
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مردي به اداره پليس مراجعه كرد و گفت دختر 40 سالهاش كه مقيم پاريس است، چند روز قبل وارد تهران شده اما به طور مرموزي ناپديد شده است. شاكي در توضيح ماجرا گفت: من و خانوادهام ايراني هستيم اما چند سالي است مقيم شهر پاريس فرانسه شدهايم. چند روز قبل هم در خانهمان در پاريس بوديم كه دخترم رعنا خانه را ترك كرد و ديگر بازنگشت. وقتي به تماسهايمان جواب نداد به اداره پليس پاريس رفتيم و گم شدن او را خبر داديم. مأموران پليس پس از تحقيقات اعلام كردند نام رعنا در ليست مسافران تهران ثبت شده است و مشخص شد دخترم همان روز با پروازي به تهران آمده است. خيلي شوكه شدم از اينكه او بدون اجازه ما از فرانسه به ايران آمده است اما فكر كردم او به خانه بستگان و دوستانش آمده است چون ما سالي يك بار براي ديدن بستگانمان به ايران ميآييم به همين خاطر تلفني با آنها حرف زدم اما باز هم اثري از رعنا نيافتم تا اينكه تصميم گرفتم به ايران بيايم و از مأموران پليس كمك بخواهم.
شاكي ادامه داد: در مدتي كه به دنبال دخترم بودم فهميدم كه او از طريق شبكههاي اجتماعي با مرد جواني در تهران آشنا شده و احتمال ميدهم آن مرد دخترم را فريب داده و او را به ايران كشانده است.
پس از طرح شكايت بود كه تيمي از مأموران زبده پليس آگاهي به دستور قاضي سيفي، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي پايتخت براي يافتن مسافر پاريس وارد عمل شدند. مأموران در تحقيقات تخصصي دريافتند روز حادثه رعنا با پرواز خارجي به ايران آمده است و موفق شدند وي را تا فرودگاه امام خميني رديابي كنند اما مشخص نشد دختر گمشده از فرودگاه به چه مقصدي رفته است. بنابراين مأموران پليس همزمان با رصد شبكههاي اجتماعياي كه دختر گمشده در آن عضو بود، تحقيقات خود را در شاخههاي ديگري ادامه دادند تا اينكه دريافتند رعنا از مدتي قبل از طريق شبكههاي مجازي تلفن همراه با مرد 29 سالهاي به نام هوشنگ ارتباط داشته است. همچنين مشخص شد دختر گمشده چندين بار از پاريس، مبلغ زيادي به حساب بانكي هوشنگ واريز كرده است و روز حادثه هم از طريق تلفن با هم ارتباط داشتهاند. از سوي ديگر وقتي مأموران پليس سوابق هوشنگ را بررسي كردند دريافتند وي از متهمان سابقهداري است كه چندين سابقه سرقت خودرو و اخاذي در كارنامهاش ثبت شده است. بنابراين هوشنگ به عنوان مظنون اين حادثه تحت تعقيب پليس قرار گرفت. وقتي مأموران پليس براي دستگيري هوشنگ به خانهاش رفتند، متوجه شدند وي چند روزي است به خانه پدرياش نرفته و محل زندگياش را تغيير داده است. سرانجام مأموران در تحقيقات ميداني، محل زندگي هوشنگ را در حوالي شهرستان رباط كريم شناسايي كردند و مشخص شد وي چند روزي است در اين منطقه خانه كوچكي را اجاره كرده است و با زن جواني زندگي ميكند. دو روز قبل مأموران هوشنگ و رعنا را در يكي از خيابانهاي رباط كريم دستگير و به اداره پليس منتقل كردند.
رعنا در بازجوييها گفت: سال قبل از پاريس به ايران آمدم. مدتي در تهران خانه بستگان و دوستانم ماندم تا اينكه روزي تنها براي تفريح به پاركي در شمال پايتخت رفتم. در پارك نشسته بودم كه پسر جواني كيفم را قاپيد. وقتي از مردم كمك خواستم، هوشنگ كه تا آن زمان نميشناختمش به كمكم آمد و كيفم را از سارق پس گرفت. پس از اين با او آشنا شدم و از طريق شبكههاي اجتماعي با هم ارتباط داشتيم. وقتي به پاريس برگشتم ارتباط اينترنتي ما ادامه داشت و او مدام از من ميخواست تا به ايران بيايم. او وقتي فهميد من پولدارم پيشنهاد داد به ايران بيايم و او را به عنوان باديگارد خودم استخدام كنم. من دوست داشتم به ايران بيايم و براي خودم باديگارد داشته باشم اما خانوادهام اجازه نميدادند. من چندين بار از پاريس پول به حساب او واريز كردم تا اينكه تصميم خودم را گرفتم و بدون اجازه خانوادهام به ايران آمدم. هوشنگ در اين مدت محافظ من بود تا آسيبي به من نرسد و قرار بود من در ايران كاري پيدا كنم و براي هميشه پيش او باشم.
متهم نيز در بازجوييها گفت: من از طريق شبكههاي اجتماعي با رعنا آشنا شدم. وقتي فهميدم او پولدار است با حرفهايم فريبش دادم و گفتم كه باديگارد او ميشوم تا اينكه او هم به ايران آمد. من پولهايي كه او برايم فرستاده بود، خرج كرده بودم به همين خاطر مجبور شدم در حوالي رباط كريم خانه كوچكي اجاره كنم تا بعد با پول او جاي بهتري را اجاره كنيم كه دستگير شدم. متهم به دستور قاضي سيفي براي تحقيقات بيشتر در اختيار مأموران پليس قرار گرفت.