اين اولينبار است كه فردي دچار فلج كامل و مزمن قادر شده به اندازهاي كنترل ارادي عضلاتش را در دست بگيرد كه بتواند به خوبي و فعالانه با ابزار روباتيك طراحي شده براي تسهيل حركت كار كند.
علاوه بر اين دستگاه روباتيك، نوعي تكنيك جديد غيرتهاجمي تحريك نخاعي كه نيازي به عمل جراحي ندارد نيز براي كمك به اين مرد به كار گرفته شد. حركتهاي پاي او مزاياي ديگري نيز براي سلامتياش به همراه داشت، از جمله ارتقاي عملكرد قلبي- عروقي و كشيدگي طبيعي عضلات.
در اين رويكرد جديد يك لباس بيونيك باتريدار با يك روال كاري غيرتهاجمي در كنار هم قرار گرفتهاند. اولي به افراد كمك ميكند پاهاي خود را به شكل برداشتن قدم حركت دهند و دومي هم پيش از اين توسط همين محققان براي كمك به پنج مرد كاملاً فلج به كار گرفته شده بود تا بتوانند پاهاي خود را با الگويي ريتميك و هماهنگ حركت دهند. اين اعتقاد وجود دارد كه لباس بيونيك باتريدار براي اولين بار به افراد كاملاً فلج كمك كرد تا بدون نياز به عمل جراحي بتوانند قدرت حركت دادن ارادي پاهاي خود را دوباره بهدست آورند. (دانشمندان نام «راه رفتن» را براي اين دستاورد خود انتخاب نميكنند، به اين خاطر كه افراد كاملاً فلج هرگز نتوانستهاند به صورت مستقل و بدون استفاده از يك دستگاه روباتيك و تحريك الكتريكي نخاع راه بروند.)
پژوهشگران در آخرين تحقيقات خود مارك پولاك را مداوا كردند كه در سال 1998 بينايي خود را از دست داد و بعدتر به اولين مردي تبديل شد كه در مسابقه قطب جنوب شركت كرد. در سال 2010، پولاك از پنجره طبقه دوم يك ساختمان سقوط كرد و دچار آسيب نخاعي شد كه در نهايت به فلج شدن او از كمر به پايين انجاميد. در دانشگاه UCLA، پولاك بعد از چند هفته انجام تمرينات بدني بدون تحريك نخاعي و بعد از آن طي فقط پنج روز تمرين با تحريك نخاعي در يك دوره زماني يك هفتهاي و به مدت يك ساعت در هفته، توانست پيشرفت قابل ملاحظهاي داشته باشد.
رجي ادگرتون، مؤلف ارشد اين پژوهش و پروفسور ممتاز در زمينه بيولوژي و فيزيولوژي اظهار داشت: «اينكه بيماران كاملاً فلج بتوانند به شكل مستقل راه بروند كار بسيار دشواري است. اما حتي اگر به اين مرحله هم نرسند، اين واقعيت كه آنها به خودشان كمك كردند تا راه بروند باعث ارتقاي قابل توجهي در سطح سلامت و كيفيت زندگيشان ميشود.» در اين روند از يك دستگاه روباتيك ساخت شركت كاليفرنيايي در شهر ريچموند استفاده شد كه دادههايي را جمعآوري ميكرد و از اين طريق به گروه تحقيقاتي امكان ميداد تا مشخص كنند فرد مورد مطالعه، در مقايسه با كمكي كه دستگاه به او ميكند، تا چه اندازه ميتواند اعضاي خود به اختيار خودش حركت دهد. «اگر روبات همه كارها را انجام دهد، فرد نقشي منفعل پيدا خواهد كرد و سيستم عصبي او كاملاً از كار خواهد افتاد.» وي ادامه داد: با در نظر گرفتن دشواريها و پيچيدگيهايي آسيب نخاعي، هيچ نوع مداواي ثابت و مناسب همهاي وجود نخواهد داشت بلكه فقط ميتوان به تركيبي از مداخلههاي مختلف براي رسيدن به بازيابي عملكرد دست پيدا كرد.» با اينكه احتمالاً سالها با همهگير شدن و در دسترس قرار گرفتن رويكردهاي جديد فاصله داريم، اما او هم اكنون اعتقاد دارد كه ميتوان كيفيت زندگي بيماران دچار آسيبهاي شديد نخاعي را به شكل چشمگيري افزايش داد و به آنها كمك كرد تا بسياري از عملكردهاي بدني خود را بازيابي كنند. با وجود اينكه پيشرفتهاي قابل ملاحظهاي در آزمايشگاه او در حال شكلگيري است، اما به دليل محدود بودن منابع، وي فقط ميتواند با تعداد اندكي از بيماران تعامل داشته باشد.»
منبع: ساينس ديلي