
يكي از مهمترين چالشهاي آموزش پزشكي عدمتطابق آموزش با نيازهاي واقعي جامعه است. آموزش پزشكي عمومي بايد به سمت كاربردي شدن پيش برود و توانمندسازي دانشجويان پزشكي براي مديريت و اداره مراكز بهداشتي و درماني، به صورت سيستماتيك و اثربخش مورد توجه قرار گيرد. وزارت بهداشت متصدي اصلي بازنگري برنامه درسي دانشجويان است و بايد نيازهاي جامعه را از متصديان ذيربط خود مانند حوزه بهداشت و درمان استخراج و موضوعات را به طور ويژه در برنامههاي درسي دانشجويان قرار داده و بتواند نيروي انساني كارآمد تربيت كند.
مدلهاي رايج برنامههاي درسي دانشجويان پزشكي قديمي است ولي هر گروه پزشكي اين ميزان آزادي را دارد كه دانش روز و مدرن را در برنامههاي درسي خود بگنجاند و در عين حال نيازهاي جامعه را هم در نظر گيرد كه بايد در عمل مورد توجه قرار بگيرد. انبوه دانشجويان متقاضي و تودهاي شدن آموزش يكي ديگر از چالشهاي آموزش عالي در حوزه آموزش پزشكي است و متأسفانه استانداردهاي آموزشي به لحاظ كميت و كيفيت در كشور رعايت نميشود به طوري كه در حال حاضر تعداد كثيري از دانشكدههاي پزشكي در سطح كشور راهاندازي شده است بدون اينكه نظارت و بازرسياي بر رعايت استانداردهاي آموزشي آنان صورت بگيرد. دانشگاهها بايد به نيازهاي آموزشي جامعه پاسخ دهند و نبايد فقط آموزشها منتهي به اخذ يك مدرك صرف شود، چراكه اين نوع روش و طرز تفكر، باعث تربيت نيروي انساني ناكارآمد خواهد شد و در نهايت ضربه شديدي به سيستم درمان كشور وارد خواهد كرد.
بنابراين هماهنگي و ارتباط بين نهادهاي سياستگذاري خارج از محيط وزارت بهداشت و انجمنهاي علمي در توسعه آموزش پزشكي مهم است و لازم است با توجه به تغييرات عظيم و مثبتي كه در نظام آموزش پزشكي كشور ايجاد شده، استادان دانشگاهها نيز نگاه خود را به علم و انتقال آن بازبيني كنند.
*معاون آموزشي دانشگاه علوم پزشكي ايران