نمونهاش همين اينستاگرام كه اين روزها هم بازار عكس گذاشتن، تگزدن و اشتراك گذاشتنش داغ داغ است. وقتي اين اپليكيشن را انتخاب ميكنيد و مراحل نصبش را بدون لحظهاي خواندن پشت سر هم تأييد ميكنيد به آخرين پيامي كه برايتان ميفرستد خوب دقت كنيد. «عكسهاي زيبايتان را به اشتراك بگذاريد تا ديده شويد». اين پيام يك نرمافزار و اپليكيشن جهاني است كه همه نگاهها تا امروز به آن خوشبينانه است يعني سابقه فعاليت جاسوسي و رصد شدنش از سوي سازمانهاي اطلاعاتي پيدا نشده است. فارغ از فضاي اينستاگرام اين روزها موبايلهايمان پر شده از اپليكيشنهايي كه اشتراك گذاشتن عكس كمترين خدمات آن است و اين وسط ما ماندهايم با تكليف بلاتكليفمان كه منظور از عكس زيبا چيست؟ ديده شدن از سوي چه كساني و كلاً به اشتراك گذاشتن عكسهايمان چه دليل و هدفي دارد؟
نمونهاش همين فضاي اينستاگرام؛ روز اول نصب برنامه به ما ميگويد كه قصد دارد از اشتراكگذاري عكسهاي ما فضايي بسازد براي ديده شدن عكسهاي زيبايمان. در اين پيام به شما گفته نميشود عكسهاي تجملاتيتان را به اشتراك بگذاريد. شما زمان نصب برنامه پيام «هرچه پولدارتر در عكسها بهنظر برسيد بهتر است» را نميبينيد و در اين طرف ماجرا ما فارغ از همه توصيهها، هدفها و فضاي اجتماعي كار خودمان را ميكنيم. آنطور كه دوست داريم از نرمافزار استفاده ميكنيم، با هدف و فضاسازي خاصي عكس ميگيريم، حتي روي گزينه تعيين مكان هم وسواس به خرج ميدهيم تا در نهايت به هدفمان برسيم. حالا هدفمان چيست؟ بماند. ابتداي اين مسير كافي است يك جستوجوي كوتاه بزنيد هشتك يهويي يا #يهويي، براي اينكه ذهنتان كاملاً آماده شود ميتوانيد كليدواژههاي ديگري مثل پولدارها، Rich، يا حتي لاكچري را هم جست و جو بزنيد. خوب كه به عكسها نگاه كرديد تازه متوجه ميشويد فضاي اجتماعي و احساسي اين اپليكيشنهاي مجازي الان با چه هدفي پيش ميرود و اگر كمي تيزبين باشيد ميتوانيد حدس بزنيد قرار است از روند همه اين عكسها چه نتيجه اجتماعي عايدمان شود.
