پس از يكسال گفتوگو ميان طرفهاي درگير ليبيايي و حضور در نشستهاي تحت اشراف برناردينو ليون فرستاده ويژه سازمان ملل در شهرهاي الجزيره، ژنو، بروكسل، قاهره و صخيرات، سرانجام ليون در مورخ نهم اكتبر 2015 در نشست مطبوعاتي در شهر صخيرات(در مراكش)، نتايج گفتوگوها ميان گروههاي رقيب ليبيايي را تشريح نموده و تشكيل دولت وفاق ملي اين كشور را اعلام و برخي از اعضاي آن را معرفي كرد. وي در معرفي اعضاي اين حكومت از فايز سراج به عنوان نخست وزير و احمد معيتيق، فتحي المجبري و موسي الكيني به عنوان معاونان نخست وزير و نمايندگان نواحي غرب، شرق و جنوب كشور نام برد. قرار شده كه سراج بههمراه سه معاونش و دو وزير به نامهاي عمرالاسود و محمد العماري، شوراي رياستي را جهت اداره كشور در مرحله انتقالي تشكيل دهد، علاوه بر آن عبد الرحمن سويحلي براي پست رياست شوراي حكومت و فتحي بشاغه براي پست رياست شوراي ملي ليبي در اين مرحله در نظر گرفته شدهاند. علاوه بر آن 17 شخصيت سياسي براي تصدي پستهاي وزارتي براي اين حكومت، پيشنهاد شدند.
سازمان ملل، اتحاديه اروپا و اتحاديه عرب و كشورهايي همچون امريكا، فرانسه، انگليس، ايتاليا، اسپانيا و برخي از كشورهاي عربي منطقه مانند مصر، الجزاير، عربستان سعودي و بحرين، رسماً از تشكيل چنين حكومتي استقبال نموده و خواستار تسريع در كار تشكيل اين حكومت شدند.
در داخل ليبي، در قبال تشكيل اين حكومت و معرفي نامزدهاي تصدي پستها اين كابينه انتقالي، دو جبهه مخالف و موافق تشكيل شد. اغلب گروههاي طرفدار اين حكومت از منطقه غرب و جنوب كشور هستند و مخالفان و معترضان تشكيل اين حكومت اغلب از نواحي شرقي ليبي و شهرهايي مانند بنغازي، البيضا ميباشند. موافقان در اين رهگذر بر ضرورت و اهميت تشكيل اين حكومت براي پايان دادن به بحران و جنگ در كشورشان تأكيد دارند در صورتي كه مخالفان با ديدگاه موافقان در لزوم تسريع تشكيل دولت ملي و پايان دادن به تنش خونين و برادركشي همعقيده هستند ولي در موارد متعددي مخالف و معترضند، ازجمله:
دخالت غير اصولي سازمان ملل در موضوع تشكيل حكومت وفاق ملي و نيز اعمال نفوذ و قدرت از سوي برناردينو ليون نماينده ويژه سازمان ملل در انتخاب و تعيين شخصيتهاي ليبيايي براي تصدي پستهاي اين حكومت. منتقدان، اين حكومت را حكومت «تحت الحمايگي»، دولت «صخيرات»، حكومت «ساخته آنكارا و دوحه» و كابينه «ليوني» قلمداد نمودند. در راستاي توزيع نامتوازن و غير عادلانه قدرت و پستهاي حساس اين حكومت، به طور خاص معترضان ميگويند چرا شهر مصراته(در غرب ليبي) باوجود محدوديت جايگاه و نقش در معادله قدرت، سه نماينده دارد؟
همچنين برخي از نخبگان سياسي منتقد، عقيده دارند كه در معرفي و تشكيل اين حكومت بدون رعايت اولويتهاي نقشه راه حل بحران ليبي، شتاب غير ضروري اعمال شده است.
از ديد عدهاي از سياستمداران ليبيايي، تسريع در تشكيل چنين حكومتي بدون فراهم كردن مقدماتي ضروري ولازم مانند انحلال «شوراي نمايندگان» (پارلمان طبرق) و «كنگره ملي ليبي» (پارلمان طرابلس)، يك اشتباه راهبردي است كه اداره كردن كشور در مرحله انتقالي (به مدت دوسال) باچنين حكومتي، با بستهاي از مشكلات و معضلات پيچيده اي، روبهرو خواهد شد. به نظر برخي از نخبگان سياسي مستقل ليبيايي، تشكيل اين حكومت با دخالت و اعمال نفوذ سازمان ملل، اتحاديه، قدرتهاي غربي و برخي از بازيگران منطقهاي همچون تركيه و قطر، آزادي، استقلاليت تصميمگيري اين كشور و اصل سيادت و حاكميت ملي ليبي را مصادره ونوعي نظام«تحتالحمايگي» و «استعمار نامرئي» را بر اين سرزمين حكمفرما ميكند. از ديدگاه برخي از وطنپرستان ليبيايي، اعمال و رعايت اصل سهم بندي قدرت و توزيع پستهاي سياسي حتي بهصورت ناقص و غيرعادلانه در تشكيل حكومت وفاق ملي، آينده كشور را با سناريوهاي مخرب و منفي، روبهرو خواهد كرد و اصل وحدت ملي و يكپارچگي كشور مورد تهديد جدي قرار خواهد داد و ليبي را به سمت تجزيه و تقسيم يا نظام فدراليته (سه ايالت؛ «برقه» در غرب، «فزان» در جنوب و «طرابلس» در غرب كشور) سوق خواهد داد.
برخي از مخالفان و منتقدان بر اين باورند كه ليون نماينده سازمان ملل در قضيه بحران ليبي، تشكيل حكومت وفاق ملي را در قالب و قواره اهداف و اولويتهاي اروپايي دوخته و منافع و مصالح ليبياييها را رعايت نكرده است. به نظر آنها، اولويت اتحاديه اروپا در حل قضيه ليبي:
-تلاش براي كاهش بحران سونامي آوارگان و مهاجران به اروپا.
-كاستن از خطرات و تهديدهاي ناشي از افزايش فعاليت داعش و ديگر شاخههاي القاعده در ليبي و ديگر كشور منطقه شمال آفريقا و منطقه ساحل و صحرا.
در حال حاضر، «كنگره ملي ليبي» كه نماينده منطقه غرب در روند مذاكره و گفتوگوهاي اطراف ليبيايي تحت نظارت سازمان ملل است به تشكيل اين حكومت، رأي منفي داده و شوراي نمايندگان(پارلمان طبرق) كه نماينده منطقه شرق ليبي در روند گفتوگوها، در حال شور و رايزني است. تشكيل و آغاز به كارحكومت وفاق ملي ليبي به رياست فايزالسراج حتي اگر با حمايت سازمان ملل و غرب باشد، با انواع دشواريها و معضلات روبهرو خواهد بود. چالشها و تهديدهاي فراوان و جدي فراروي اين حكومت است، لذا به توانمنديها و ظرفيتهاي گوناگوني نيازمند است. تشكيل حكومت وفاق ملي يك ضرورت راهبردي است تا ليبي را از تنش و جنگ ويرانگري نجات دهد و از رنجها و محنتهاي ملت عمر مختار آن مجاهد نستوه ضد استعمار ايتاليايي بكاهد و به ياري و مساعدت 44 /2 ميليون آواره و نيازمند بشتابد. ملت مسلمان ليبي، كشوري ثروتمند و نفتي دارند و اگر ناتو و امريكا در مقدرات ملي، منابع نفتي وگاز واقتصاد غني آن دخالت نكند، ديگر نياز به كمك و ياري ديگران ندارند.