
علل گرايش افراد به شبكههاي اجتماعي
جذابيت شبكههاي اجتماعي غير قابل انكار است. بسياري از افرادي كه در زندگي و روابط اجتماعي دچار خلأ هستند با چرخيدن در فضاهاي مجازي بهدنبال پركردن اين خلأهاي زندگي خود هستند. اين افراد بيشترين وقت خود را در اين شبكهها ميگذرانند و در واقع به آنها بايد لقب معتادان به اينترنت را داد. كارشناسان معتقدند به چند دليل افراد جذب شبكههاي اجتماعي ميشوند.
«الهام آزادنام» كارشناس ارشد روانشناسي در گفتوگو با يكي از خبرگزاريها گفته است: «افراد به 10 دليل به استفاده از شبكههاي اجتماعي مجازي گرايش پيدا ميكنند. شبكههاي اجتماعي، با قابليتهايي كه در اختيار فرد قرار ميدهند مانند ايجاد محيط شخصي، انتخاب دوستان، آزادي در بيان نظرات و مخالفت با نظرات ديگران، آزادي در استفاده از تفريحات مختلف و... حسي از كنترل شخصي و اراده فردي را به كاربر خود منتقل ميكنند. اين آزادي عمل و حس كنترل، يكي از اصليترين دلايل گرايش افراد بهخصوص جوانان به شبكههاي اجتماعي است. نوجويي و هيجانخواهي، ميل به محبوبيت و خودشيفتگي، حفظ ارتباط با ديگران در عين تنهايي، ميل براي فرار از محركهاي تنشآور، باورهاي غيرمنطقي و غيرسازشي، ارضاي نيازهاي رواني، ايجاد حس پيشرفت و غرور، اضطراب اجتماعي و اعتياد اينترنتي از ديگر دلايل گرايش افراد به شبكههاي اجتماعي است.»
تأثيرات منفي شبكههاي اجتماعي
تحقيقات نشان ميدهد كه براساس يك تقسيمبندي نسلي، نسل سوم بيشترين كاربران فضاي مجازي در ايران را تشكيل ميدهند. فضاي مجازي نوعي از بحران هويت را در ميان طيف گستردهاي از جوانان بهوجود آورده است. استفاده از اين شبكهها به صورت افراطي و بيمارگونه عواقب سوئي براي فرد و جامعه دارد. اين شبكهها به راحتي ميتوانند بر روي سبك زندگي، رفتارهاي اجتماعي، نوع روابط افراد جامعه، نوع پوشش، لحن صحبت و... تأثيرات منفي بگذارند. استفاده مداوم از اين شبكهها افراد را مبتلا به افسردگي و انزواطلبي ميكند.
كارشناسان روانشناسي معتقدند: «استفاده افراطي از شبكههاي اجتماعي تبعات مختلفي مانند بحران هويت، حسادت، اختلافات زناشويي و عذاب وجدان و تجربه طردشدن دارد.»
دنياي حقيقي به حاشيه ميرود
بايد به اين نكته توجه داشت كه جامعه مجازي، هيچ وقت جايگزين جامعه واقعي نخواهد شد. شبكههاي اجتماعي شرايطي را فراهم ميكنند كه افراد تنهايي خود را به بودن با جمع ترجيح ميدهند و سعي ميكنند بيشتر اوقات خود را در تنهايي و انزوا سپري كنند. يعني به جاي اينكه افراد روابط اجتماعي سالم درست و ارتباطات چهره به چهره داشته باشند، وارد دنيايي ميشوند كه كاملاً خلاف يك رابطه اجتماعي صحيح است. هنگامي كه افراد وقت خود را در شبكههاي اجتماعي ميگذرانند، باعث ميشود زمان كمي براي ارتباط با ديگران در دنياي واقعي باقي بماند. اين مسئله موجب كاهش مهارتهاي ارتباطي آنها ميشود و در نتيجه اين افراد قادر نيستند به درستي و به طور مؤثر با ديگران ارتباط برقرار كنند. مهارتهاي ارتباطي مؤثر و مناسب كليدي براي موفقيت در دنياي واقعي است و بايد گفت موفقيت اجتماعي و اقتصادي فرد با بهرهگيري از مهارتهاي ارتباطي چندين برابر خواهد شد اما استفاده بيش از حد از فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي بسياري از افراد را منزوي كرده است.
در پايان بايد گفت تمام ابزارهاي فناوري بهخصوص شبكههاي اجتماعي محاسن و معايب را دركنار هم دارند ولي ما بايد با انتخاب صحيح و استفاده درست از كاربردهاي مثبت اين فناوريها راه پيشرفت را براي خود هموار كرده و با دقت فراوان تأثيرات منفي اين فناوريها بر زندگي شخصي خود را كاهش دهيم.