كسب يك عنوان قهرماني خبر خوشحالكنندهاي براي زنده شدن اميدهاي فوتبال بود اما با استعفاي از پيش برنامهريزي شده سرمربي، يك بار ديگر اين تيم به كما رفت. تيم فوتبال اميد سالهاست كه از بيبرنامگي و بيتوجهيها رنج ميبرد و به همين دليل است كه رسيدن به المپيك به آرزويي دستنيافتني تبديل شده است. چهار دهه حسرت براي گرفتن جواز حضور در بزرگترين آوردگاه ورزشي جهان سبب شد تا براي يك بار هم كه شده مسئولان فدراسيون براي پايان دادن به اين نااميديها دست به كار شوند و حركتي انجام دهند.
انتخاب محمد خاكپور اولين گام آنها بود؛ پس از مدتها شاهد بوديم كه تداركات خوبي براي تيم اميد در نظر گرفته شد و حتي چند دوره اردو نيز برگزار كردند تا با آمادگي هرچه بيشتر به جنگ حريفان بروند. بايد اذعان كرد كه در اين دوره فدراسيون امكاناتي به مراتب بهتر در اختيار اميدها قرار داد. اعزام شاگردان خاكپور به اردوي برونمرزي و اعزام بازيكنان سرباز و دانشجو از جمله توجهات نادري بود كه به تيم اميد شد. با فتح مسابقات غرب قاره كهن نتيجه تلاشهاي چند ماه اخير به ثمر نشست. منتها با استعفاي خاكپور بار ديگر تيم اميد با بحران مواجه شد. اين در حالي است كه خيليها منتظر چنين اتفاقي بودند تا از خارج از كشور براي نشستن روي نيمكت اميدها اعلام آمادگي كنند.
پس از رسانهاي شدن قطع همكاري خاكپور با تيم اميد طبق معمول انتقادهاي زيادي مطرح شد. حتي حبيب كاشاني نيز به سرعت از تلاشهايش براي سروسامان دادن به اوضاع اين تيم صحبت كرده است. با اين حال گويا يكي از بندهاي مندرج در قرارداد و رقم دستمزدش كاسه صبر سرمربي ايراني را لبريز كرد. در شرايطي كه خاكپور سال گذشته به سمت سرمربيگري انتخاب شد اما حالا پس از گذشت چند ماه معلوم ميشود كه فدراسيون با گذاشتن شرطي عجيب سعي كرده از هرگونه مصاحبه عليه خودش جلوگيري كند. آنها كه انتظارش را داشتند خاكپور هم مثل مربيان قبلي عطاي كار را به لقايش ببخشد، بندي را در قراردادش گنجاندند كه در صورت مصاحبه عليه فدراسيون بايد همه دستمزدش را برگرداند! البته مربي خوشنام كشورمان هرگز حاضر به پذيرفتن اين بند نشد اما نحوه برخورد با مربيان ايراني موضوعي است كه حسابي خشم محمد خاكپور را برانگيخت. اين شرط عجيب درحالي در قرارداد او آمده كه فدراسيون به هيچ وجه جرئت مطرح كردن چنين شرط و شروطي را با مربيان خارجياش نداشته و نخواهد داشت. كارلوس كرش و انتقادها و بيانيههاي گاه و بيگاه او بهترين موردي است كه ميتوان به آن اشاره كرد. علاوه بر اين در صحبتهاي مدير تيم اميد به وضوح معلوم است كه نارضايتيهاي سرمربي از مدتها قبل شكل گرفته است. جالبتر اينكه او بارها گلايههايش را با كاشاني در ميان گذاشته اما تغييري در شرايطش احساس نكرده است. بدون شك خاكپور در اين مدت به اين واقعيت پي برده كه از سوي فدراسيون آنگونه كه بايد حمايت نميشود. به همين دليل است كه از مدتها قبل براي رفتن برنامهريزي كرد و پس از قهرماني تيمش تصميمش را به مرحله اجرا درآورد.
در سالهاي گذشته مربيان مختلفي روي نيمكت تيم اميد نشسته و همگي از نبود امكانات لازم شكايت داشتهاند. درست است كه اين بار با آمدن كاشاني وضعيت نسبت به قبل تغيير محسوسي پيدا كرد با اين حال بايد بپذيريم كه باز هم نتوانستيم رضايت سرمربي را جلب كنيم. قطعاً هيچ مربي حاضر نميشود پس از اولين قهرماني قيد جايگاهش را بزند و جايش را به ديگري بدهد مگر آنكه بداند خواستههايش تحت هر شرايطي برآورده نخواهد شد و به اندازه مربيان خارجي به او احترام گذاشته نميشود. اميدها در بد وضعيتي هستند، از يك سو در بلاتكليفي آينده تيم و از يكسو نگران مسابقات انتخابي المپيك هستند. اميدواريم براي فرار از اين بحران چارهاي انديشيده شود كه به نفع فوتبال ملي تمام شود.