آذرماه سال 92 بود كه مأموران پليس از قتل نگهبان يك شركت خصوصي در تهرانپارس با خبر شدند و خود را به محل رساندند. يكي از كاركنان گفت: صبح امروز وقتي مثل هميشه وارد شركت شدم، جسد نگهبان را ديدم كه داخل اتاق نگهباني افتاده و دستهايش هم از پشت با طناب بسته شده است.
تحقيقات نشان داد كه عامل یا عاملان حادثه با انگيزه سرقت گاوصندوق حاوي مبلغ 40 ميليون تومان پول نقد وارد ساختمان شده بودند که پس از ارتکاب قتل به علت سنگینی گاوصندوق موفق به خارج کردن آن نشده بودند.
مأموران پلیس به يكي از كارمندان اخراجي شركت كه به خاطر اعتياد از شركت اخراج شده بود، مظنون شدند و در نهايت موفق به دستگيري اين مرد شدند و او را تحت بازجويي قرار دادند.
وي در بازجوييها در نهايت به قتل اعتراف كرد و گفت: من به خاطر اعتيادم از شركت اخراج شده بودم. براي همين از سه ماه قبل تصميم به سرقت از داخل شركت گرفتم. نقشه را با رضا، پسرعمهام در ميان گذاشتم كه قبول كرد.
شب حادثه همراه پسرعمهام با موتورسيكلت به شركت رفتيم. منتظر مانديم تا خيابان خلوت شود. بعد از ورود به داخل حياط در حالي كه رضا بيرون شركت مراقب بود، متوجه شدم كه چراغ اتاق نگهباني خاموش است و احتمالاً نگهبان خواب است. براي همين به سراغ گاوصندوق رفتم. اما نگهبان بيدار شد و مرا ديد. من هم او را به قتل رساندم.
پس از آن با كمك رضا گاوصندوق را به حياط منتقل كرديم تا با خودروي نيسان شركت آن را سرقت كنيم اما موفق نشديم آن را داخل نيسان بگذاريم به خاطر همين فرار كرديم. من فقط توانستم از كشوي يكي از اتاقها 40 هزار تومان پول سرقت كنم.
با اعترافات متهمان پرونده، آنها براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شدند. پس از برگزاري جلسه محاكمه، قضات دادگاه متهم رديف اول را به قصاص و حبس و متهم رديف دوم را نيز به حبس محكوم كردند.
حكم دادگاه بعد از بررسي در ديوان عالي كشور تأييد شد. متهم در صورتي كه موفق به جلب رضايت اولياي دم نشود، قصاص خواهد شد.