عكسهايي كه سبك زندگيمان را تغيير ميدهد
دكتر امانالله قرائيمقدم، جامعهشناس
من برداشتم اين است كه اين روزها بيشتر از آنكه عكسهاي فضاي مجازي به قول شما شبكه اينستاگرام از روي تفاخر و به رخ كشيدن باشد نوعي رفتار است كه برگرفته از نوكيسگي قشر خاصي از مردم است. ببينيد ما وقتي ميخواهيم عكسي به اشتراك بگذاريم به اين فكر ميكنيم كه در نهايت ممكن عكسمان خوب باشد، خوشرنگ و لعاب باشد تا بيننده لذت ببرد اما به اينكه عكس را كجا بگيريم تا كلي بهبه و چهچه بشنويم فكر نميكنيم. در حقيقت باطن تصور و تفكر ما در عكسهايمان نمود پيدا ميكند. اما متأسفانه به عينه ميبينیم كه مدتهاست عكسهاي قشر خاصي با هدف خاصي گذاشته ميشود. عدهاي از سر پولداري بيمرز و رفاه هرجا كه ميخواهند ميروند، هرچيز كه فكر ميكنند چشمگير است ميخرند و رفتارها و تفريحات متفاوتشان را هرطور شده ميخواهند به سايرين نشان دهند. كاربري فلان قيمت هزينه سفرش به فلان كشور دنيا ميشود. در آنجا باز قيمت كلاني هزينه ميكند تا اتومبيلي مدل بالا داشته باشد، ساعتي لوكس بخرد يا موبايلي اعياني در دست بگيرد؛ يك شات از خودش بگيرد و بعد از كلي زحمت كنارش بنويسد «من همين الان يهويي»! آخر كدام عكس يهويي اين همه دبدبه و كبكبه دارد؟ چه كسي كاملاً يهويي در فضاي حقيقي اين چنين عكس ميگيرد؟ بماند از اينكه اين عكس اصلاً يهويي نيست و كلي هزينه و برنامهريزي پشتش بوده؛ طرف خودش را به آب و آتش زده تا بتواند چنين عكسي را براي خودنمايي به اشتراك بگذارد اما سؤال من اين است اين كجايش لذت مشترك و شريك كردن بقيه است؟ مردم از ديدن چنين عكسهايي نه تنها انرژي نميگيرند بلكه با خودشان مدام تكرار ميكنند «او چه چيز دارد كه من ندارم؟ مگر درآمد او چقدر است كه من نميتوانم؟» و... اين سؤالها نه تنها ذهن قشر زيادي از پيگيريكنندهها را پر ميكند بلكه زندگي، شغل و درآمدشان را هم تحت تأثير قرار ميدهد. در حقيقت حجم زيادي از اين عكسها زندگي مردم را تغيير ميدهد.
بازجاي شكرش باقي است!
زهرا طيبي، جامعهشناس
تا پيش از اينكه همه رفتارهاي ما در قالب عكس و نوشته محدود ميشد به فضاهاي فيسبوك و بعدش لاين و وايبر و امثالهم؛ اگر دقت ميكرديد ميتوانستيد به راحتي متوجه شويد كه ما بيشتر از آنكه طالب به اشتراك گذاشتن و بازگو كردن اتفاقهاي خوب و انرژيدهنده زندگيمان باشيم دوست داشتيم غم و غصههايمان را بازگو كنيم. هيچكداممان حواسمان به اين نبود كه همه مردم به اندازه كافي مشكل و دغدغه روزمره دارند و ما حق نداريم انرژي منفي بيشتري به بقيه منتقل كنيم. خاطرم هست در فضاي فيسبوك و كلوب آنقدر عكسها و نوشتههاي منفي ديدم كه يكروز كلاً صفحه شخصيام را بستم و ديگر بازش نكردم. راستش از بودن اينستاگرام خيلي هم ناراحت نيستم چون به قول شما حتي اگر مردم به فكر تظاهر، به رخ كشيدن و پز دادن باشند باز هم بهجاي عكسهاي منفي عكسهاي مثبت، پرانرژي و رنگي ميگذارند. حالا ما كه قرار است در فضاهاي مجازي تظاهر كنيم چرا بهجاي تظاهر منفي به خوب بودن تظاهر نكنيم؟ من معتقدم در وانفساي زندگيهاي روزمره امروز كه همه كلي مشكل داريم اين تظاهرهاي منفي گاهي ميتواند فارغ از حس رقابت و حسادت درونيمان به خوب شدن حالمان ختم شود. من از اينكه اين روزها فضاي عكسهايمان خوب و رنگي است لذت ميبرم اما حواسمان باشد افراط در هر چيزي ناپسند است و من دقيقاً احساس ميكنم در اين زمينه وارد مرز افراط شدهايم. ميبينيم كه «همين الان يهويي»هاي اين روزها اصلاً يهويي نيست. كاملاً برنامهريزي شده است و فقط لفظ يهويي است كه باقي مانده است. رفتارهاي صد در صد نمايشي كه بخش زيادي از آن ناشي از كمبودها و خلأهاي اجتماعي و اقتصادي گروه خاصي از كاربران است. كساني كه فقط براي ديده شدن دنبال جذابيتها و محقق كردن سفرها، چشماندازها و خريدها در قاب تصويرهايشان هستند كه آرزوي بقيه افراد جامعه است.
