در يكي دو سال اخير، هواي پايتخت در فصول گرم (گذشته از دود و دمي كه يكي از مهمترين عناوين هويتي پايتخت محسوب ميشود)، آلوده به گرد و غباري آزاردهنده شده است؛ گرد و غباري كه برخي از كارشناسان مظهر و منشأ بخش اعظم آن را منتج از فعاليت معادن شن و ماسه جنوب و جنوب غرب تهران (محدودهاي با وسعت400هكتار) دانستهاند و از آنجايي كه وزش باد غالب در پايتخت بزرگ و برخي از شهرهاي استان تهران از غرب به شرق در جريان است، گرد و غبار بستر معادن به راحتي، هواي نواحي مركزي و اطراف و اكناف پايتخت
(و حتي بنا به نظر دستهاي ديگر از صاحبنظران ساير شهرهاي استان تهران) را آلوده ميكند.
در اين راستا خانم شيدا آكار، رئيس اداره حفاظت محيطزيست شهرستان قدس، روز گذشته با تأكيد بر رعايت ضوابط زيستمحيطي توسط واحدهاي توليد شن و ماسه در اين شهرستان، از پايش معادن شهرستانهاي قدس، پاكدشت، شهريار و تهران در ماه آينده خبر داد و با اشاره به اينكه 56 واحد معدني شن و ماسه آبرفتي در حوزه قدس در حال فعاليت هستند، گفته است كه پايشهاي شبانه و موردي واحدهاي معدني شن و ماسه به طور مستمر در حال انجام است كه متولي اين پايشها اداره محيطزيست استان تهران است و اين امر زيرنظر مديركل اين اداره و با حضور رؤساي شهرستانهايي كه داراي بيشترين معادن شن و ماسه در استان تهران هستند، انجام خواهد شد.
تمام اين موارد در حالي است كه در روز 15تير سال جاري برخي رسانهها از جمله خبرگزاري ايرنا، مطلبي با تيتر «راه نفس معادن شن و ماسه جنوب تهران بسته شد» را منتشر كرد و در تشريح اين خبر نوشت: «خبرهاي خوشي در رابطه با پايان فعاليت معادن شن و ماسه جنوب غرب تهران به گوش ميرسد. حالا تهرانيها و به ويژه شهروندان منطقه 18پايتخت ميتوانند چشم انتظار اين باشند كه كمكم فضاهاي تفريحي، فرهنگي، گردشگري و فضاي سبز جاي گودالهاي عميق اين معادن را بگيرند.»
اما اكنون خبر خوش اين است كه استحصال از معادن موجود و تخليه نخاله در همه آنها ممنوع شده است. غلامحسين آرام، معاون فني عمراني فرماندار تهران با تأكيد بر تعطيلي يكي از معادن اين منطقه، گفت كه«فعاليت توليد و بازيافت شن و ماسه در منطقه 18به هيچ عنوان نبايد انجام شود، چراكه در مقطعي براي بازيافت شن و ماسه به اين معادن اجازه فعاليت داده شده بود و امروز ديگر نبايد اين فعاليت ادامه داشته باشد. از سه معدن فعال، دو معدن هيچ فعاليت استحصالي و بازيافت ندارد و تأكيد فرمانداري بر اين است كه اين معدن(معدن سوم) نيز بايد تمام فعاليتش را متوقف كند.»
با اين احوال فعاليت معادن ياد شده، گذشته از معضل گرد و خاك، سبب از بين رفتن بافت و پوششهاي طبيعي اين منطقه ميشود و همين امر وقوع يك بارندگي ساده را به بحراني فاجعهآميز مانند سيلاب ويرانگر روز 29تير سالجاري مبدل ميكند كه در يك بارش هفت دقيقهاي، قتل عامي به معناي اخص كلمه بر جاي گذاشت! اين درحالي است كه 14روز قبل از سيلاب مورد بحث و در روز 15تيرماه نماينده سازمان پيشگيري و مديريت بحران تهران در گزارش 19صفحهاي خود نسبت به مخاطرات ناشي از معادن شن و ماسه مجاور رودخانه كن هشدار داده و تصاويري به ثبت رسانده كه گسلهاي خطرناكي را در ديواره شرقي معادن نشان ميدهد اما متأسفانه بيتوجهي به اين گزارش فاجعهاي عظيم را در پي داشت. در اين گزارش آمده كه برداشتهايي با شيب نزديك به قائم و بدون رعايت تمهيدات خاص صورت گرفته است، بنابراين احتمال بروز حوادث مختلف از جمله رانش خاك و جاري شدن آب رودخانه به داخل گودها دور از انتظار نيست. با اين اوصاف نكات اشتراك زيادي بين معادن مجاور رودخانه كن و شهر قدس وجود دارد و شايسته است كه محيطزيست استان تهران به وظيفه قانوني خود عمل كند.