وجود داشت، قرار بود هر يك از دانشجويان عكس‌هاي كپي‌شده از امام را به گردن خود بياويزند و بازوبندهايي را كه از قبل آماده شده بود به بازوي خود ببندند. بلافاصله با اين اقدام افراد غير دانشجو از سفارت به بيرون هدايت شدند و پس از بسته شدن مجدد در ورودي و در حالي كه باران نم‌نم شروع به باريدن كرده بود، تهاجم به سمت ساختمان‌هاي موجود در سفارت براي تصرف آنها آغاز شد. دانشجويان در لحظات اوليه توانستند تمامي ساختمان‌هاي موجود در محوطه سفارت را به تصرف خود در آورند، اما با توجه به اشرافي كه نگهبانان سفارت از طريق دوربين‌هاي مدار بسته به تمام درها و محوطه و حتي خيابان‌هاي اطراف داشتند، سريعاً درهاي ساختمان مركزي را بستند و به دفاع از آن پرداختند و به‌‌رغم تلاش فراوان دانشجويان نگهبانان توانستند حدود سه ساعت از ورود آنان به ساختمان جلوگيري كنند. در لحظاتي كه ساختمان مركزي در محاصره دانشجويان بود، براي اينكه نگهبانان ساختمان نتوانند به‌خوبي از اوضاع بيرون مطلع شوند، دوربين‌ها به طرق مختلف از كار انداخته شد. اين اقدام نگهبانان را دچار دردسر كرد و آنان مجبور شدند با مشكلات فراوان از طريق پنجره كه تا ارتفاع بلندي پوشيده شده بودند، از تلاش‌هاي دانشجويان مطلع شوند. تمام تلاش دانشجويان اين بود كه به هر صورت و هر چه سريع‌تر وارد ساختمان شوند تا از نابودي اسنادي كه ممكن بود از بين روند، جلوگيري كنند، اما شليك گازهاي اشك‌آور، نفوذ دانشجويان به ساختمان را به‌‌رغم استفاده از دستمال‌تر و درست كردن آتش براي بي‌اثر كردن گاز اشك‌آور با مشكل روبه‌رو مي‌ساخت. دانشجويان توانستند به‌رغم همه اينها راه‌هاي نفوذي به زيرزمين ساختمان پيدا و با وجود مسلح بودن نگهبانان از اين طريق اقدام به ورود به زيرزمين ساختمان كنند، لكن نگهبانان با استفاده از گاز اشك‌آور از اين كار جلوگيري كردند. دانشجويان به دليل مصالح سياسي با دست خالي و روحيه شهادت‌طلبي اين تهاجم را سازمان‌دهي و از كاربرد سلاح خودداري كرده بودند. به همين دليل مأموران ويژه و نظاميان امريكايي كه در اين ساختمان مستقر بودند با بستن درهاي ساختمان موفق شدند حدود سه ساعت دانشجويان را معطل كنند و اين فرصت گرانبها را براي ساير مأموران فراهم آوردند تا به تخريب هر آنچه موجب رسوايي آنان مي‌شد بپردازند و پس از آن خود درها را گشودند و دست‌ها را به سر گذاشتند و تسليم دانشجويان شدند. ابتداي گشوده شدن در ساختمان مركزي كساني كه در ساختمان حضور داشتند با گذاشتن دست خود به سر تسليم شدند كه بلافاصله چشمان آنها بسته شد و دانشجويان مسلمان پيرو خط امام با فريادهاي «الله‌اكبر»، «مرگ بر امريكا» و «مرگ بر شاه» اين لحظات بي‌مانند در تاريخ را گرامي داشتند. عكس‌هايي كه در اين لحظات برداشته شد به عنوان سمبل گروگانگيري در تهران و نيز نشان‌دهنده استيصال دولت امريكا در برابر امريكا و دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و ملت ايران در آمد. لحظه‌اي كه پرچم به اهتزاز درآمده امريكا از فراز اين ساختمان كه نشان‌دهنده سلطه غارتگرترين و جنايتكارترين نظام ضد بشري در تاريخ انسان بر كشور ما بود، براي هميشه به پايين كشيده شد، از لحظات بي‌نظير و باشكوهي بود كه در تاريخ كشور كمتر ممكن است نمونه آن تكرار شود. آن روز، روزي استثنايي بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها