اولاد آدم معتقد است كه نبايد از تزريق پول به مردم ترسيد. يعني هنوز تازه ميخواهند بدهند، همه چيز دارد رشد ميكند الا رشد اقتصادي! خود همين بانك مركزي گزارش هفتگي متوسط قيمت خردهفروشي مواد خوراكي را اعلام كرده و گفته كه بر اساس آن نرخ تخممرغ، برنج، حبوبات، ميوهها و سبزيهاي تازه افزايش داشته است. حالا بگيريد و برويد و ببينيد كه چيزهاي ديگر چقدر رشد داشته! البته تزريق داريم تا تزريق. يكسر اگر به پارك محله خودتان بزنيد معني عملي تزريق را ميبينيد كه نشاندهنده آمار رشد اشتغال در پاركهاي محلي است. اصلاً بگذاريد مثال اقتصاديتر بزنم كه ملموستر باشد؛ مثلاً مثل اين 20هزارتومان حق مسكن كه قرار بود به كارگران تزريق شود و نشد! چراكه ربيعي زورش به تدبيرنشينان كابينه نچربيد و قول او به كارگران را همه از سر بيتدبيري دانستند و طيبنيا و نعمتزاده و سيف و نهاونديان و نوبخت براي ادب كردن ربيعي كه از اين به بعد، سر خود قول و قرار نگذارد؛ هر روز به او گفتند:«امروز برو و فردا بيا»! و حالا سال دارد به آخر ميرسد و ربيعي هنوز اندر خم يك كوچه است! و فرداست كه بگويد من 23 هزار دقيقه تلاش كردم و 5900 دقيقه ديگر مانده كه ديگر تلاش نكنم. پس نگران نباشيد.
هر چند حالا كارگران كه ديگر گوششان پر از وعده وعيدهاي توخالي است، ميگويند اگر وزارت كار نتوانسته از افزايش ۲۰ هزار توماني حق مسكن سال ۹۴ آنها در دولت تدبير و اميد دفاع كند، براي ضد حال زدن به ربيعي هم كه شده اين بار تمامي تصميمات بسته سال ۹۵ را در شوراي عالي كار نهايي خواهند كرد و به اميد دولت نميمانند تا قضيه را كش بدهد و بعدش هم بگويد شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد. . .
البته اولاد آدم برايتان بگويد كه هميشه همينطور بوده. آنها ميروند از يك افرادي حمايت ميكنند كه نبايد بكنند و از يك افرادي حمايت نميكنند كه بايد بكنند. يعني اصولاً در مبحث سياستگذاري، اشتباهاتي انجام ميدهند كه اولاد آدم اسم آن را گذاشته است «اشتباهات اجتنابناپذير اقتصادي»! اصلاً بگذاريد با يك بحث جديد، قصه را برايتان حلاجي كنم تا بفهميد چرا وضعيت اقتصاديمان اينقدر نابسامان شده و عوض رسيدگي به آن دارند به خودشان ميرسند، لابد البته كار درستي ميكنند چراكه وسط رسيدگي به اقتصاد يك وقت خداي نكرده قندشان نيفتد و حالشان بد نشود!(شايد پيشنهاد بدهم كه هميشه در كابينه نبات داشته باشند.)
مثال اولاد آدمي: همه ميدانند كه ارزش صادرات كود كشاورزي در سال گذشته 8 برابر صادرات خودرو شده، با اين وجود، آيا حمايت دولت از بخش كشاورزي ايران يك هشتم حمايتش از صنعت خودروسازي بوده است؟ در حاليكه كشاورزي و صنايع تبديلي نسبت به صنعت خودرو از لحاظ استراتژيك و كيفي داراي اهميت بيشتري است، دولت به بخش خودروسازي بهاي بيشتري ميدهد؛ مثلاً سال گذشته فقط در صادرات گوجه و رب گوجه 360 ميليون دلار و در زمينه كود كشاورزي 760 ميليون دلار صادرات داشتهايم، اما خودروسازان فقط 175 ميليون دلار صادرات داشتهاند. تازه آن چيزي هم كه صادر كردهاند لابد به نصف قيمت داخلي بوده. يعني به اين ميگويند:«صادرات به هر قيمتي.»
تازه اولاد آدم يك چيز ديگر بگويد كه داغ دلتان تازه شود و آن اين است كه طبق سند توسعه خودرو، قرار است در سال 1404، يك سوم خودروهاي توليد داخل (يعني يك ميليون دستگاه) صادر شود و اين در شرايطي است كه خودروسازان كشور در يك دهه گذشته كمتر از 500 هزار دستگاه محصول را به آن سوي مرزهاي كشور فرستادهاند. خب حالا به نظر شما تا حالا كه ما روي كشاورزي تمركز نكرده بوديم، توانستهايم 760 ميليون صادرات كود داشته باشيم، اگر تمركز كنيم چه ميشود؟
به اولاد آدم نگوييد كه اين چه حرفي است كه ميزند. نگوييد كه بگذار كشاورزان كار خود را بكنند. اصلاً حواس دولت را پرت كن كه نيايد و تمركز نكند. دولت روي هر چه تمركز كرده، بدبختش كرده. همين بخت سياه خودروسازان از تمركز دولت است كه عين بختك افتاده رويشان و ميگويد اينها دولتي نيستند اما تغيير مديرانشان با من، تزريق ماليشان با من، پرداخت ضررشان با من و ... انگار دولت براي آنها چغندر پخته دارد و براي كارگران نه! اصلاً ميدانيد كه اين شعر «شب عيد است و...» را چه كسي گفته؟(اين بحث انحرافي است! به اولاد آدم توجه نكنيد و نگوييد كه شاعرش كيست تا موضوع طنزستون اقتصادي، اقتصادي بماند! به او بگوييد كه صادراتمان در همه چيز كاهش داشته است. حالا در كود افزايش داشته است و اين يك پديده نادر است، برود و بهجاي شاعري، پي آن را بگيرد.)
اولاد آدم در تصديق حرفتان بگويد درست است كه در هفت ماهه اول امسال ميزان صادرات غيرنفتي كشورمان به ۲۴ ميليارد و ۱۳۱ ميليون دلار رسيده كه در مقايسه با مدت مشابه پارسال 9/15 درصد كاهش داشته اما ميتوانيم آن را افزايش دهيم. كود كشاورزي فقط يك بخش است. ما ميتوانيم با عدم تمركز دولت روي بخشهاي مختلف به بالندگي صادراتي برسيم و هر شب هم خودمان چغندر پخته بخوريم و هم به ديگران بدهيم. . .