حتي لوكيشن هم مهم است!
دكتر منصور بهرامي، تحليلگر رفتار
من خودم از دوستي شنيدم كه كساني براي گرفتن يك عكس و به اشتراك گذاشتن آن در فضاي مجازي در شهر تهران كلي به خودشان زحمت ميدهند. مثلاً دختري را ميشناسم كه براي اينكه هر ماه عكسي از خودش در يك كافه به اشتراك بگذارد از جنوب تهران با كلي فاصله مترو سوار ميشود، تاكسي ميگيرد تا خودش را به فلان كافه زعفرانيه، فرمانيه يا قيطريه برساند؛ قهوهاي سفارش دهد، عكسي بگيرد، گزينه تعيين مكانش را فعال كند تا همه فكر كنند او ساكن منطقه است يا هميشه براي تفريح به فلان كافه مطرح ميرود. در مقابل بعضيها پا را فراتر ميگذارند جز به تعيين مكانهاي خارج از كشور، كشورهاي عربي و حتي در خوشبينانهترين حالت تركيه رضايت نميدهند. حتماً بايد بروند فلان ساحل با فلان هواپيماي شخصي عكسي بگيرند، سريع به اشتراك بگذارند تا اطرافيانشان بفهمند كه او براي مسافرت به كجا رفته و چه وسيلهاي سوار شده است. حتي نمونههاي زيادي هستند از كساني كه وقتي به مسافرتهاي آنچناني ميروند تمام تلاششان اين است كه يك حافظه چند گيگ فقط از خودشان و تفريحهايشان عكس بگيرند. اين عكسها را ذخيره كنند تا موعد سفر و بعد از آمدنشان براي به رخ كشيدن و نشان پولدار بودنشان سندي داشته باشند. ميليونها تومان پول پرواز، هتل، غذا، اقامت و تفريحات ميدهند تا يك آلبوم عكس از خودشان جمع كنند تا در مواقع لزوم به اشتراك بگذارند. حرص به ديده شدن اين روزها بيشتر از هر رفتار ديگري در عكسهاي اينستاگرامي ديده ميشود. تصور ميكنم اين گروه خاص از مردم جامعه ما كه متأسفانه اكثراً جوان هستند و بخش قابل توجهشان پسرها هستند حرص به ديده شدن، به رخ كشيدن و بروز رفتارهاي ناشي از نوكيسگي دارند. وقتي كسي برايش مهم نيست كجا باشد، چه چيز تنش باشد و فضاي اطرافش چطور باشد عكسي باحال خوبش ميگيرد و به اشتراك ميگذارد و در دلش ميگويد «من همينم كه ميبينيد» اما در مقابل كساني هستند كه حتي براي جزئيترين و خصوصيترين رفتارهايشان برنامهريزي و هزينهتراشي ميكنند چون برايشان مهم است كه مردم اگر قرار است تصويري از آنها ببينند تصويري باشد كه بيشترين نشانههاي پولداري، مسافرتها و خريدهاي آنچناني را در خودش جاي بدهد. همين تمايل و حرص به ديده شدن از طرف قشري خاص باعث شده مردمي با درآمدهاي متوسط و سطح اقتصادي پايين با ديدن اين عكسها احساس خوبي نداشته باشند. صدالبته كه كنجكاوي قشر متوسط به آنها اجازه نميدهد بيتفاوت از كنار آدمهايي به اين پولداري بگذرند پس پيگيريشان ميكنند. گروه اول و نوكيسهها هم وقتي ميبينند مردم بيشتر به زندگيشان علاقهمند ميشوند خودگيرتر ميشوند و تلاش بيشتري براي تظاهر و تفاخر به خرج ميدهند. نتيجهاش اين ميشود كه صفحاتي راه مياندازند به اسم «Rich kinds of…»، «پولدارهاي...». دقت كردهايد چقدر اين صفحات در فضاي مجازي زياد شدهاست؟ چرا؟ مشخص است، چون فردي وقتي ميبيند فالوهايش زياد شدهاند و لايك پشت لايك براي عكسهايش ميفرستند ترجيح ميدهد با دوستان همكيسهاش گروهي تشكيل بدهد تا بيشتر ديده شود.
