اعتماد بيجاي دختر جوان به پسري در شبكه اجتماعي لاين، ماجراي سياهي را برايش رقم زد.
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل دختر 21 سالهاي همراه مادرش وارد دادسراي امور جنايي تهران شد و از پسري به اتهام آدمربايي شكايت كرد.
اين دختر در شرح ماجرا گفت: چند ماه قبل از طريق شبكه اجتماعي لاين با پسري به نام شهاب آشنا شدم. ارتباط سايبري ما ادامه داشت و او عكسهايش را برايم فرستاد. وقتي ارتباط ما بيشتر شد، اعتماد كردم و عكسهايم را برايش ارسال كردم. مدتي بعد هم گفت كه به من علاقهمند شده و پيشنهاد ازدواج داد، براي همين چند بار در پارك همديگر را ملاقات كرديم. او با حرفهاي عاشقانه مرا شيفته خودش كرد به طوري كه عاشق او شدم و علاقهام هر روز بيشتر ميشد. پس از آن هم گفت قصد دارد همراه خانوادهاش به خواستگاري من بيايد. خيلي خوشحال شدم و زماني كه خواستم موضوع را با خانوادهام در ميان بگذارم، شهاب گفت مادرش مرا به خانهشان دعوت كرده تا مرا از نزديك ببيند. از آنجايي كه در اين مدت به او اعتماد كرده بودم حرفهايش را قبول كردم و صبح روز 16 خرداد ماه بود كه به خانهشان رفتم. وقتي وارد شدم هيچ كس نبود و شهاب گفت كه مادرش براي خريد بيرون رفته و به زودي بر ميگردد اما من از حرفهايش فهميدم كه دروغ ميگويد و نيت شيطاني دارد به همين خاطر خواستم از خانهشان خارج شوم كه در را قفل كرد و مانع شد. خيلي التماس كردم و خواستم مرا رها كند اما فايدهاي نداشت و...
شاكي ادامه داد: بعد از آن ماجرا شبها كابوس ميديدم و وحشتزده از خواب بيدار ميشدم به طوري كه دچار مشكل روحي شدم و خانوادهام مرا نزد روانپزشك بردند. آنجا بود كه ماجرا را در ميان گذاشتم و بعد تصميم به شكايت گرفتم. وي در پايان گفت: من روز قبل به شهاب پيامك دادم و گفتم كه قصد دارم از او شكايت كنم اما او حرفم را جدي نگرفت.
مادر اين دختر هم گفت: مدتي قبل متوجه شدم دخترم دچار افسردگي شده است. او هر شب در خواب كابوس ميديد و فرياد ميزد تا اينكه فهميدم پسري به نام شهاب او را فريب داده است.
با طرح اين شكايت پرونده براي رسيدگي و تحقيقات بيشتر به دستور قاضي حسينپور، بازپرس شعبه پنجم دادسراي جنايي پايتخت در اختيار كارآگاهان اداره آگاهي قرار گرفت.