روزهاي گذشته زمينههايي فراهم شد تا تاكتيكهاي سياسي در سوريه به اجرا در بيايد. نخستين مرحله سفر بشار اسد، رئيسجمهور سوريه به مسكو بود كه در روز سهشنبه بيستم اكتبر انجام شد؛ سفري كه از شروع بحران سوريه در 2011 تا كنون سابقه نداشته است. اين سفر جداي از بيسابقه بودن طي سالهاي اخير و خطرات قابل توجه آن، يك گام مهم سياسي بود كه رئيسجمهور سوريه برداشت تا نشان دهد هنوز محور اصلي در عرصه سياسي سوريه است و مثل ديگر رئيسجمهورها نقشي تعيين كننده در اين عرصه دارد. مرحله بعد روز جمعه انجام شد آن هم در قالب مذاكرات چهار كشور روسيه، امريكا، تركيه و عربستان سعودي. طرف روس كه بعد از سفر اسد به مسكو ديدگاههاي او را در اختيار داشتند به اين مذاكرات وارد شد و طرح خود را براي تعيين نقشه راهي در مورد بحران سوريه روي ميز گذاشت، هر چند جزئيات اين طرح در آن روز منتشر نشد اما يك روز بعد روزنامه وابسته به سعوديها (الشرق الاوسط)، جزئياتي از آن را به نقل از يك منبع تركيهاي منتشر كرد و از طرف ديگر، رسانههاي روسي هم در همين روز دست به انتشار مواد اصلي اين طرح زدند. به طور كلي، طرح روسيه شامل ائتلافي گسترده در سوريه از ارتش، نيروهاي مردمي، داوطلبان كرد و حتي معارضان مسلح در جبههاي واحد عليه تروريستها، تقويت نهادها و سازمانهاي دولتي در مناطق مورد مناقشه، ايجاد شرايط براي آغاز روند سياسي حل و فصل بحران به خصوص با برگزاري انتخابات پارلماني و رياست جمهوري، تعيين و تنظيم نقشه راه بازسازي اقتصادي و اجتماعي سوريه و ساخت تأسيسات زيربنايي مثل مدرسه و بيمارستان در مناطق درگيري و دست كم به احداث ساختمانهاي مسكوني است.
روسيه اين طرح را در مذاكرات وين در مقابل آن سه كشور ديگر گذاشت اما چندان منتظر نماند و همان روز مذاكرات هيئتي را به سوريه فرستاد و توانست موافقت طرف سوري براي برگزاري انتخابات رياست جمهوري و پارلمان را كسب كند تا دست كم اولين گام را براي اجرايي شدن طرح برداشته باشد. روشن است كه طرف مقابل روسيه يا همان سه كشور اصلي در حمايت از معارضان سوريه دلايل مختلفي براي مخالفت يا ترديد نسبت به اين طرح داشته باشند. يك بخش از اين طرف شامل تركيه و كشورهاي عربي است كه همچنان در رؤياي سرنگوني نظام سوريه از طريق نظامي به سر ميبرند و فكر ميكنند كه ميتوانند از ابزار گروههاي تروريستي به اين هدف برسند. در واقع، اين سياستي بوده كه اين كشورها طي پنج سال از بحران سوريه اجرا كردهاند و البته ميلياردها دلار هم براي عملي شدن آن هزينه كردهاند و معلوم است كه با اين مقدار هزينهسنگين حاضر به كنار گذاشتن اين سياست نباشند. بخش ديگر قضيه مربوط به سياست امريكا ميشود و اين كشور هر چند در سالهاي گذشته حامي اصلي سياست اين كشورها بوده اما حالا متوجه بازخوردهاي اين سياست در رشد گروههاي تروريستي و خطرات امنيتي اين گروهها شده است. اين توجه ميتواند در حد خود تأثيري بر سياست امريكا و نرمش در قبال طرح روسيه بگذارد اما مشكل امريكا اين است كه نميخواهد جايزه حل و فصل سياسي بحران سوريه را يكجا به روسها بدهد، هرچند برنامههايش در سوريه نتيجه نداده و حتي برنامهاي مشخص در برابر حل بحران سوريه ندارد. اين وضعيت باعث شده امريكا در عين عدم تمايل در دادن مهار كامل بحران سوريه به روسها باز يك نوع ترديد در واشنگتن ايجاد بشود چنان كه گويا از سر ناچاري دست كم بخشي از طرح روسيه را مورد توجه قرار بدهد و سفر جان كري، وزير خارجه امريكا به رياض براي ديدار با ملك سلمان، پادشاه عربستان را هم ميتوان در اين جهت تحليل كرد. در هر صورت، تاكتيكهاي سياسي اين چند روز نقشه راه مشخصي را براي بحران سوريه مطرح كرده و اين در حالي است كه تاكتيكهاي نظامي همچنان در ميدان جنگ اجرا ميشوند. ژنرال ايگور كوناشنكوف، سخنگوي وزارت دفاع روسيه به سوريه رفته تا از دمشق برنامه نظامي روسيه را در اين كشور تشريح كند و تأكيد كرده روسيه همكاري نظامي با سوريه عليه تروريستها را تا نابودي آنها ادامه ميدهد. هم سفر اين مقام بالاي نظامي روسيه و هم تأكيد او نشان ميدهد كه مسكو طرح سياسي خود را بدون كم كردن تاكتيكهاي نظامي مطرح كرده است. در واقع حضور اين مقام نظامي روسيه در دمشق و تأكيد او پيامي است به آن سه كشور كه نميتوانند با چانهزني سياسي اميد به تاثيري در وضعيت ميداني جنگ داشته باشند. اين به آن معناست كه امريكا و متحدانش با يك برنامه متوازن سياسي- نظامي در بحران سوريه روبهرو هستند، اگر اين كشورها نخواهند به طرح سياسي و نقشه راه حل و فصل سياسي آن تن بدهند بايد با ادامه جنگ روبهرو باشند، آن هم به صورتي كه در اين روزها اجرا ميشود و باعث شده براي مثال، 176 كيلومتر از حومه جنوب غربي حلب از دست گروههاي تروريستي گرفته شود.