سكان اينستا در دست دو گروه
دكتر حسين باهر، روانشناس و جامعهشناس
متأسفانه نوكيسگي و به رخ كشيدن، اين روزها رفتار بسيار واضح و زشتي است كه در پس هر عكس فضاي اينستاگرام نمود دارد. اين نوكيسگي و به رخ كشيدن مختص آدمهايي است كه يك شبه و يكدفعه به پول زيادي رسيدهاند، حالا نميدانند چه كار كنند و چطور خرج كنند. در اين بين من معتقدم كسي كه نسل و اصالتش در پول بوده از قديمالايام معروف بوده كه ميگفتند «فلاني را ببين با اين همه وضع مالي خوب چقدر خاكي و بيشيله پيله است چون پشت در پشتش بازاري بودهاند». برداشت شما از اين جمله چيست؟ برداشت همه اين است كسي كه يك عمر همه اجدادش در پول و رفاه بودهاند نيازي به مطرح كردن درآمد و وضع مالي خوبش ندارد پس به رخ نميكشد و تلاش ميكند در رفتار، پوشش و حتي خريدهايش اين مسئله نمود نداشته باشد. در مقابل گروه اول اين روزها گروهي از مردم را داريم كه در كمترين زمان ممكن به بيشترين پول رسيدهاند؛ اين پولدار شدن آنقدر سريع بوده كه كمتر كسي از پولدار شدنشان خبر دارد اما او ميخواهد همه خبردار شوند. چه كار ميكند؟ مشخص است كلي هزينه ميكند، وسيله ميخرد، عكس ميگيرد و در نهايت به همه ثابت ميكند كه چون من ماشين ميلياردي، خانه بزرگ با استخر، موبايل ميليوني و مسافرت گرانقيمت ميروم پولدارم. در آخر هم از خودش ميپرسد چند نفر از اين موضوع خبردار شدند؟ مشخص است از تعداد لايكها و كامنتها ميشود فهميد كه چند نفر باخبر شدند. هرچه لايكها و كامنتها بيشتر، خبردارشدهها هم بيشتر. نوكيسهها به مراتب حضورشان در فضاي عكسي اين روزها بيشتر از بقيه است يعني تلاش ميكنند تا اين حضور آنقدر زياد باشد تا به هدف اصليشان كه همان مطلع شدن بقيه است برسند اما در اين بين ما گروه ديگري از مخاطبان را هم داريم كه براي قبحشكني فعال هستند. اين گروه كه در مقايسه با ساير كاربران تعداد اندكي دارند كساني هستند كه به دنبال علني كردن رفتارهاي خصوصي و خانوادگيشان هستند. هدفشان عيني كردن رفتارهاي خصوصي است. در حقيقت ميخواهند رفتارهاي خصوصيشان را آنقدر در قاب عكس تكرار كنند تا مردم هم مثل آنها در خيابان و شهر رفتار كنند. پوشيدن لباسهاي نامناسب و مغاير با فرهنگ ديني و اجتماعي كشورمان، رفتارهاي دور از ادب مثل قليان كشيدن و با سرعت رانندگي كردن، استفاده از آرايشهاي زننده، خالكوبيها و اختلاط محرم و نامحرم همه بخشي از رفتارهايي است كه به واسطه دست به دست شدن فيلمها و عكسهاي فضاي تصوير علني ميشوند.